ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از پرينستون ، هيلاري كلينتون كه يك دموكرات اهل نيويورك است ، روز چهارشنبه در دانشگاه پرينستون آمريكا گفت اينكه آمريكا رهبري مذاكرات هستهاي با ايران را به انگليس ، فرانسه و آلمان در دو سال نيم گذشته سپرد ، اشتباه بوده است .
هيلاري كلينتون كه يكي از نامزدهاي مطرح براي انتخابات رياست جمهوري آينده آمريكا است ، تصريح كرد: « من معتقدم ما زمان مهمي را در برخورد با ايران از دست داديم زيرا كاخ سفيد تهديدات را جدي نگرفت . »
" منبع : خبرگزاري فارس "
يوسف طباطبايي همچنين گفته است : " متاسفانه شاهديم كه زنان معلم با آرايش هاي نامناسب در مدارس حاضر ميشوند كه بارها و بارها در طول سال هاي گذشته به مديران آموزش و پرورش اين موارد را گوشزد شده اما آنها پيگيري نكرده اند و وضعيت هر روز بدتر شده است . "
وي ادامه داده : " چنين معلماني صلاحيت ندارند كه كودكان و دانش آموزان را تربيت كنند و چنانچه در آموزش و پرورش كه يك سازمان فرهنگي است ، معلمانش سبب فساد باشند ، بهتر است در آن بسته شود .
"منبع : اختصاصي روز "
دقت كرده ايد كلمه ي فساد چه گستردگيه معنايي دارد در نزده اين قوم ؟
ضمنآ شهادت بر اساس نظر دستگاه های مربوطه اولویت بندی خواهد شد .
شرایط ثبت نام :
" منبع : راهه من "

" امير سعود الفيصل " ، وزير خارجه عربستان سعودی ، گفت :
اسلحه اتمی برای هيچکس فايده ای ندارد و اگر به عنوان مثال ايران روزی در صدد کاربرد چنين تسليحاتی عليه اسرائيل برآيد ، در نهايت فلسطينيان را خواهد کشت .
مهندس " حسين محمدي " افزود : با توجه به مفاد قرارداد , مقرر شده بود مبلغ قرارداد ، در 6 قسط مساوي پرداخت گردد , اما با گذشت بيش از دو سال ، هنوز 705 ميليون و 607 هزار و 430 ريال از مطالبات ايران برك به همراه ضمانتنامههاي بانكي مربوطه ، از سوي آن نهاد بلوكه شده است .
بنابر گفته مدير عامل اين شركت ، در حال حاضر مجموعه ايران برك در پرداخت مطالبات بيش از 800 كارگر خود درمانده است كه در صورت پرداخت بدهيهاي نيروي انتظامي ، كارگران ميتوانند به دريافت قسمتي از مطالبات خود اميدوار باشند .
" منبع : خبرگزاری کار ایران "
شایان ذکر است که وضعیت صنعت نساجی ایران پس از تسهیل واردات پارچه و منسوجات به ایران با بحران شدیدی مواجه شد و شرکت ایران برک که از با سابقه ترین شرکتهای نساجی در ایران است به یکی از معدود شرکتهای باقی مانده در این عرصه تبدیل شد .
این شرکت پس از تعدیل نیروهای مازاد خود که با تحمیل دولت در زمان جنگ به استخدام آنها پرداخته بود ، به پیشروی در این صنعت امیدوار شده بود که بلافاصله با بلوکه شدن حساب های خود توسط سازمان دولتی تامین اجتماعی و عدم پرداخت وجه قرارداد ها توسط نهاد های حکومتی از جمله نیروی انتظامی مواجه شد . این در حالی ست که وزارت کار قول تمام مساعدت های مالی از جانب دولت را با این شرکت داده است .
![]()
وی در نامه ي خود ضمن تشبیه رئیس جمهوری اسلامی به " آدولف هیتلر " ، رهبر آلمان نازی در جنگ دوم جهانی ، سخنان وی را با نسخه اصلی « نبرد من » به قلم هیتلر مقایسه کرد و مینویسد تفاوت این دو در این است که جائی که هیتلر شکست خورد احمدی نژاد در راه رسیدن به پیروزی است ، آن هم از طریق دستیابی به بمب اتمی .

لولوش هشدار می دهد که نتیجه ي آزاد گذاشتن احمدی نژاد یک جنگ خانمانسوز در منطقه است که اروپا را نیز درگیر می کند .
وی می نویسد راه حل ایده آل این است که از داخل جنبشی برای برقراری دموکراسی در ایران به وجود آید .
مدافعين حقوق حيوانات در حالي که لباس گوسفند را به تن دارند به سربريدن و قربانی کردن حيوانات در عيد قربان اعتراض می کنند .
اين اعتراضات در جلوی مرکز مسلمانان در شهر بروکسل انجام شد .
" منبع : BBC "
شما چه فكر مي كنيد ؟ نظره ديگران را بخوانيد و براي ديگران بنويسيد كه چه فكر مي كنيد .
*** متن ***
نهایت تمام نیرو ها پیوستن است ، پیوستن
این بخش به بررسی شعر و اندیشه ی فروغ فرخزاد پیرامون انسان ، می پردازد .

مختاری در این فصل به بررسی چگونگی بیان درد های انسانی از شخصی ترین آنها - در بدوی ترین شکل - تا تکامل یافته ترین شکل آن - در نگاهی به درد مشترک انسانها و راه رهایی از این درد - می پردازد .
فروغ را به عنوان کاشف و طراح رابطه ی بی واسطه ی انسان – البته در سطح شعر خود – معرفی می کند . کسی که موانع این رابطه را تا آنجا که دریافته ، تصویر کرده ، و به مبارزه طلبیده و هم شکلی از آن را در حیات هنری خویش ، و در تخیلش مجسم داشته است :
" شعر او عرصه ی احساس همین رابطه ی بی واسطه ، و کوشش برای تبیین و بر قراری آن است . یا فقدان این رابطه او را آزرده است یا دشواری ها و باز دارنده های ذهنی و عینی موجود بر سر راه آن ، او را به فریاد و فغان اندوه و نومیدی و ایمان و ستیز و تلاش و ایثار وا داشته است . "
وی نگرش فروغ را به انسان ، نگرشی هنری می داند و پایه ی این نگرش را...

اخيراً مقامات كشور تركمنستان نام خياباني را كه در آن كشور « هاشمي رفسنجاني » نامگذاري شده بود به « تركمن باشي » تغيير داده اند .
خيابان مذكور به مناسبت سفر آقاي هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به آن كشور نامگذاري شده بود .
به نظر مي رسد تغيير نام خيابان فوق الذكر در راستاي سياستهاي نيروهاي فرامنطقه اي ( آمريكايي ) حاضر در تركمنستان در جهت برهم زدن روابط دو كشور صورت گرفته باشد .
" منبع : عارف نيوز"
اين وبلاگ رفتار زشت مسولان كشور تركمنستان را به شدت محكوم كرده و از آقاي "ابراهيم نبوي" تقاضا دارد كه موضوع را پيگيري نموده و از اعتباره قلمشان در اعتراض به اين حق كشي ٬ تا احقاقه كامل حقوق تضييع شده ي مظلوم استفاده نمايند .
او که همواره اکثر اخبار حاشیه ای را به خود اختصاص داده اعلام کرده قصد دارد کاندیدای سناتوری جمهوری جرج آلن شود و به جرگه مردان سیاسی بپیوندد .

بن افلک بعد از جدایی از جنیفر لوپز تا مرز اعتیاد به الکل پیش رفت اما ازدواج او با جنیفر گارنر او را نجات داد و بار دیگر در هالیوود مطرح کرد .
Jennifer Garner
حالا این هنر پیشه ی پرحاشیه قصد دارد پس از " آرنولد شوارتزنگر " دومین چهره ی سیاسی هالیوود لقب بگیرد .
" گردآوري و تنظيم : سارا "
منبع : ماهنامه ي سينما و تئاتر جهان
یک لحظه هم به عقب برنگرد که خاطرات رو مرور کنی .
کسانی که باید به لیست سیاه می رفتند ٬ رفتند .
از خودت خجالت نکش .
باور کن مردها هم فاحشه دارند . مردهایی هم هستند که به دست آویز روشنفکری ٬ تمام دخترها رو کنار خودشون میخوابونن . همونطور که دلت برای زنهای فاحشه میسوزه ٬ واسه اونها هم دل بسوزون . فکر کن چقدر باید بدبخت باشند که از عقاید روشنفکرهای بیچاره واسه مخ زنی استفاده کنند .
بذار صبح تا شب توی فکر دست و پا و چشم یارهاشون صبح رو به شب برسونن . بذار با معشوقه های جفت و طاقشون از کنارت رد شن و به عشق پوزخند بزنند . فقط سعی کن بالا نیاری . بذار آزادی و آزاده بودن رو با وصل به پایین تنه بودن قاطی کنن . مهمه ؟
آن چنان که دیدیم این عامل فرم ، بازنمايي و یا فرانمايي نيست ، امّا « زيبايي » هست و آثار هنري همه به خاطر كيفيتي به نام زيبايي تحسين مي شوند . يعني ما به خاطر اين كيفيت است كه در مواجهه با آثار هنري به « لذت زيبا شناسانه » مي رسيم .
پس هدف همه ي آثار هنري لذت بخشيدن ٬ با زيبايي است و به قول هربرت ريد : « هنر كوششي است براي آفرينش صور لذت بخش كه اين صور حس زيبايي ما را ارضا مي كند . »
لذت زيبا شناسانه در ميل به ادامه يا تكرار تجربه متجلي مي شود .
زيبايي از سوی افراد مختلف و به گونه ها ي متفاوت تعريف شده ، اما از قول اريك نيوتن : « زيبايي آن نمودي از پديده است كه چون به وسيله ي حواس دريافت و از آنجا به مركز انديشه يا مشاهده ي دروني ادراك كننده منتقل شد ، بتواند واكنش هايي را مبتني بر تجربه هاي اندوخته شده ي شخص ، برانگيزد . »
تابلوی سوم مه 1808 اثر فرانسیس گویا
مي توان نتيجه گرفت هر قدر انبان تجربه ي يك تماشاگر پرتر باشد و توانايي اش به مشاهده ي دروني بيشتر ، تجهيزات وي براي درك زيبايي كامل تر است و باز به قول اريك نيوتن « ذوق » او پرورده تر می باشد .
جداي از اين گفتار مي توان گفت يك فيلم يا نمايش مي تواند حس دلسوزي و ترس را در تماشاگران برانگيزد . به قول آن شپرد : « همين عواطف است كه به شيوه اي زيباشناسانه و آزاد از تعلق برانگيخته مي شوند . »
منظور از اصطلاح « آزاد از تعلق بودن » در « نقد زيبا شناختی » که توسط كانت ارائه شده است آن نيست كه به هنگام داوري از دیدگاه زيباشناختی ، موضوعات هنري هيچ گونه علاقه و جاذبه اي را برنمي انگيزند ، بلكه منظور آن است كه اين داوري ها بر اساس ضرورت ها و نيازهاي ما به آن شيء صورت نمي گيرد و تنها فقط مي خواهيم در آن نمود كنيم و بر آن تأمل داشته باشيم .
تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک
امّا آيا براي داوري زيباشناختي ملاك و معياري نيز هست ؟

از دیدگاه وی ، آمریکا بحران دوجانبه ی اتمی ایران را تبديل به يك وضعيت جهاني تبدیل كرد و توانست اروپا را هم با ايران دشمن كند . وی می گوید غنی سازی اورانیوم ایران در روسیه که به عنوان پیشنهاد روسیه اینک مورد بحث است ، طرحی است که آمریکا تدوین کرد و از طریق اروپائی ها به مورد اجرا گذاشت .
وی می گوید آمریکا نمی خواهد اورانیوم ایران در روسیه غنی شود بلکه با عدم قبول این پیشنهاد از سوی ایران ، روسیه نیز به صف مخالفان برنامه اتمی ایران اضافه می شود . وی می افزاید برخورد با برنامه اتمی ایران طوری تنظیم شده است که راه دیگری جز ارجاع به سازمان ملل ، وضع تحریم ها و حتی تصویب برخورد از طریق نظامی ندارد .

او تاکيد کرد برخلاف گمان بسياری از متفکران مسلمان که فقه اسلامی را حاوی راه حل " تمام مسائل بشری " می دانستند ، تجربه تاسيس جمهوری اسلامی توسط يک فقيه ايرانی ثابت کرد که فقه با همه گستردگی آن ، پاسخ بسياری از سوالات و معضلات انسان امروزی را با خود ندارد .
به گفته دکتر سروش ، سئوال اين است که آيا حکومت ، جامعه را ديندار می کند و يا جامعه ، حکومت ديندار می سازد ؟
او در پاسخ به اين سئوال گفت : " ايران شايد نخستين حکومتی است که در آن ، قصد اين است که حکومت جامعه را ديندار کند . اما واقعيت اين است که ديندار کردن جامعه به دست حکومت ، نه مطلوب است و نه ممکن . چون ايمان ، اکراه بردار نيست و نيزچون ، اعمال قدرت بهترين راه عرضه ايمان نيست."
وی در ادامه سخنان خود با تاکيد بر اين که وظيفه شرعی هيچ کسی نيست که ديگری را به اجبار مسلمان کند گفت : " دولت ها می توانند مردم را مجبور به پرداخت ماليات کنند اما هرگز نخواهند توانست ايمان به خدا و پيامبر را در قلب ها بدمند . ايمان از جنس عشق است و عشق را به زور نمی توان ايجاد کرد . "

در پايان جلسه يکی از حاضران با اشاره به سخنان آيت الله مصباح يزدی و شاگردان وی درباره بی اهميت بودن رای و نظر مردم ، پرسيد : " آيا تصور نمی کنيد که در چنين زمانی سخن گفتن شما از جامعه اسلامی مطلوب ايده آليستی است ؟ "
دکتر سروش در پاسخ گفت : " وظيفه حکومت ها فراهم آوردن امکان زندگی اخلاقی است و جامعه مطلوب ما يک جامعه اخلاقی چندصدائی است . آقای مصباح ، از قضا نه فقيه است نه فيلسوف سياسی و سخنانی که می گويد حتی از سخنان نجف آقای خمينی هم عقب تر است . "
" منبع : BBC "
يك عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم ، در خصوص تحليلهايي كه درباره مرگ " آريل شارون " نخست وزير اسرائيل منتشر ميشود , گفت : " بعيد است مرگ شارون تاثيرمهمي در رفتارهاي جنايتكارانه و غير انساني رژيم اسرائيل ايجاد كند يا تاثيري بر سياستهاي ايران در اين خصوص بگذارد . "
محمد حسين فرهنگي ، نماينده ي تبريز در گفت و گو با خبرنگار پارلماني " ايلنا "، با بيان اين مطلب افزود : " شارون در فلسطين اشغالي جنايتهاي زيادي انجام داده و اثرات رواني مرگ او در سطح جهان و داخل فلسطين باعث خوشحالي همه حق طلبان خواهد شد . "
وي در خصوص سخنان ديروز احمدينژاد كه آرزوي درست بودن خبر مرگ شارون را كرده بود و احتمال شادي در ايران پس از مرگ شارون ، گفت : " من نمي دانم به صورت رسمي دولت برنامهاي براي شادي در اين خصوص دارد يا خير , ولي ميبينم كه مردم از مرگ اين جنايتكار خوشحال شدهاند . "
" منبع : خبرگزاري كار ايران "

" واکنشهای بین المللی به وخامت حال شارون "
" بهبودی 'اندک' در وضعيت جسمی آريل شارون "
شارون از جهنم برگشت
روزنامه کیهان پنجشنبه اعلام کرد که شارون به جهنم رفت . ظاهرا کیهانی ها پیش بینی می کردند که شارون تا روز شنبه بمیرد و تیترشان درست دربیاد ، اما ظاهرا شارون از جهنم برگشته است . کیهان در صفحه دوم نوشته است که شارون مرده است و خبرش را اعلام نمی کنند . من حدس می زنم اگر یک هفته دیگر هم شارون زنده بماند و مصاحبه هم بکند ، کیهان چنین تیتر می زند : اظهارات روح باصطلاح شارون منتشر شد . همزمان با آرزوی مرگ شارون توسط احمدی نژاد و کیهان ، گروهی از یهودیان افراطی که دلشان می خواهد فلسطینی ها را توی چرخ گوشت بریزند و با آنها همبرگر درست کنند ، نیز به تبعیت از شریعتمداری و احمدی نژاد مرگ سیاسی شارون را پیروزی خدا دانستند . از طرف دیگر بساط خودشیرینی برای جویندگان کار نیز راه افتاد . یکی از مستضعفان طرفدار احمدی نژاد در کرمانشاه اعلام کرد که اگر شارون بمیرد پنجاه میلیون شیرینی پخش می کند . وی همچنین اعلام کرد اگر جرج بوش بمیرد ، صد میلیون ریال شیرینی و شام بین مستمندان و فقرا تقسیم خواهم کرد .
سووال تاریخی : شما فکر می کنید چه دلیل تاریخی وجود دارد که ملت ایران سالهاست همیشه ناراحتی اش را از دیگران از طریق خواستن مرگ آنان اعلام می کند ؟
( مرگ بر آمریکا ، مرگ بر صدام یزید کافر ، مرگ بر شاه ، مرگ بر منافق ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر انگلیس ، مرگ بر فرانسه ... )
جواب تاریخی : ما ایرانیان ملت مهربان و دلسوز و نازنینی هستیم که انسان ها را دوست داریم .
منبع : روزنامه ي روز " ابراهيم نبوي "
با تشكر از " محمد علي نوري "

" ۱۸ / سپتامبر / ۱۹۸۷ : شروع انقلاب اسلامي "
« عدالت ، خرد ، هنر ، نيرو » .
هريك از اين چهار هنر در زمان خود از آن طبقه اي ويژه بود .
عدالت و تقوي ويژه ي روحانيان ، هنر ( به معناي جوانمردي و رادي ) از آن ارتشتاران و جنگاوران ، خرد ، ويژه ي دهقانان و نيرو مربوط به صنعت گران بود . از اوستا و پهلوي و زرتشت و دوره ي ساسانيان كه بگذريم در دوره ي اسلامي نيز معناي نيکي ها و فضيلت ها را دارد .
پس آنچه كه ما اينك هنر مي دانيم در گذشته چه ناميده مي شد ؟ در آن هنگام لغت « فن » تا حدي اين معنا را در خود داشت . اما هنر به معناي امروزينش ( Art ) درفرهنگ وجود نداشته است . آتن و يونانيان هنر را « تخنه » مي گفتند . آنجا نيز هر كس مهارتي داشت و صنعتي و فني ، ‹‹ تخنيس ›› بود . چه نقاش و پيكرتراش يا معمار باشد ، چه نجار و آهنگر یا پزشک .
« تخنه » در سير تاريخي خود تغيير صورت و معنا داده ، و امروز به صورت تکنیک در آمده است . بنابراين يونانيان دو گروه تخنه داشتند . يكي آنچه ما اينك هنر مي دانيم و ديگري به معنای فنون و صنایع . از نظر ارسطو تخنه اي كه ما به عنوان هنر مي شناسيم همان poesis به معناي شعر است . به نظر ارسطو اصل هنر ، شعر است . همچنان كه شوپنهاور و نیچه معتقدند که اين تنها موسيقي است كه هنر ناب است ، چه آن باز نمود چيزي نيست جز اراده . پس دانشي بي واسطه را از حقیقت به ما مي رساند .
schopenhauer
اکنون در گام نخست بايد بدانیم که « هنر » چيست ؟ و اگر اين پرسش به گفته ی « كارل پوپر » بر اساس تفكر اسكولاستيك ( مَدرسي ) شكل گرفته و پرسش از ماهيت دارد ؛ پرسش را بر اساس اصالت مطرح کنیم و از آنچه هنر می نامیم بپرسیم : چه چيزهايي را هنر مي ناميم ؟ و اصلا آنچه هنر را از فنون برجسته می کند چيست ؟
نظريه اي از افلاطون وجود دارد كه معتقد است هنر تماماً نسخه برداري است . البته پیروان این نظریه نسخه برداري يا بازنمايي را تنها از طبيعت نمی دانند . بلكه بازنمایی مي تواند از فرم ايده آل ( مثل افلاطوني ) ، يا حتي از ذهن هنرمند نیز صورت گيرد و يا گاه حالت قراردادي به خود بگیرد . يعني علايم و قراردادهايي در اثر هنري وجود داشته باشد که بتواند به نسخه ي اصلي باز نموده شود . با اين نظر مي توان حالت روحي و احساساتي همچون غم ، خشم و … را نيز بازنمايي كرد . اين نظریه البته جالب است ، اما با اين برداشت از بازنمايي ، تعريف آن را بسيار بسط داده ايم و آن را امري مبهم ساخته ايم . حقیقت آن است كه تنها اشياي محسوس را مي توان بازنمايي كرد و احساسات و حالت روحي ، معمولاً توسط آثار هنري فرانموده مي شوند . يعني احساسات را پدیدار می کنند . برای نمونه يك قطعه ي موسيقي غم را فرا مي نمايد ، نه اينكه آن را باز مي نمايد يا تصوير مي كند .
از همين جا نظریه ی دومي شكل مي گیرد كه كار هنر را فرانمايي عواطف مي داند و آن را به حالات روحي هنرمند ربط مي دهد . اين نظر در سده های هژده و نوزده ، توسط پیروان مکتب رومانتيسم در اروپا بسط داده شد و اهميتي كلي پيدا كرد و بعدها مكتب اكسپرسيونسيم ( بيانگرايي ) را بنیان نهاد .
اما جداي از مناقشاتي كه بر سر راه چگونگي بیان ( فرانمایی ) اين احساسات درمي گيرد ، اين نظریه عناصر عقلي را در هنر نادیده می گیرد . بايد گفت درهنر ، مهارت فني نيز لازم است . یعنی شايد آنچه عواطف را فرا مي نمايد مهارت فني يا فرم اثر هنري است . مثلاً ريتم يا فواصل موزيكال و ويژگي هاي فرمي يك قطعه ي موسيقي ، آن را شاد يا غمگين مي سازد و نه حالت هنرمند در هنگام ساختن آن قطعه . برای نمونه دریک قطعه ي موسيقي به جاي آنكه بگوييم با مقدمه اي آرام و شاد آغاز گشت مي توان گفت قطعه در گام دو ماژور آغاز شد . نيز به جاي آنكه بگوييم قطعه رفته رفته حالت تلخ و رنج آور به خود گرفت مي توان گفت قطعه به گام مينور رفت . اينجاست كه نظریه ی سومي شكل مي گيرد كه گوهر هنر را بايد در فرم آن جستجو كرد . به عنوان مثال از ديدگاه اين نظريه موسيقي تماماً فرم است . يعني اصوات موسيقي ، ملودي ها ، هارموني ، ريتم و سازگاري ، همچنین هنرهاي بصري همچون نقاشي آنچه مهم است صرفاشكل است و خط و رنگ وحجم بي آنكه به بازنمايي بينديشيم يا حتي به فرانمايي احساس . در ادبيات نيز وزن شعر و چگونگي قرار گرفتن كلمات دركنار هم وساختار و طرح داستان اهميت دارد و ... ؛ البته در موسيقي شايد اين سخن صحيح باشد چرا كه در آنجا برتري با عناصر فرمي است ، اما اگر بخواهيم مثلاً هنرهاي بصري ( همچون نقاشي ) را فقط از ديد فرم بررسي كنيم آنگاه بايد گفت ، ديگر اين تصاوير يا به عبارتي نقش و نگارها در ما علاقه ای را بر نمی انگیزند .

" تابلوی سنگ شکنان اثر گوستاو کوريه "
در اينجا برخي سخن از فرم معني دار به ميان مي آورند . یعنی فرمهاي هنری به ترتيبي با ويژگيهاي فرمي عواطف آدمي در وجه كلي مطابقت دارند يا به عبارتي فرمها نماد احساسند . در اينجا ما باز به فرانمايي برگشته ايم و می توان گفت اين نظریه خود نوعي اكسپر سيونسيم است .
نقد فرماليسمي به نظم ، انسجام و كليت اهميت مي دهد و فقط اثر هنري را در نظرمي گيرد ، نه به هنرمند كاري دارد و نه به مخاطبان اثر . بايد گفت هرچند كه در اثر هنري ، فرم بسيار مهم است ، امّا معمولاً هر اثر هنري را به صرف اينكه داراي فرم و نظم و انسجام است اثر هنري موفقي نمي توانيم بشماريم . پس آن چيزي كه فصل مميز هنر از غير هنرست چيست ؟
در این باره در بخش های پسین گفتگو خواهیم کرد .
اين خانمه به قوله آقايه نبوي " برنج " هم آدمه فرهنگ شناسيه .
قبول نداريد ؟ به گزارشه راديو فردا در اين زمينه توجه فرماييد :
" خانم رایس با اشاره به این كه کسی نمی خواهد مردم ایران را به انزوا بکشاند ، گفت ایران مردمی بسیار خوب و با فرهنگی غنی دارد ، اما در حال حاضر آنها رهبری دارند که به نظر می رسد ایران را در برابر جامعه جهانی به جای همکاری به اختلاف کشانده است . "
باز هم به قوله آقايه نبوي ٬ آگاهان پرسيدند : شما به با فرهنگها ماچم ميدين ؟
فدراسيون جهاني مسابقات ملي رياضي ( WFNMC ) يكي از استادان دانشگاه صنعتي اصفهان را به عنوان برنده جايزه « پال اردوش 2006 » معرفي كرد .
دكتر " علي رجالي " به همراه دو تن از فعالان توسعه رياضي از كشورهاي فيليپين و آمريكا به عنوان برندگان اين جايزه علمي جهاني انتخاب شدهاند .
جايزه « پال اردوش » يكي از دو جايزه فدراسيون جهاني مسابقات ملي رياضي است كه به رياضيداناني كه نقش موثري در توسعه رياضي در سطح ملي و ارتقاي آموزش رياضي ايفا كردهاند ، اعطا ميشود .
مشاركت در پايهگذاري مسابقات ملي رياضي، راهاندازي خانههاي رياضيات و انجمن علمي معلمان رياضي براي اولين بار در اصفهان ، مشاركت در تاسيس انجمن آمار ايران و گروههاي مطالعاتي كميسيون بينالمللي آموزش رياضي از جمله دلايل انتخاب اين رياضيدان ايراني است .
از دكتر رجالي دهها مقاله در زمينههاي آمار ، آموزش رياضي ، نظريه اعداد و ... در مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسيده است .
وي در سطح بينالمللي نيز از بدو تشكيل WFNMC با آن همكاري داشته و در بسياري از كارگروههاي اين فدراسيون نقشي عمده ايفا كرده است به طوري كه رييس و هماهنگكننده بخشهاي هندسه در دو كنفرانس WFNMC در چين و استراليا بوده است .
" منبع : ايسنا "
محمد علي دادخواه ، وکيل مدافع اين دانشجو ، در مصاحبه با راديو فردا ، گفت : علیرغم آنکه مديريت ارشد قوه قضائيه ، کرارا اعلام کردند که از اين پس ، دانشجويان به دادگاه احضار نخواهند شد . متاسفانه ، به طورمکرر دادگاهها مبادرت به احضار ، محاکمه ، و محکوميت دانشجويان ميکنند ؛ به ويژه اين که بيشتر اين جوانان را با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلامي احضار ميکنند ، و جرم سنگين
اقدام عليه امنيت کشور را به آنها منسوب می کنند ، که امري است بسيار دور از انصاف و اصول .
احکام چت در اسلام :
اگر مردی و زنی به قصد چت خصوصی وارد " مسنجر " شوند ، واجب است قبل از شروع چت ، صيغه ی حلاليت مجازی بين آن دو جاری شود . اين صيغه به صورت یک " لوگو " در دسترس چت کنندگان قرار می گیرد و با فشار روی آن ، به صورت خودكار جاری می گردد . كليك كردن یک طرف واجب و کلیک کردن هر دو طرف چت کننده مستحب می باشد .
صيغه ی حلالیت مجازی ، با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، خود به خود فسخ می گردد .
صيغه ی حلالیت مجازی مختص زنان بيوه می باشد .
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره ی چت يا بيشتر از آن نيستند .
صیغه ی حلالیت مجازی بر زنان متاهل حرام است .
زنان متاهل فقط می توانند از صيغه ی مجازی محرميت استفاده كنند .
در وضعیت صیغه ی محرمیت مجازی ، چت در حد سلام و احوالپرسی و درصد کمی اروتيسم جایز است .
صيغه ی مجازی محرميت ، مانند صيغه ی مجاز حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار دارد .
احكام جاری شدن و فسخ هر دو نوع صيغه يكسان است .
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره ی چت هم زمان را ندارند .
فرستادن هر نوع " ايكون " بعد از جاری شدن صيغه بلا مانع است .
در 1309 نمايشنامهي پروين دختر ساسان و اولين مجموعه داستان هدايت ، زنده به گور منتشر ميشود . اما مهمترين اتفاق ادبي اين سال ، آشنايي چهار تن از جوانان خوشذوق و پر تلاش است كه طي سالهاي آتي به صورت گروهي ادبي در ميآيند .
اين چهار تن عبارتند از صادق هدايت ، بزرگ علوي ، مسعود فرزاد و مجتبي مينوي . هر يك از اين چهار تن دستكم به يك زبان خارجي آشناست و ديگران را با ادبيات آن زبان آشنا ميكند ؛ هدايت فرانسه ميداند ، علوي آلماني ، فرزاد انگليسي و مينوي عربي .
محور گروه ربعه و اطرافيانش صادق هدايت است .
بزرگ علوي
اين گروه كمكم نامي نيز مييابد . نامي البته طنزآميز كه نشاندهندهي روحيهي نوجو و كهنهستيز اين جوانان جوياي نام است : « ربعه » . اين واژه كه قرار است نشانهي چهار نفر بودن اين حلقه باشد ، واژهاي جعلي است و معناي درستي ندارد . اما جوانان پرشوري كه سوداي متحول كردن ادبياتفارسي را در سر ميپرورانند ، بيش از آنكه در بند درستي ساخت واژه و معناي آن باشند ، به قول خودشان به قافيهي آن ميانديشند . « ربعه » هموزن « سبعه » است .
سبعه لقب گروهي است متشكل از هفت تن از ادباي جا افتاده و موجه آن زمان كه گاهي گرد هم ميآيند و به بحث و گفتگو ميپردازند . رشيد ياسمي ، نصرالله فلسفي ، جلال همايي ، عباس اقبال آشتياني ، بديعالزمان فروزانفر ، سعيد نفيسي و محمدتقيبهار .
البته تعداد واقعي اين گروه از هفت نفر بيشتر است و شامل سيد حسين تقيزاده و محمد قزويني و قاسم غني و علي اصغر حكمت و احمد بهمنيار و وحيد دستگردي هم ميشود . چنان كه تعداد رقباي كافهنشين اين گروه نيز بيش از چهار تن است و كساني مانند حسن رضوي و پرويز ناتل خانلري و عبدالحسين و نوشين و مينباشيان و آندره سوريوگين هم كم و بيش در شمار آن ها به حساب ميآيند و با شين پرتو و محمد مقدم و ذبيح بهروز نيز ارتباط دارند .
علي اكبر دهخدا 
در ميان ادباي نامدار آن دوره ، يك تن اين جوانان جوياي نام را جدي ميگيرد : مرد ادبيات و سياست ، علي اكبر دهخدا . هم اوست كه به اين جوانان توصيه ميكند بيهوده با آن ادباي صاحب نام در نيفتند ؛ بلكه تلاش كنند تا به اندازهي آنها بياموزند و كار كنند در عين حال دهخدا آنقدر ادبيات را ميشناسد كه اين جوانان را جدي بگيرد .
او هنگام تدوين لغتنامه از هدايت ميخواهد زندگينامهي خودش را براي ذكر در لغتنامه بنويسد و وقتي هدايت مثل هميشه موضوع را به شوخي ميگيرد و مطلب نامربوط و نامناسبي مينويسد ، خود مقالهي « صادق هدايت » لغتنامهاش را تأليف ميكند . هدايت نيز دهخدا را جدي ميگيرد و هنگام تأليف امثال و حكم ، با دست و دلبازي همهي يادداشتهايش را در اختيار دهخدا ميگذارد .
گروه ربعه ديري نميپايد و چند سال بعد با سفر مينوي به لندن ( در 1314 ) و سفر هدايت به بمبئي
( در 1315 ) و به زندان رفتن علوي در ( در 1316 ) از هم ميپاشد .
فرزاد سالها بعد در عباراتي كه يادآور « قضيه » هاي وغوغ ساهاب است ، سرنوشت اين گروه را چنين ترسيم ميكند : « هدايت مرد و فرزاد مردار شد ، علوي به كوچهي علي چپ زد و گرفتار شد ، مينوي به راه راست رفت و پولدار شد ! »

از راست : يان ريپكا ٬ مجتبي مينوي ٬ غلامحسين مين باشيان ٬ بزرگ علوي .
نشسته : آندره سوريوگين و صادق هدايت در منزل مجتبي مينوي ٬ تهران .
گردآوري و تنظيم : " زهرا "

سرمقاله این روزنامه به قلم مریم معمارزاده ، با عنوان « مبارزه شرافتمندانه ي اکبر گنجی » نوشت : روزی مهاتماگاندی گفت قدرت در قالب توان جسمی نیست ، بلکه قدرت از اراده تسخیر ناپذیر نشات می گیرد و گنجی ناراضی سرشناس ایران ، علیرغم تحمل اثرات دو ماه اعتصاب غذا ، شکنجه و زندان انفرادی نشان داد که مردی است با خمیره مهاتماگاندی .

این روزنامه نوشت اکبر گنجی روزنامه نگار و تئوریسن سیاسی که شعار مبارزه بدور از خشونت را سر می دهد ، با وجود جسمی که به تحلیل می رود ، سرسختانه به مبارزه با دیکتاتوری مذهبی در ایران
ادامه داده و خواستار عزل آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی است .




آنچه می خوانید چند پاراگراف از نقد " روبرت صافاريان " از فیلم " يك بوس كوچولو " ساخته ی بهمن فرمان آرا در روزنامه ی شرق است .
و در انتها نظرات يكي از نويسندگان وبلاگ را در مورد اين نقد مشاهده خواهيد كرد .
فرض كنيد شما آقاى فرمان آرا كه فيلمساز مهمى هستيد فرزندى داشته باشيد كه نقاش يا شاعر باشد و شما آثار او را نپسنديد ، آيا از اين بابت گناهى متوجه شماست ؟ معقول تر اين نيست كه در اين رابطه مشكل از آن فرزندى باشد كه تا اين اندازه نيازمند تأييد پدر است ؟
فيلم حتى برخى واقعيت هاى ساده را ناديده مى گيرد . مثلاً توجه كنيد به صحنه اى كه گروهى دانشجو دور شبلى را مى گيرند و از او امضا مى گيرند ، در حالى كه كسى سعدى را نمى شناسد . آيا به راستى هنرمندان جلاى وطن كرده ما تا اين اندازه گمنام و فراموش شده هستند ؟
با وجود اشاره هاى آشكار و پنهان يك بوس كوچولو به ابراهيم گلستان ، بنا را بر اين گذاشتيم كه با دنياى خيالى و شخصيت هاى ساخته و پرداخته ذهن نويسنده كار داريم ، كمااينكه فيلمساز مى تواند بگويد شما اشتباه مى كنيد ، همه شباهت ها اتفاقى است و اين فيلم هيچ ربطى به ابراهيم گلستان ندارد . اما واقعيت اين است كه بسيارى از بينندگان فيلم ، سعدى را همان ابراهيم گلستان مى گيرند و موضع خصمانه فيلم نسبت به سعدى را موضع فرمان آرا نسبت به ابراهيم گلستان تلقى مى كنند . به گمانم اين شيوه ی حمله به يك شخصيت حقيقى و زنده شيوه ناجوانمردانه اى است . چون مى توانى هرچه دلت خواست بگويى و بعد هم بگويى مرادت اصلاً آن نبوده كه شما گمان كرده ايد . پرخاشگرى هاى ابراهيم گلستان - كه براى من گاه به شدت آزاردهنده اند - دست كم اين حُسن را دارند كه شفاف و روشن اند و هر عيبى كه براى هر آدمى قائل اند با نام و بى پرده پوشى بيان مى كنند .
" منبع : شرق "
اتفاقا چیزی که در فرمان آرا هست و فیلمش را برای من جذاب می کند نگاه چند بعدی او به شخصیت هاست .
نگاهی که به هیچ وجه عظمت شخصیت سعدی را نادیده نمی گیرد ، و از او یک شخصیت واقعی می سازد .
صحنه ای از فیلم را یاد آور می شوم که پروانه ، دختر سعدی ، از زبان خود و کامران می گوید : " ما چیزی جز عشق و احترام برای شما نداریم ... "
یا صحنه های بسیاری که سعدی تنها ایران را فریاد می کند . همینطور درد او از فقدان آزادی در صحنه ای که در کلانتری ست . همچنین رنجش او از آزار یک قاطر یا گاهی خاطره های او از احساسات پاک انسانی ...
چنان که برداشت ما نمی تواند از سعدی یک جانبه باشد . او ما را وادار می کند واقعی بنگریم ...
چه این گونه بنگریم که این شخصیت گلستان است ، یا بر عکس گلستان بودنش را نفی کنیم ، از نظر من در هر دو صورت در اشتباهیم .
این درد ماست به عنوان یک ایرانی که اولین اندیشه ی ما مغرضانه ترین آن است ...
این نگاه تنها اثری که دارد ، نادیده گرفتن جنبه ی هنری این اثر است ... مثل همیشه موهبت بزرگتری را از دست می دهیم درست به خاطر آنکه اندیشه ی ما بر مبنای توطئه و فاجعه شکل می گیرد ...
حسام
دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری " مهر " افزود : فشارهای شدید روحی و روانی ناشی از مشکلات مالی باعث می شود فرد بازنشسته در سالهای ابتدایی بازنشستگی دچار سکته مغزی یا قلبی شود و این روند در کشور با توجه به مشکلات مالی ، بسیار مشاهده می شود .
ابهری تصریح کرد : بازنشستگان سایر کشورها مشکلات معیشتی و هزینه های بالای بازنشستگان ایرانی را ندارند ، در حالی که بازنشستگان کشورمان با درآمد ناچیز مجبور به گذران زندگی هستند و این در حالی است که از حداقل تسهیلات نیز محروم هستند .
" منبع : خبرگزاري مهر "

او پس از گذشت حدود دوماه از فوت مصطفی اسکويی ، همسر سابقش و ديگر بنيانگذار تئاتر آناهيتا در گذشت .
به این مورد برخورد کرده بودید که خانمی بعد از در گذشت همسرش ٬ در بازه ی زمانی اندکی فوت کرده باشد ؟
ده ها نهنگ سرگردان که در سواحل نيوزلند گرفتار شده بودند ، به ضرب گلوله کشته شده اند تا کمتر عذاب بکشند زيرا مقامات تشخيص داده بودند بازگردان آنها به دريا بسيار دشوار است .
اداره حفاظت از محيط زيست نيوزلند اعلام کرد که هرگونه تلاش برای شناور کردن مجدد اين پستانداران می توانست برای انسانها خيلی خطرناک تمام شود و شايد به ثمر نمی رسيد .
امدادگران به چهل و یک نهنگ ديگر تيرخلاص زدند تا کمتر عذاب بکشند .
" منبع : BBC "
خدا همه ي گمراهان رو به راه راست هدايت كند . از خدا خيلي متشكرم كه من رو هم شامل راه راستي کرد كه نعمت و منتي است بر پيكره ي اشرف مخلوقات .
عجب گمراهي بودم من ها ! همش فكر مي كردم فقط سازمان حفاظت از محيط زيست ايران حيوانات رو مي كشه ٬ نگو همه جا مي كشن .

در ادامه ي مطالب گذشته در ده بخش جدا به بررسی انسان نگری نیما می پردازد :
۱ - زندگی و اجزا و نمود های کوچک :
" ذهن هنری اساسآ تابع عمده و غیر عمده کردن نیست ، و اگر باشد ، تابعیت یک هدایت سیاسی-فلسفی ویژه را پذیرفته است . در این صورت هنرمند صدمه خواهد دید و شعر یا هنرش تابع هدایتی بیرونی می شود و آزادی آفرینش را از دست می دهد .
برای هنرمند هر پدیده ی بزرگ و در اولویت است ... چنانکه شخصیت های شعری نیما معمولا افرادی دردمند ، عادی ، کوچک و زحمتکش هستند ... "
۲ - انسان ارزش اصلی است :
" در هنر همیشه رابطه ای از سوی جز به کل برقرار است ، هنر همیشه جز را قابل تعمیم می کند . به همین سبب نیز نقطه ی عزیمت ذهن و خیال نیما ، انسان کلی جهانی نیست . در شعر او انسان در کل مطرح نمی شود تا جز را با خود منطبق کند بلکه شعر او از طرح جز به قانون همبستگی اجزا در کل می رسد . و در نهایت :
آواز های آدمیان را یکسر
من دارم از بر
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب میبینم ...
۳ - از آدمهای کوچک همه کاری ساخته است :
قطره ی ناچیز را مانم ولیکن
همچنان دریای طوفان زا به دل همواره می جوشم
من به نیرویی که دارم دردناک این خاکدان در هم بکوبیده،
وز غبار کوفته هایش دگر سان خاکدان را می دهم بر باد ...
۳ - قانونمندی عمومی-انسانی-تاریخی در کار است :
" نیما به یک قانونمندی انسانی-تاریخی معتقد است که به آرزو های او رنگی از یقین می بخشد . و اگر چه این یقین در حوزه ی پیش بینی مراحی حتمی تاریخ به کار نیامده ، در حوزه ی امیدواری به آنچه آدمی در پی آنست و در راهش می کوشد ، مطرح شده است .
بینش نیما اگر چه با انعطافی که اخیرآ در اندیشه ی بشری پدید آمده کمی متفاوت است ، اما از جزمیت مبراست . در نظر او آزادی اراده چیزی نیست جز ظرفیت آدمی برای تصمیم گیری بر اساس آگاهی از موضوع .
۵ - نقش انسان آگاه نقش کاشف آگاه است ، نه بیش :
" در شعر نیما ، پیشرو یک بیدار گر است که با همه آمیخته است . تنها فرق او آگاهی او یا زود تر آگاه شدن اوست . این امتیاز فاصله ای نپیمودنی میان او و همراهانش به وجود نمی آورد . این امتیاز در حقیقت تعهد یک وظیفه است و نه کسب برتری . زیرا اساس این گرایش در همبستگی انسانهاست . از نظر او خالص ترین و انقلابی ترین پیشاهنگ نیز جزء قطره ای از اقیانوس مردم نیست . "
روزنامه ایتالیایی " لااستامپا " در مقاله ای با عنوان «چه کسی با احمدی نژاد فوتبال بازی می کند ؟» می نویسد تیم ملی ایران هنوز نتوانسته است حریفی برای بازیهای دوستانه قبل از آغاز جام جهانی پیدا کند .
لااستامپا نوشت اگرچه تیم ملی فوتبال ایران توانست به جام جهانی 2006 آلمان راه یابد و امکان حذف این تیم به شدت ضعیف است ، ولی در پی اظهارات محمود احمدی نژاد که هالوکاست یا یهودی کشی
در جنگ جهانی دوم را افسانه خواند ، در عمل ایرانی ها تحریم فوتبالی شدند و تیم ملی هیچ کشوری حاضر نیست با آنها بازیهای دوستانه
برقرار کند . به نوشته این روزنامه در دفتر فدراسیون بین المللی
فوتبال ، فیفا ، در شهر زوریخ ، می گویند بازیهای دوستانه ربطی به آنها ندارد .
این روزنامه به نقل از رئیس فدراسیون فوتبال ایران نوشت : " این جمهوری اسلامی است که تا کنون از هیچ تیمی برای بازیهای دوستانه دعوت به عمل نیاورده است زیرا هر گونه تصمیمی در این رابطه
را به بعد از قرعه کشی جام ملت هاي آسیا که چهارم ژانویه برگزار می شود ؛ موکول کرده است . "
" تمام كتابهاي صادق هدايت و كتابهاي دربارهي او ، بلاتكليف ماندهاند و هيچ پاسخگويي در اين زمينه انجام نشده است " .
به گفتهي برادرزادهي اين نويسندهي معاصر ، " حتي جلو انتشار كتابهايي هم كه پيش از اين مجوز چاپ گرفتهاند ، گرفته شده است . "
شايانه ذكر است بزرگترين و مشهورترين اثره مرحوم هدايت «بوف كور» همچنان مجوز انتشار ندارد .
*** متن ***
همه را با تن من ساخته اند
در این بخش نویسنده به بررسی شعر نیما ، از منظر رویکرد وی به انسان ، می پردازد . با طرح نمونه هایی از شعر های او ، تغییرات نگرش نیما به انسان ، در طول حیات وی را معرفی می کند .
بررسی شعر نیما را در یک بستر تجربی معقول تر می داند ، چنانکه حیات شعری وی را به لحاظ تاریخی به سه بخش عمده تقسیم کرده است :
دوره ی اول ، نگاه سنتی :
مختاری در این بخش ، نخستین شعر نیما -قصه ی رنگ_پریده ، خون_سرد- را نشان می کند و به بیان نشانه های دید سنتی مرسوم در ادبیات کهن ، به انسان ، می پردازد :
" او از یک سو خود را قهرمانی تافته ی جدا بافته ، عقل کل ، و جستجو گر حق قلمداد کرده است که هیچکس قدرش را نشناخته و از سویی دیگران را ، دونان و نادانان و نا اهلان همانند دانسته است ، که نه از عقل پاک بهره ای دارند ، و نه از حق شناسی و همه بر باطلند . "
در جایی دیگر نیز به بینش سنتی آن زمان نیما به طبیعت اشاره می کند :
" پس همه در خور نفی و تعریض و تسخیر و دشنامند . راهی جز تنهایی و انزوا و گوشه گیری از این خلق نیست . تنها جایی هم که می توان به آن پناه برد کوهستان و جنگل و طبیعت روستایی است که هنوز از هجوم مظاهر زندگی شهری مصون مانده است . "
دوره ی میانی ، دید دوگانه :
این دوره را دارای این خصیصه می داند که هم نشانه های تفکر سنتی حاکم بر نیما در آن یافت می شود و هم تلاشی ملموس برای رهایی از آن گرایش ها و پیوستن به نگرشی نو به انسان و رابطه ی آن با طبیعت به چسم می خورد :
" در این شعر های دوره ی گذار ، گرایش به طبیعت نیز چون گرایش به انسان ، هنوز زیر سیطره ی فکر سنتی است . گرایش به طبیعت هنوز تابع آن حالت منفعل و نستالژیک است که بر غربت زندگی روستایی در هجوم شهر و تمدن و ... دل می سوزاند . "
اما دسته ای دیگر از شعر ها را معرفی می کند که سرشار از شوقی عدالت خواهانه و قهرمان گرایانه علیه فقر و ستم و استبداد است .
دوره ی سوم ، گرایش به انسان :
نویسنده گرایش به انسان را دارای دو شخیصه ی خاص می داند :
اولی رابطه ی بی واسطه ی انسان با طبیعت که در شکل ایده آلش همانی با طبیعت است ، و دومی رابطه ی بی واسطه ی انسان با انسان که نهایتآ همان عشق است .
مختاری سپس به بیان شیوه ی اندیشه ی نیما – که متجلی در شعر اوست – به این دو مقوله می پردازد .
رابطه ی بی واسطه با طبیعت :
" در این نظام ذهنی ، پیوند عاطفی و اندیشگی انسان با هستی ، دردمندانه برقرار می شود . و عطوفت نیما در گرایش به انسان ؛ همچون شفقت انسانی او در گرایش به طبیعت تجلی می کند . همان گونه که به یبایی می اندیشد ، نسبت به درد داوری می کند . و نتیجه اش جز این نشست که زیبایی طبیعت را نیز چون زیبایی انسان از درد بپالاید ....
بدین سبب طبیعت گرایی نیما ، که از نوع طبیعت گرایی انسان گرایانه است ، به برخی حساسیت های شاعرانه و جلف که بازگشت به طبیعت را بازگشت به دامان دشت و دمن و خلوت غیر اجتماعی ؛ و در حقیقت به عقب ماندگی روستایی ، یکی می انگارد ، هیچ گونه مناسبتی ندارد ... "
سپس عوامل اصلی شعر نیما را در این رابطه به دو بخش تقسیم می کند و به آنها می پردازد .
در حقیقت استفاده ی بی نظیر نیما را از جز جز طبیعت برای بیان درد ها و زیبایی های مسائل انسانی به نگرش انسانی وی به طبیعت تعبیر کرده است .
زرد ها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نینداخته است بیخودی بر دیوار
صبح پیدا شده از آنطرف کوه " ازاکو " ، اما
" وازنا " پیدا نیست .
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار ...
رابطه ی بی واسطه ی انسان به انسان :
" اگر در بخش نخست همبستگی درونی با طبیعت در میان بوده است ، اینجا همبستگی ذهنی با جامعه ، در جزئیات صریحی نمودار شده است .
شاعر که تنهایی بشر را حاصل موقعیت تاریخی او می شناسد ، و نه برآیند جبر هستی شناختی اش ، همواره در جستجوی همه است . "
نویسنده مرتبآ تاکید می کند که نیما همواره در جهت دستیابی به اندیشه های نو گرایانه به بشر بوده است و گذر های موضعی از این مسیر به نگرش سنتی در اصل حرکت او خدشه ای ایجاد نمی کند .

سال 2006 يک ثانيه ديرترشروع می شود .
دانشمندان تصميم گرفته اند آغاز سال جديد ميلادی را برای يک ثانيه به تاخير بيندازند . اين اولين بار پس از ۷ سال است که يک ثانيه به طول سال اضافه می شود .
مسئولين رصدخانه پاريس می گويند نيمه شب ۳۱ دسامبر ، ضربه ي ساعت ۱۲ در سراسر جهان ، يک ثانيه ديرتر نواخته خواهد شد .
۱۹۰۰-۱۸۳۰ 
آدميان همه محكوم به مرگند منتهي موعد اجراي حكم درباره هر يك از آنها غير مشخص است . بنابراين در سرنوشت من چه تغييري حاصل شده است ؟

یه نمایش تازه... یه بهانه ی نو... واسه اشک ریختن ، سر تکون دادن فراموشی ، فراموشی از سر درد ...
چقدر در دیار ما همه چیز ، حتی زندگی حقیقی مون رنگ نماد داره ...
نشانه ها در همه چیز و همه جا جولان می دن تا هر روز ببینیم و ... و هر روز بشنویم و ... هر روز.... فراموش کنیم .
تیتر خبر : تنها همین ! یک خرس مرد ، ( پیش تر برو ... ) یک خرس کشته شد ... بیا تا کامل کنیم خبر رو ... بیا تا یک بار عادت شکنی کنیم و به تیتر خبر اکتفا نکنیم و پیش تر بریم ... یک خرس را کشتیم ...
یک خرس گرسنه را کشتیم . یک خرس گرسنه ی اسیر پس از هفت ساعت و در پی نبود داروی بیهوشی با اسلحه ی یک شکارچی « دارای مجوز » در حالی که به لوله ی تفنگ زل زده بود ... در آرامش کشته شد و جسدش برای تاکسیدرمی به موزه منتقل گردید .
و چه عجب ، هنگامی که بهانه ی خنده مان در برنامه های طنز پرتاب گوسفند ها باشه و ...
اعتراضم می یاد بسیار ... که انسان ها هر گاه در این دیار دارای حق شدند بیا و از به ناحق گرفتن نفس یک حیوان بگو !
و پوزخندی بر لبم که ...
نه ! داستان نفس ما و شما و نیست ، همه ی ماجرا تنها یک اتفاق است ، اتفاقی که هر روز در این سکوت کر کننده ، در سرزمین مان جاری است ...
و از اتفاقات آسان می توان گذشت !
" BBC : اعتراض به قتل خرس قهوه ای در تبريز "
براساس اين برنامه ، که از سوی کنيکو اينوگوچی ، وزير وزارتخانه ي " برابری جنسيتی " در دولت ژاپن اعلام شده ، شامل طرح هايی برای :
۱ - بازآموزی زنان به منظور بازگشت به کار پس از مادر شدن
۲ - ساعات کاری انعطاف پذيرتر
۳ - ايجاد امکانات گسترده تر مراقبت از فرزندان زنان شاغل
۴ - حمايت مالی از زنانی است که در نظر دارند به عنوان خودفرما وارد کسب و کار شوند يا در صدد دستيابی به سمت های مديريتی هستند .
" حسين مالكي " نويسنده در ادعایی عجیب گفت : براي من هيچ شكي وجود ندارد هر هفت كتاب جي كي رولينگ انگليسي كه خالق داستانهاي هري پاتر شناخته مي شود ، براساس نوشته هاي من شكل گرفته است و اين پروژه اي برنامه ريزي شده است .
از ساعت شش بامداد روز یکشنبه کارکنان و رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، در اعتراض به بی توجهی دولت به خواست های آنان و نیز دستگیر شدن اعضای هیات مدیره سندیکا دست به اعتصاب زدند .
آرش ايراني روزنامه نگار در تهران در مصاحبه با راديو فردا گفت :
اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران عملا ترافيك تهران را مختل كرد ، بخصوص در ساعات صبحگاهي زماني كه بسياري از مردم مي خواستند به سر كارهايشان بروند ، بدون هيچ اطلاعي ديدند
كه عملا اتوبوس ها در تهران نيستند ، زيرا به هيچ وجه اطلاع رساني از سوي رسانه هاي حكومتي در مورد اين اعتصاب نشده بود .
وي گفت : بسيار جالب است كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي لحظه به لحظه از اعتصاب كاركنان سيستم حمل و نقل عمومي در نيويورك و خسارات ناشي از آن گزارش مي داد ، ولي امروز انگار كه اتفاقي در تهران نيفتاده .
نامه ي آبراهام لينكلن به آموزگار فرزندش :
او باید بداند که همه ي مردم و همه ي آنها صادق نیستند ٬ اما به فرزندم بیاموز که به ازای هر شیاد ٬انسانهایی صدیق هم وجود دارند . به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه ٬ رهبر با همتی هم وجود دارد .
آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه اخيراً اينترنت را " اسب تروا " خواند که " سربازان دشمن را در کالبد خود حمل مي کند . " بسياري از رهبران مذهبي ايران نيز يادآور مي شوند که چگونه تکنولوژي ابتدايي نوار کاست و فيلم هاي ويدئويي سخنراني هاي آيت الله خميني که قاچاقي وارد ايران مي شد ، انقلاب اسلامي را تغذيه کرد ، شاه را تضعيف کرد و سرنگوني حکومت او را سرعت بخشيد .
این بخش شامل دو قسمت است ، اول " درآمد " و پس از آن " درک حضوری دیگر " :
1 - درآمد :
این بخش با طرح یک مثال عینی از درگیری های کانون نویسندگان ایران در سال 1358 آغاز می شود . با گذشت چند صفحه آرام آرام ذهن خواننده با موضوع مورد بحث آشنا می شود و در صفحات میانی درآمد ، مستقیمآ به معضل مورد بررسی اشاره می شود :
جریان ذهنی ما در مجموع ، از تشتط ، خود محوری ، خویشتن بزرگ پنداری ، پیشکسوت سالاری ، پدر سالاری و ... مبرا نبوده است . و خود به خود هر گروهی در هر جا ، بیش از وفاداری به رفتار ها و پندار های دموکراتیک ، در پی کسب برتری قدرت خویش بوده است . و این بحث خود از همان تصور قدیمی " حامل حقیقت مطلق " بودن خبر می داده است که هر گروهی تنها خود را مستحق آن می پنداشته است .
و در صفحات پایانی به نحوی اختصاصی تر اهداف نویسنده روشن می شود :
به هر حال این پوسته باید از یك جا که شده بشکند ، و نقد اندیشه ، چنانکه شایسته ی حضوردموکراتیک انسان است ، در این سرزمین رایج شود . باید بیماری را در هر کجا که باشد درک کرد ، حتی اگر خود را به عرصه ای کشیده باشد که مانند شعر از پیشرفته ترین عرصه های درک انسان در این جامعه است .
2 - درک حضور دیگری :
بحث اصلی این بخش از صفحه ی 34 آغاز می شود . در واقع هدف ، آشنایی خواننده با تاریخچه ی تکامل عقیده به انسان است . نویسنده در این صفحه ما بقی بحث را به سه فصل اصلی تقسیم می کند که هر فصل به معرفی نگاه به انسان در دوره ی تاریخی خاص خود می پردازد :
الف : گرایش به فردیت انسان از دوره ی نو زایی تا انقلاب کبیر فرانسه (عصرروشنگری)
در این دوره " خرد " و " آزادی " پایه و مایه ی نگرش به انسانند . با تعدیل گرایش فئودالی و شکل گیری بورژوایی ، در حقیقت " نفی فردیت " به پذیرش " آزادی فردی " به یاری خرد انسان بدل می شود . همچنین با کم شدن قدرت کلیسا ، فرد حق تفکر فردی می یافت و فردیت بارور می شد .
نویسنده تلاش می کند نمونه هایی از این تغییرات را در تمام عرصه های بشری ؛ از جمله اقتصاد ، فلسفه ، فرهنگ و ... نشان دهد . گویی قصد دارد تآثیر این تفکر را همه جانبه بنگرد و بر تغییر همه جانبه ی آن تآکید کند .
ب : عدالت اجتماعی و برابری حق و وظیفه (از قرن 19 تا نیمه ی اول قرن 20 ) :
حرکت در این دوره به سمت اعتلای آزادی فردی مبتنی بر " حق بورژوایی مبادله آزاد " به " عدالت اجتماعی و منافع جمعی-تاریخی " بوده است . در واقع تلاش برای بر هم زدن تسلط طبقه ای ٬ همان کوشش در جهت دست یابی به آزادی ست . این نگاه عملی تر ازبینش دوره ی روشنگری ست زیرا چهره های انتزاعی آزادی فردی را به واقعیت نزدیک تر می ساخت .
" فرد مجزا " ، بدون حذف فردیتش ، به فرد پیوسته به اجتماع بدل می شد و گو یا شیوه ی کارا تری بود .
در حقیقت می توان گفت عصر نو زایی با اضافه کردن آگاهی تار یخی و بینش اجتماعی به عصر عدالت اجتماعی بدل می شود .
ج : درک حضوری دیگر :
فاصله ی عصر روشنگری از عمل و دشواری های ناشی از گذر به دموکراسی جمعی و اقتصادی ، بشر را به سمت تکامل گرایش به انسان سوق داد .
در حقیقت فردیت عصرروشنگری (1) بی محتوا بود و همچنین ، نظامهای مبتنی بر اصالت جمع (2) ، با تمرکز جمعی وایجاد محوریت دولتی ، " استقلال شعورفردی " را به تاخیر می انداخت .گرایش به سمت " همگرایی " بی آنکه " سازش " از آن اراده شود ، دست آورد دنیای امروز است .
این گرایش می کوشد " آزادی " و " عدالت اجتماعی " را ترکیب کند .
گر چه این دوره (نیمه ی دوم قرن 20 ) بسیار ٬ نافرجامی در بر داشته است و حتي گاهی پیشروی در عرصه ی آزادی خواهی ، اندیشه ی " استبداد تام همه گیر " را در خود پرورانده است - که خاص نظام های بورژواست - از این رو امیدوار کننده است که همه ی اندیشمندان نگران جایگاه آدمی و به فکر فرجام او یند . زیرا همگرایی ٬ حاوی یک ذات خردمندانه و بشر دوستانه است .
همگرایی بین المللی از راه سازمان ملل ٬ بر آمد همین ادراک است .
***
پس از این بررسی تاریخی نگرش به انسان ، تا انتها به بررسی ادبیات کهن پارسی و نگرش به انسان از این منظر می پردازد .
از این بخش وسیع تنها به بخش اصلی بحث می پردازم .
دو گانگی و تضاد در ادبیات کهن :
" بسیاری از مفاهیم و ارزشها در ادبیات کهن وجود دارد که وقتی به صورت مجرد به آن می نگریم ، در شگفت می مانیم که چگونه بزرگان اندیشمند ما ، توانسته اند به آن دست یابند . اما هنگامی که همین مفاهیم را در کلیت دستگاه اجتماعی و فرهنگی خو یش می نگر یم از تضاد و اختلاف این دسته در مانده می شو یم ... "
" چگونه ممکن است انسان هم به آفرینش برابر انسان ها باور داشته باشد ، و هم قرنها ی قرن ، نظام اجتماعی مبتنی بر امتیاز مقدر را بر تابد ؟ "
....
در ادامه نویسنده با ذکر مثالهایی ٬ این دوگانگی و تضاد فرهنگی را روشن تر می کند .
در بخش بعدی به بررسی "متن" می پردازیم .

یک شکلات برای اکبر گنجی
من از اينهمه انار دلم ميگيرد
از اينهمه هندوانه و لبخند
چيزي شبيه شرم درقلبم پروخالي ميشود و هجوم ياد تو لحظهاي آرامم نميگذارد .


هرچند واقعه عريان شدن تصادفی سينه ی " جنت جکسون " در جريان کنسرتی در مسابقه نهايی ليگ برتر فوتبال آمريکايی ، سوپربال ، در سال ۲۰۰۴ روی داد ٬ اما تحليل های گوگل نشان می دهد نام او بيش از هر واژه ديگری در ۱۲ ماه گذشته جستجو شده است .
جايزه پرنس کلاوس از سوی يک بنیاد فرهنگی هلندی همه ساله به برگزيده ای از طنزنويسان فعال جهان اهدا می شود . اين جايزه امسال به " سيدابراهيم نبوی " ، طنزنويس مطرح کشورمان تعلق گرفت . جایزه اصلی امسال به " الیاس جاناتان شاپیرو " کاريکاتوريست برجسته و مشهور آفریقای جنوبی اهدا شد . جايزه های ديگری نيز به ده طنزپرداز ، کاریکاتوریست و کمدین دیگر به همراه جوایزی به مبلغ ۲۵هزار یورو اهدا شد .
ابراهيم نبوی به هنگام دريافت جايزه پرنس کلاوس سخنانی ايراد کرد که در زير می خوانيد :
خانم ها ، آقایان
از دریافت جایزه امسال بنیاد پرنس کلاوس خوشنودم ، نخست به این دلیل که بنیادی ارزشمند و فرهنگی و هنری مرا برگزیده است ، دوم به این دلیل که جایزه ای را دریافت می کنم که ارزش فنی و تکنیکی دارد و نه فقط ارزش سیاسی و سوم به این دلیل که موضوع جایزه طنز است ، یعنی همان موضوعی که با تمام وجود به آن عشق می ورزم و ذهن و زبانم همواره درگير آنست .
مدتهاست که سراغه روزنامه هایه داخلی نمی روم . دسته بر قضا در توفیقی اجباری صفحه ی ورزشیه روزنامه ی آفتابه یزد را ورق می زدم که عکسی از " رونالدو " مهاجمه برزیلیه تیمه رئاله مادرید نظرم را به خود جلب کرد . عنوانه خبر این بود : " رونالدو اعتماد به نفسش را از دست داده است . " .
خبر را که خواندم این گونه باخبرم کرد : " سرآلکس فرگوسن سرمربی منچستر یونایتد معتقد است که کریستیانو رونالدو اعتماد به نفس خود را از دست داده است . به او حق می دهم . اوقاته سختی را سپری کرده و در چند ماهه گذشته شرایطه نامساعدی داشته که یکی از آنها فوته پدرش بوده و طبیعی است که او در واکنش به مرگه پدرش ٬ از حالته ایده آل خارج شود . هدفه من و هم تیمی هایش بازگرداندنه روحیه ی اولیه اش می باشد . البته در بازی شنبه شب در برابر ویلا بهتر ظاهر شد . او چهره ای فوق العاده است که حضورش در تیم ضروری است . " .
جماعتی که خود را یکه تازانه اصلاح طلبیسم می دانند ٬ در سرویسه ورزشیشان کسی را ندارند که فرقه دو فوتبالیسته هم نام را بداند ٬ خداکناد که در سرویس هایه دیگرشان تفاوتها را در یابند .
ملاحظه شود : روزنامه ی آفتاب یزد مورخ پنج شنبه اول دی ماه ۱۳۸۴ صفحه ی دهم .
روزنامه ی کیهان :
چند روز قبل ، يكي از ياران قديمي آقاي كروبي در تماسي با وي پرسيده بود ؛ از راه اندازي اين شبكه كه آشكارا با خط اسلام و انقلاب و نظر حضرت امام در تضاد است چه مقصودي را دنبال مي كنيد ؟ و افزوده بود : شما كه اهل پخش برنامه هاي مستهجن نيستيد و گردانندگان تلويزيون شما از نظر هنري هم در سطح بسيار پائين و نازلي قرار دارند ، بنابراين در پي چه هستيد ؟ اين يار نزديك آقاي كروبي در ادامه گفته بود ، اگر منظور شما ، برنامه هاي سياسي است كه امروزه دهها روزنامه و شبكه اينترنتي در داخل كشور ، هر چه دلشان بخواهند مي گويند ، و شما حرف جديد و قابل توجهي نداريد .
محمد علی ابطحی :
ایجاد یک رسانه تصویری توسط یکی از دست اندر کاران کشور را باید به فال نیک گرفت . اگر چه رسانه ملی سالهاست رسانه ملی جمعی از ملت شده است و فراگیر نیست ولی حتی اگر رسانه ملی ما واقعا هم ملی بود باز هم در دنیای فعلی که دنیای ارتباطات نام گرفته است تعدد رسانه با مدیریت افکار مختلف یک ضرورت بود .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|