تبليغاتX
یادی از صادق هدایت
 
ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او
 
اکبر گنجی در مانيفست سومش با استناد به سخنان متفکرانی که نام بسياری از آنها برای من شناخته نيست، وقتی به لزوم نظامی اخلاقی برای جهان می‌رسد و از تئوريسين آن که کانت باشد نام می‌برد ، به‌جا می‌بيند در اين ارتباط سخنی نيز از علی‌بن ابی‌طالب نقل نمايد تا کانت در گشودن اين عرصه بی‌يار و ياور نماند !

ما اصلاً به آنجا نمی‌رسيم که از مآخذ اينگونه سخنان بپرسيم . اين را نيز می‌دانيم ، و در غيراينصورت بايد ياد بگيريم ، که هر مرشدی فقط برای کوچک ابدالش ، هر مرادی فقط برای مريدش ، هر امام يا پيغمبری فقط برای پيروش اعتبار دارد ؛ و آنگاه که پا از گليم خود بيرون نهد و درصدد تحميل آنان برآيد ، فاجعه آغاز گشته است . اين يکی را حقش است ما از انقلاب بی‌مانند اسلامی‌مان آموخته باشيم . اما به‌محض آنکه اکبر گنجی در يک آن و در يک زمينه از کانت و امام اول شيعيان می‌گويد و ذهن هردو را ناظر بر منظور مشترکی می‌نماياند،  مرتکب خطايی نابخشودنی می‌شود .

چرا ؟

برای آنکه با اين همانندبينی ، يا کانت را از مقام تفکر به قعر افسانه‌های عوام و عامی‌پسند شيعی فرو می‌کشد ، يا علی‌بن ابی‌طالب را به اوجی می‌برد که چيزی جز دود از او باقی نمی‌ماند . حتا ديگر نمی‌توان او را از پيشقراولان اسلام شمرد . بايد دانست ، يا نبايد فراموش کرد که کانت يکی از چند فيلسوف بزرگ سراسر تاريخ است و علی‌بن ابی‌طالب يکی از ياران و ياوران پيغمبر در استيلا يافتن بر حجاز به ضرب شمشير .

                 

بيش از اين ميل ندارم نام اين دو نفر را کنار هم ببرم .

در اين بيست و هفت سالی که از عمر جمهوری اسلامی می‌گذرد ، ما دنبال هر کسی که کورسويی در دل جمهوری اسلامی نشان داده ، با اميدهای واهی و ابتدايی راه افتاده‌ايم . همکاری و همبستگی با اکبر گنجی طبيعتاً موجه است . اما من گمان می‌کنم که دنبال او راه‌افتادن ، يا درستتر بگويم ، او را دوره‌کردن ، بيشتر به زيان اوست تا به سود ما .

اکبر گنجی ، اگرنه در مورد فراموش‌کردن ، لااقل در مورد بخشيدن عاملان بليهٌ اسلامی اصرار می‌ورزد، يا آن را توصيه می‌کند ...

او هم به سهم خود در استقرار جمهوری اسلامی دست داشته و در اين حد ناگزير با ستمکاران همسنگر بوده است ... بخشيدن ستمکاران حقی‌ست منحصراً از آن ستمديده‌ها . اکبر گنجی می‌تواند بدون کمترين انتظاری از کردهٌ خود پوزش بخواهد و برای خودش طلب بخشش نمايد . پذيرفتن آن و بخشيدن او مطلقاً با ستمديده‌هاست . اما اکبر گنجی پيش از اينها به‌گمان من کار ديگری بايد بکند .

تقريباً همه کسانی که در جبههٌ ستمکاران نبوده‌اند ، از سوابق اکبر گنجی چيزی نمی‌دانند . سکوت او در اين مورد قهراً او را مظنون جلوه می‌دهد . اگر هيچکس نداند ، خود او می‌داند که در زمان خدمت به جمهوری اسلامی چه کرده است . تکليف اخلاقی اکبر گنجی ايجاب می‌نمايد که بگويد در دورهٌ خدمتش چه می‌کرده .

با ستمديده و کلاً با ايرانيان مخالف جمهوری اسلامی است که او را ، اگر خطايی کرده ، ببخشند يا نه .


 سياه کردن يا bold کردن کلمات ، کار ِ هادی خرسندی است .

((  با اينکه مقاله استاد آرامش دوستدار با ايجاز و فشردگي نوشته شده، ما جسارتاً آن را به يک سوّم خلاصه کرده ايم. متن کامل در سايت «گويا» آمده که همينجا با کليکي بر نشاني آن ميسّر است. ضمن سپاس از گويا ، توجه ميدهيم که سياه کردن يا bold کردن کلمات، کار ماست. ))


" منبع : آرامش دوستدار / گو یا "

  نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 
در پانزده سال پاياني حکومت پادشاهي ، هر سال در روز ششم بهمن که به عنوان سالگرد همه پرسي مربوط به اصلاحات شش گانه ، رژه اي در تهران و در ميدان آزادي برپا مي شد که از ساعت ده صبح تنها شبکه تلويزيوني سراسري آن را به طور مستقيم پخش مي کرد تا ساعت چهار بعد از ظهر .

در اين شش ساعت در حالي که به طور معمول برف مي باريد ، نخست وزير اميرعباس هويدا ، وزير دربار، وزيرانش و شخصيت هاي اصلي رژيم در صفه اي قرار مي گرفتند که جلو آن تصوير بزرگي از شاه بود و گروه هاي مختلف مردم که تعدادشان به هزاران مي رسيد با پلاکاردهائي از برابر آن جايگاه رژه مي رفتند . با رسيدن هر گروه مسوول مربوطه از جايگاه جدا مي شد و همراه کارکنان وزارت خانه ، سازمان و يا اداره خود حرکت مي کرد و اين گردش دور ميدان آزادي [ در آن زمان : شهياد ] تا غروب ادامه داشت و گوينده با متن هاي حماسي اين تصاوير را دنبال مي کرد .

سال ۱۳۵۵ يک روزنامه نگار جوان از اميرعباس هويدا سئوال کرد اين مردمي که دور ميدان از صبح مي چرخند و يک بار به عنوان کارگر و بار ديگر به عنوان معلم و هر بار به عنواني رژه مي روند ، خود مي دانند در نمايشي شرکت دارند ، آن ها که از طريق تلويزيون اين رژه را مي بينند ، آن ها هم که خبر دارند ، شما هم که از واقعيت خبر داريد ، پس اين نمايش پر زحمت براي فريفتن کيست ؟

هويدا با گفتن کله ات بوي قورمه سبزي گرفته از جواب طفره رفت اما چند دقيقه بعد در قالب حکايتي ديگر پاسخ خبرنگار را داد . وقتي که گفت هم اکنون اعلي حضرت به دقت مشغول تماشاي اين رژه با شکوه هستند .

" مسعود بهنود / باور اعترافات "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
محسن نامجو را اولين بار با آهنگی به نام " بگو بگو " ، كه در جشنواره سال گذشته سايت TehranAvenue.com از طرف رای دهندگان دوم شده بود، شناختم .

پاييز امسال آهنگهای بيشتری از او بدستم رسيد . همانها كافی بود برای اينكه مدتی نياز به شنيدن موسيقی ديگری را حس نكنم . تاثير موسيقی نامجو برای من قابل توصيف نيست و اين تجربه را به خودتان می سپارم .

اما خود محسن نامجو ، ۳۰ سال دارد و آموزش موسيقی را در نوجوانی از كلاسهای آواز و نت خوانی شروع كرده ؛ دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش یکی از بهترین ردیف دانها نصرالله خان ناصح پور ، یاد گرفته است . بعد از ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا ، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و کم کم موسیقی هایی که می شنید ، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته موسیقی سنتی ، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش می کرد . با این روحیه جدید ، ماندن در دانشگاه که هنوز با موسیقی ، متعصبانه برخورد می کند ، برایش سخت شد و دانشگاه را ذهناْ و عملاْ ترک کرد .

              "محسن نامجو" 

محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد ، استفاده کند . در آهنگهای او ٬ ریتم ها و سبکهای راک ، سنتی ، جاز ، محلی ، بلوز، خراباتی و ... به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند .

از آنجایی که او یک موزیسین و شاعر است ، تلفیق نه فقط در وجه موسیقیایی کارهای او بلکه در کلام هم دیده می شود ، مثلاْ عبارات روزمره کوچه را با عبارات ادبی کتاب تلفیق کرده . خودش در این باره می گوید :

" تلفيق از نظر من اپیدمی زمانه است . تلفيق موسيقيايی دو شكل دارد ، یکی تلفیق ابزار است ، مثلاْ قرار دادن گيتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست ؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال كمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده ، مثلاْ کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم . "

از دیگر خصوصیتهای موسیقی نامجو نگاه او به خوانندگی است . از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید . که او در توضیح آن می گوید :

" حنجره يك ابزار صوتی است كه هر صدايی می توان با آن ايجاد كرد با چنین نگاهی به حنجره ، ديگر مقوله ی سبك موسيقی بی معنی می شود و رنگ می بازد يعنی ما ديگر چيزی به عنوان سبك آوازی نخواهیم داشت . من به عنوان يک خواننده ، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی ، پاپ و یا خواننده راک هستم ، فقط می توانم بگویم که می خوانم فقط همين ؛ البته اگر بشود اسم اينها را خواندن گذاشت . بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم ، حالا اين صدا شامل همه چيز حتی صدای حیوانات می شود . "

                 

در موسیقی محسن نامجو از آهنگسازی گرفته تا سرودن شعرها و نواختن ساز ، نوعی بازیگوشی یا به گفته خودش شیطنت یافت می شود . او در خلق آثارش شيطنت كردن با هر معيار و هر مصداقی را می پسندد .

آهنگهای محسن نامجو راه انتشار را طی می کنند و خود نامجو همچنان راه بیشتر آموختن را .

" منبع :

سایت آقای محسن نامجو : " نامــجو موز یـک "


محسن نامجو ، خداوندگار موسیقی :

                        " محسن نامجو، خداوندگار موسیقی "

 

                  

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
من نیز همانند جامعه ی مجازی داخل کشور پیش از زیدان ٬ ماتراتزی را تقبیح می کنم و معتقدم فیفا باید برای این خلأ قانونی راه حلی ارایه کند .
اگر ماتراتزی به ملت فرانسه توهین کند و زیدان داور را از این موضوع آگاه کند ، آیا داور او (ماترارتزی) را اخراج می کند ؟
زیدان تا آخر عمر خود را نمی بخشید اگر از ملیتش دفاع نمی کرد .
ایتالیا به عنوان دومین پر افتخار تاریخ فوتبال ملی دست پیدا کرد اما ناجوانمردانه .

مایلم توجه شما را به موضوعی جلب کنم . مستحضرید که سایت بی بی سی پارسی یکی از مراجع اصلی برای دسترسی هر چه سریعتر به اخبار روز به زبان پارسی است . با توجه به کار منظم و دقیق گردانندگان آن و نبود مرجعی دیگر در این سطح و حجم بازدیدکنندگان ٬ نمی توان جهت دهی و اثرگذاریش را بر جامعه ی مجازی پارسی زبان نادیده گرفت .

اما مسئله ی " زیدان " مسئله ای بود که این جامعه استقلال خودش را نشان داده و بی توجه به این سایت نظر خود را مستقلانه اعلام داشت .

جا دارد با توجه به درج مقاله ی " از شکوه تا شرم " و به کار بردن جملاتی چون (( چه غمناک است که او آخرين صفحه قصه خود را چنين شرمسارانه به پايان برد . زيدان با ضربه سر به سينه مارکو ماتراتزی مدافع ايتاليايی سايه ای شوم بر شهرت و حرفه خود افکند . )) در سایت بی بی سی ٬ به دوستان خودم در شبکه تبریک بگویم که هیچ چیزی را مانع از ابراز عقیده ی خود ندانسته و در بند ِ طیف فکری خاصی نیستند . همانا هدف وبلاگ نویسی همین است .

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
فدراسيون بين‌المللي فوتبال « زين‌الدين زيدان » كاپيتان تيم ملي فوتبال فرانسه را به‌عنوان بهترين بازيكن جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬و برنده « توپ طلايي » اين رقابت‌ها انتخاب كرد .

                                                                                                  " منبع : انتخاب "

تورنمنتی که با شعار Say No to Racism برگزار میشه با حرف های نژادپرستانه بدبخت حقیری مثل ماتراتزی به گه کشیده میشه . خوشحالم زیزو مثل مرد طرف رو زد و سربلند از زمین بیرون اومد .

                                                                                              " منبع : سینا تابش "

                              

روزنامه‌ي گاردين در اين مورد نوشت : « گفته مي‌شود كه ماتراتزي زيدان را تروريست «الجزایری» خوانده و او هم براي تنبيه، چنين عملی را از خود نشان داده است . »

« گاردين » در ادامه گزارش خود آورده است : ماتراتزي كه از روحيه آرام زيدان خبر داشت ، سعي كرد با بيان يك چنين دشنامي باعث شود در بازي نهايي جام جهاني زيدان از كوره در رفته و در نهايت با كارت قرمز داور از زمين بازي اخراج شود .

این در حالی است که یک رسانه اسپانیایی طی گزارشی از رفتارهای ناشایست « ماتراتزی » در سال های اخیر ، وی را « اوباش فوتبال ایتالیا » دانسته و لقب اصلی این بازیکن بداخلاق فوتبال جهان را «نردبان وحشی» خوانده است .

                                                                                                    " منبع : انتخاب "

دفاع از حق انسانی‌اش زشت بود یا درسی که به نژادپرستان داد تا هرجایی را با ایتالیا اشتباه نگیرند . زیدان به همه درس بزرگی داد . کاش چشم داشتیم و می‌دیدیم .

                                                                                                    " منبع : م . ا . ر "

وی سالها در ایتالیا بازی کرده و با فرهنگ و روحیات آنها آشناست .
در جایی که بازیکن بد اخلاق ایتالیایی هر حرفی به زبان می آورد و هیچ قانونی برای دفاع از حقوق زیدان وجود ندارد ، زیدان به بهترین شکل پیام جام جهانی را در ذهن همه ما ثبت کرد .

می توانست در یک فرصت مناسب دور از چشم ناظر تلافی کند اما مردانه عمل کرد .
همه کارش را زشت و مخوف و شاید احمقانه بدانند اما هیچ کسی به اندازه زیدان نگاه ارزشی به فوتبال از خود نشان نداده است .
در مقابل توهین و نژاد پرستی حرکتی انجام داد که درست بود و در تاریخ ثبت شد . در مقابل ضعف قانون و بی توجهی داور حرکتی کرد که به نظر من یک حرکت با ارزش و قابل تقدیر است و او را تحسین می کنم .

                                                                                               " منبع : رضا هاشمی "

امروز به اين فكر مي‌كردم كه قد زيدان از قد جام جهاني و دنياي فوتبال و آن جام طلايي رنگ و آن مدال‌هاي زرد خيلي بلندتر بود ، و اين بهترين پايان بود براي يك آدم راست قامت . زيدان هرگز يك قهرمان احمق نشد .
                                                                                                      " منبع : علی قدیمی "
 
     Photo        

کاری که زیدان در بازی انجام داد ، گرچه خشونت‌آمیز بود ، گرچه قهرمانی را از تیم‌اش گرفت ، گرچه به قول عادل فردوسی‌پور وحشیانه بود ، اما درست بود . به‌جا بود و دقیقا همان جا و همان وقت، جا و وقت این کار بود .

                                                                                                           "منبع : شرح "

خب ایتالیا قهرمان شد تبریک میگم به طرفدارانش
ناراحتم که فرانسه قهرمان نشد اما خوشحالم که توی بازی به ایتالیا نباخت . ماتراتزي نبايد اون حرکت زشت و بچه گانه و غير حرفه اي رو در بازي با اين سطح انجام مي داد تحريک زيدان يعني تحريک فرانسه
شايد اگه تو يه بازي ديگه و معمولي اون حرفا رو به زيدان ميزدن اونجوري عصباني نمي شد اما در فينال جام جهاني که بازي در اون آرزوي هر فوتباليستي هست تحريک بازيکن حريف خيلي زننده است و به اين راحتيا قابل گذشت و بخشش نيست اين کارا در بازي فينال جام جهاني نهايت ضعف يک تيم رو مي رسونه .
                                                                                                     " منبع : پاپیون بلاگ "
 
داور چهارم مسابقه فينال جام جهانی ۲۰۰۶ گفت : زيدان همواره در زمين مسابقات نسبت به داوران مودب بوده است . ديدن اينكه چنين بازيكني اين گونه از زمين خارج شود ، ناراحت‌كننده است .

" كانتاليو "ی اسپانيايي در مصاحبه با روزنامه ورزشي ماركا اظهار داشت : نمي دانم ماتراتزي چه چيزي ممكن است گفته باشد كه زيدان را اين گونه برآشفت .
                                                                                                            "منبع : انتخاب "
 
        
 
شبكه تلويزيوني " گلوبو " از برزيل با نشان دادن فيلم اين ديدار به يك لب خوان به نقل از وي گفته كه ماتراتزي دوبار به خواهر زيدان توهين كرده است .

اما آنجا كه چشم ميلياردها انسان به اين ديدار دوخته شده است و قلب ميليونها فرانسوي براي كسب عنوان قهرماني مي‌تپد و ريخته‌گران مي‌روند تا آخرين سمباده را بر تنديس جاوانه زيدان براي نصب در شانزه ليزه بزنند ، اين سوال پيش مي‌آيد كه آيا زيدان بايد اين حركت ناشايست ورزشي را انجام دهد؟

به‌رغم خدشه‌اي كه بر اين تنديس وارد شد ، زيدان به عنوان بهترين بازيكن اين رقابت‌ها انتخاب و جايزه توپ طلايي را دريافت كرد و " ژاك شيراك " رييس جمهور فرانسه در پذيرايي از وي در كاخ اليزه گفت :
 
" زيدان عزيز ، شما نابغه بزرگ فوتبال ، انساني فداكار و از خود گذشته هستيد و در قلب‌ها جاي داريد و به همين خاطر هم فرانسه به شما عشق مي‌ورزد .  "
  نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
به اتفاق دوستان در ارتفاعات فومن ٬ روز می گذرانیم .

موتور سوار جوانی از کنارمان می گذرد . با دیدن ما لبخندی عجیب بر صورت آفتاب دیده اش می نشیند و می گذرد . یک ساعت بعد در راه بازگشت ، همه سرخوش از یک روز مفرح ، کنار جاده آدمی را در میان زمین و هوا می یابیم که کنارش موتوری برجا مانده است . خودش بود . با لباسی سفید و آویزان از طنابی دار . بعد از چند روز خبرش در شهر پیچید و دلیل خودکشی هم همچنین . اعتیاد ، زندگی را به لبش رسانده بود و چاره ای جز ترک این زندگی پرنکبت نداشت ؛ آنگونه که در نامه اش نوشته بود .

      

آمار جهانی نشان می دهد که بالاترین میزان خودکشی در دنیا مربوط به کشورهای ژاپن ، آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی است و پایین ترین نیز متعلق به اسپانیا و ایرلند . در ایران نیز طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور هر ساله برتعداد خودکشی ها افزوده می شود . وزارت بهداشت نیز از انجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با میانگین سنی ۲۹ سال خبر می دهد . در این آمار نسبت مردان به زنان ۳ به ۱ است . استان های ایلام ، بوشهر ، کهکیلویه و بویراحمد ، خوزستان ، فارس و کرمان دارای بالاترین میزان خودکشی در ایران هستند ، استان هایی که عموما جزو استان های محروم و فقیر نشین کشور محسوب می شوند .

در سال های اخیر خودکشی تبدیل به پدیده ای رایج بین دانشجویان شده است . علی الخصوص دانشجویانی که در شهرهای غریب به تحصیل مشغولند و زندگی خوابگاهی دارند .

     

دکتر معین فر ، پژوهشگر نمونه کشور در سال ۸۲ در خصوص خودکشی دانشجویان می‌گوید : " برخی از مدیران ، سابقه مدیریتی چندانی ندارند و عدم توانایی آنان در درک جوانان دانشجو موجب بحران آفرینی می‌شود . وقتی دانشجویی تهدید به خودکشی می‌کند ، آنها تصور می‌کنند بهانه می‌آورد . درحالی که از ۱۰۰ مورد تهدید ۲ الی ۴ مورد به واقعیت تلخ تبدیل می‌شود . "

دکتر رحمانی ، روانشناس نیز در خصوص اقدام به خودکشی در بین جوانان می‌گوید : " مشکلات اقتصادی ، اختلافات خانوادگی و درگیری‌های اجتماعی می‌تواند عاملی برای اقدام جوانان به خودکشی باشد . طلاق و جدایی یا مرگ والدین ، بیکاری ، ناکامی‌های پی در پی ، بیماری ، شکست‌های تحصیلی و ... از جمله رایج ترین علل ضعف روحی جوانانی است که دست به خودکشی می‌زنند . "

"باربد کاوه "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 
نام " بابک خرمدين " برای هر ايرانی که دست کم تا سال دوم راهنمايی ، يعنی حدود دوازده سالگی در اين کشور درس خوانده باشد آشناست .

در کتاب تاريخ مدارس ايران از بابک خرمدين به عنوان فردی " مدعی پيامبری " در آذربايجان نام برده شده که دينی تازه ابداع کرد که پيروانش خود را خرمدين می ناميدند و به سرخ جامگان مشهور بودند، مردی که در برابر نفوذ و گسترش اسلام در ايران قدبرافراشت و سرانجام جان بر سر اين قيام نهاد .

آيت الله موسوی اردبيلی ، رئيس اسبق دستگاه قضائی ايران از اينکه بابک خرمدين به عنوان يکی از مفاخر آذربايجان مطرح شود ابراز تأسف کرده و گفته : " بابک کسی بود که اردبيل را تاراج کرد و در منطقه عرشه اردبيل به قدر موی سر به کشتار مردم اقدام کرد " .

آيت الله صافی گلپايگانی ، از مراجع تقليد قم نيز رسماً فتوا داده که ترويج افکار بابک خرمدين و دفاع از مواضع او ، معارضه با اسلام و باعث تضعيف هويت اسلامی جامعه است و مسئولان بايد جداً از اين گرايشها جلوگيری کنند .

بابک خرمدين طی سالهای اخير جايگاه تازه ای در ايران يافته و پس از حدود دوازده قرن دوباره پا در ميدان جدلهای سياسی کشورش گذاشته است .

در شهرستان کليبر در استان آذربايجان شرقی ، در کوهستانی که از دورافتاده ترين نقاط ايران به شمار می رود بازمانده های دژی باستانی به نام قلعه بذ وجود دارد که بنابر متون مختلف تاريخی ، بابک خرمدين از آنجا قيام کرد و امروزه نيز اين قلعه به نام بابک مشهور است .

فعالان آذربايجانی می گويند گردهمايی در قلعه بابک برای گراميداشت او به عنوان قهرمان ملی آذربايجان را "محمد تقی زهتابی" ، استاد زبان و ادبيات ترکی در همين يکی دو دهه اخير ابداع کرد و پيشنهاد داد آذربايجانيان هرساله در نخستين تعطيلات آخر هفته تابستان در قلعه بابک گردهم بيايند و به نام او ، فرهنگ آذربايجانی را گرامی بدارند ، فرهنگی که وجه تمايز آن در ميان فرهنگهای ايرانی ، زبان ترکی است .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 
هیچ وقت به این فکر کردید که این فرانسوی ها این همه افتخار را از کجا آورده اند ؟

اعضای تیم فوتبال فرانسه مثل زیدان ، پاتریک ویرا ، لیلیان تورام یا مهاجر آفریقایی اند یا نسل دوم مهاجرین آفریقا .

خواننده محبوب فرانسوی ها یا شارل آزناوور مهاجر ارمنی تبار است یا خالد الجزایری تبار یا جانی هالیدی آمریکایی تبار یا ژاک برل بلژیکی ، نقاش هایشان مثل پابلو پیکاسو و سالوادور دالی و ونسان ون گوک یا اسپانیایی هستند یا هلندی ، نویسندگان بزرگی که امروز در فرانسه زندگی می کنند یا به عنوان نویسندگان بزرگ تاریخ فرانسه شناخته می شوند مثل لوئی آراگون یا میلان کوندرا یا فرانتس کافکا یا آلبرکامو یا مهاجر اسپانیایی هستند ، یا مهاجر اروپای شرقی و روسیه یا مهاجر آفریقایی تبار ، بازیگر سینمای شان مثل ایومونتان ایتالیایی است .

                                         

فیلمسازانی که در فرانسه فیلم می سازند ، اکثرا مهاجر بقیه کشورهای اروپا هستند . فرانسه نفت ندارد و درآمد این کشور از توریسم است . توریست ها به فرانسه می روند که در موزه های پاریس آثار هنرمندان بزرگ کشورهای دیگر جهان را ببینند . البته وزیر کشور فرانسه که ضدخارجی ترین سیاستمدار امروز فرانسه است، فقط یک نسل از مهاجرت خانواده اش از مجارستان می گذرد .

اما این ها مهم نیست ، مهم این است که خانه ابوالحسن بنی صدر از سال ۱۳۶۰ به بعد در ورسای تحت شرایط خانه یک رئیس جمهور اداره می شود ، چون بر اساس یک قانون فرانسوی ، وقتی یک رئیس جمهور به این کشور پناهنده می شود ، فرانسوی ها موظفند تا آخر عمر از وی مانند یک رئیس جمهور پذیرایی کنند .

                                       

فرانسوی ها هم به ماری آنتوانت اتریشی تبار افتخار می کنند ، هم به ناپلئون افتخار می کنند که سلطنت را از بین برد ، هم به دانشجویان انقلابی که در ۱۹۶۸ باعث سقوط دولت دوگل شدند ، هم به ژنرال دوگل .

" سید ابراهیم نبوی "

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM