ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |
85 هزار وب سايت براي صادق هدايت

جهانگیر هدایت : اگر در گوگل جست وجو كنيد ، 85 هزار سايت درباره هدايت وجود دارد .
جهانگیر هدایت :
" فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود ، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است . "

ششمین دوره اهدای جایزه ادبی صادق هدایت عصر یکشنبه بیست و هشتم بهمن ماه همزمان با صد و پنجمین سالروز تولد هدایت در مراسمی خصوصی و در جمع افرادی از خاندان هدایت و تنی چند از اهل قلم و ادب و فرهنگ در خانه جهانگیر هدایت ، برادرزاده صادق هدایت ، برگزار شد .
مراسم ساده و صمیمی سالگرد تولد هدایت با سخنان جهانگیر هدایت آغاز شد. او در آغاز شرح داد که به دلیل تغییر مدیریت خانه هنرمندان، مدیر جدید برنامه جایزه هدایت را لغو کرد. وی افزود برگزارکنندگان تصمیم گرفتند مراسم را در میدان هدایت واقع در دروس برگزار کنند، اما سرمای سخت زمستان امسال آنان را از پیگیری بازداشت .
به گفته آقای هدایت مذاکرات برای گرفتن سالن با خانه معلم و چند مکان دیگر موفقیت آمیز نبود و به اجبار تصمیم گرفته شد مراسم به طور خصوصی و در منزل برادرزاده هدایت برگزار شود. جهانگیر هدایت گفت: " فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است ."او توضیح داد که هدایت مورد بی مهری است، چاپ و بازچاپ تمام آثار او ممنوع است. خانه پدری صادق هدایت در بند بیمارستان امیراعلم اسیر است و تبدیل به زباله دانی شده است. آنچه هم که از هدایت باقی مانده در زیرزمین موزه رضا عباسی در حال پوسیدن است و میز تحریر هدایت در دانشکده علوم اجتماعی معلوم نیست دچار چه سرنوشتی شده است. جهانگیر هدایت افزود در نمایشگاه های کتاب آثار هدایت را جمع می کنند و اگر عکس یا پوستری از او نصب باشد روی صورتش کاغذ می چسبانند تا مردم او را نبینند و به طنز افزود " یا او ابتذال را تماشا نکند . "
سپس سیروس ابراهیم زاده، نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر و سینما، با همراهی همسرش ناهید کبیری شاعر و نویسنده، داستان کوتاه حاجی مراد نوشته صادق هدایت را برای حاضران روخوانی و اجرا کردند. خانم بهبهانی یکی از تازه ترین غزلیات خود را برای جمع قرائت کرد و صدیق تعریف، از خوانندگان مشهور موسیقی سنتی ایران، تصنیف مرغ سحر را با سه تار نواخت و خواند.

در بیانیه هیات داوران آمده بود در شش سال گذشته ۴۰۰۰ نفر داستان نویس از ایران، افغانستان، تاجیکستان و ایرانیان مقیم خارج از کشور در این مسابقه شرکت کرده اند. اکثر شرکت کنندگان، نویسندگان جوان بودند و شرکت خانم های نویسنده در مسابقه قابل توجه بوده است. در مسابقه امسال ۷۵۰ نویسنده با ارسال داستان کوتاه شرکت کردند. از این تعداد ۱۰۰ نفر داستان خود را با پست و بقیه با ای میل فرستاده اند که حکایت از رواج اینترنت دارد. در مرحله اول داوری ۱۱۵ داستان به مرحله دوم راه یافت. از میان داستان های راه یافته به مرحله دوم تعداد ۲۰ داستان برگزیده شد و از بین آنها ۱۰ داستان به مرحله نهایی راه یافت. چهار داستان از 10 داستان مرحله نهایی به دلیل ارسال داستان برای مسابقه دیگر یا درج آن در سایت های ادبی از دور مسابقه خارج شدند.
هیات داوران در بیانیه خود آمار زیر را نیز ارائه کردند:
خانم ها ۲۶ درصد شرکت کنندگان و آقایان ۷۴ درصد را تشکیل می دادند. ۵ درصد داستان ها گرایش به موضوعات اروتیک داشتند، ۵ درصد طنز و شادی و عشق را در بر می گرفتند، ۱۵ درصد به مسائل اجتماعی پرداخته بودند و ۷۵ درصد داستان ها سخن از ناکامی و نگون بختی و مرگ و بدبختی می گفتند.
با برگزاری مراسم جایزه هدایت، تا پایان سال خورشیدی مراسم ادبی دیگری نداریم. جایزه بیژن جلالی هم امسال برگزارنشد.
با توجه به این که به برگزارکنندگان جوایز روشنفکری جایی برای برگزاری مراسم داده نمی شود، این پرسش پیش می آید که آیا مانند اوایل و اواسط دهه هفتاد دوباره برگزاری مراسم ادبی به خانه ها نقل مکان خواهد کرد یا برگزاری این گونه مراسم کلا متوقف خواهد شد. برای گرفتن پاسخ این پرسش باید منتظر سال آینده بود.
" منبع : بی بی سی "
" تنديس «صادق هدايت» به هيچ نويسندهاي نرسيد "

عصر روز يكشنبه 28 بهمن مراسم اهداي جوايز ششمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت با حضور تني چند از چهرههاي ادبي و سينمايي مانند جهانگير هدايت ، اميرحسن چهلتن ، خسرو سينايي ، سيمين بهبهاني ، سيروس ابراهيمزاده و حسين قديمي برگزار شد .
در ششمين دوره جايزه ادبي هدايت اميليا نظري با داستان «آقاي سزار غمگين است» ، شيوا رمضاني با داستان «لعنتي» و فائزه فرهومند تهراني با داستان «فنجانهاي خالي» مشتركاْ جايزه اين دوره را از آن خود كردند . اين جايزه شامل لوح افتخار و سري كتابهاي صادق هدايت بود كه به برگزيدگان اهدا شد و از آنجا كه جايزه امسال سه برگزيده داشت تنديس صادق هدايت به هيچ كدام از آنها اهداء نشد .
جهانگير هدايت برادرزاده صادق هدايت در اين مراسم كه در منزل شخصياش برگزار ميشد ، گفت: بعد از 5 سال كه مراسم پاياني جايزه در مكانهاي عمومي برگزار ميشد امسال به دليل تغيير مديريت در خانه هنرمندان جلسه به صورت خصوصي برگزار ميشود .
" منبع : خبرگزاری فارس "
پاريس ژوئن 1969
آنچه از اين جانبه سؤال کرديد راجع به آخرين روزهاي زندگيش در پاريس بدون کوچکترين مبالغه به طور خلاصه شرح ميدهم :
يک شب در پاريس در منزل من تا نيمه شب برايم آخرين کتاب خودش يعني « توپ مرواري» را خواند . در جزوة شخصي نوشته بود و اظهار داشت خيال چاپ ندارد . بينهايت جالب بود ، زيرا قسمتي از تاريخ را از زمان ناصرالدين قاجار تا آن روز به رشتة تحرير درآورده بود ، البته به سبک خودش که يکي از شاهکارهاي آن نويسنده است .
با تمام درد روحي که با او همآغوش بود خنده از لبانش دور نميشد و مدتي خنديديم بر سر اين کتاب . و با اين که بارها ميگفت دنيا قابل زيست نيست و هزار تمسخر بر لبانش بود براي آنهايي که در اين دنيا آن قدر به پول و زندگي پر تجمل و مقام اهميت ميدهند، هرگز نميتوان حدس زد که اين موجود شريف در آيندة نزديکي دست به خودکشي خواهد زد .

برخلاف آنچه تصور ميشد که پاريس را براي زندگي در نظر گرفته ، ميبينم که براي مرگ انتخاب کرده بود . روزي در يکي از کافههاي مونتپارناس Montparnasse نشسته بوديم اظهار داشت : « اگر عرضه يا ميل تهية قصري در ديار خود نداشتم از دير زماني در ملک خاجپرستان خانة ی آخرتي براي خود زير سر گذاشتهام . »
" منبع : دیباچه "
آدرس های ما :
مفهوم مرگ در داستان مردهخورها همان تمايل هدايت را به انديشة ی مرگ نشان نميدهد . مرگ در اين داستان به صورتِ نجات از رنجِ هستي ، به عنوانِ تقديرِ محتوم انسان با جنبة « تراژيکِ » آن تصوير نشده است . مرگ در مردهخورها ، چنانکه از عنوانِ آن برميآيد ، جنبهاي هزلآميز و «کميک» دارد ، و اين داستان به گمان من ، اثري است لطيفهوار (Anecdotal) که مزاح در آن با موضوعي دردناک درآميخته است .
عنصرِ «لطيفهوارِ» داستان- مردي که ظاهراً مرده است امّا از قبر ، قبل از آنکه رويش خاک بريزند، برميخيزد- مردهخورها را از داستانهاي ديگرِ هدايت ، که مضمونِ مرگ دارند ، متمايز ميسازد .

ما از گفتوگوي زنها ، که معرفِ شخصيتِ آنها و عنصرِ سازندة داستان است ، عمقِ بيچارگي و بيپناهي و استيصال آنها را درمييابيم . تلاشِ بيوهزنها براي تصاحبِ ماترکِ مختصرِ شوهرشان چيزي نيست مگر واکنشِ زار و زبونِ آدمها در برابر عوارض ويرانگرِ مرگ ؛ آنچه موجب شده است تا نويسنده از آنها به عنوانِ «مردهخور» تعبير کند . در اين داستان بيش از هر چيز صداي گريه و ناله و نفرين شنيده ميشود ، و نويسنده در فضاي مرگ موقعيتهاي«کميک» ميآفريند ؛ موقعيتهايي که راه و رسم گروهها و آحادِ مشخصي از جامعة ايراني در آنها منعکس است .
" منبع : دیباچه "
بيست داستان راهيافته به مرحله بعدي ششمين دورهي مسابقهي داستان كوتاهنويسي صادق هدايت معرفي شدند .

به گزارش ايسنا داستانهاي راهيافته به مرحلهي بعدي اين مسابقه از بين 715 داستان فرستادهشده به دبيرخانهي جايزه به ترتيب حروف الفبا عبارتاند از : " ناخناتو نجو " سپيده ابرآويز ، " مايل به خاكستري " اميد پناهي آذر، "كلت كمري" جواد پويان ، " شبي در ونيز " مرضيه جوكار ، " بنگر به صفحهي كليد " فرهاد حيدري گوران، "سايهها" از امير رحيمي ، " لعنتي " شيوا رمضاني ، " بچه كه مرد ، جلال كثافت " نوشتهي ميلاد صادقي، " عجب بهار كسالتآوري " مهري فاتحي ، " فنجانهاي خالي " فائزه فرهومند تهراني ، "كف دست" پيمان فيوضات ، " يك راز كوچك خيلي خيلي بزرگ " ، عباس غديرمحسني ،"گورزا" از نسرين مدني، " نقشِ بر آب " ويدا مشايخي ، " خانه " نوشتهي مصطفي منوچهري ، "دكتر كندي هلن را در باغچهي خانه دفن كرده بود" از خزر مهرانفر ، "پنتي منتو" نوشتهي جواد نادري اسكنداني ، "آقاي سزار غمگين است" از اميليا نظري ، " سد " ساسان نيكپسند ، و " هي سي سالت " آنيتا يارمحمدي .
از ميان داستانهاي يادشده ، 10 داستان به مرحلهي پاياني راه مييابند و سه نفر برندهي نهايي اين مسابقه 28 بهمنماه معرفي خواهند شد .
مرگ در ادبیات ما موضوعی است که نویسندگان بسیاری به آن پرداختهاند . در این میان صادق هدایت را میتوان پرچمدار مرگنویسی نامید .

در ادامه نگاهی به مرگ در آثار او خواهیم داشت .
مساله ی مرگ یکی از مایههای همیشگی آثار او است . بیم مرگ نه تنها کام هستیاش را تلخ کرده بلکه میان او و عوامالناس نیز شکافی پرنکردنی پدید آورده است . اگر به آثار هدایت برگردیم و پس از گذشت زمان به آنها بنگریم خواهیم دید نور سیاهی بر مجموعه نوشتهها و زندگی وی تابیده است . هیچ چیز هم نخواهد توانست این سیاهی را به روشنی تبدیل کند یا آن احساس بیفایدگی کامل را که در نویسنده هست با جامعه آشتی دهد .
" منبع : رضا جوان "
نهاد روشنفکر به مفهوم کلي ، نهاد ناآرام است . به «کلمات» سارتر نگاه کنيد تا ناآرامي اين روشنفکر را دريابيد . کامو و کافکا و سلينجر و بقيه هم همين ناآرامي را دارند ، اما نمي دانم چه اتفاقي مي افتد که در مرزهاي جهان سوم اين ناآرامي به عصبانيت تبديل مي شود . نهاد ناآرام که نه ، نهاد عصباني روشنفکر جهان سومي .
J. D. Salinger
Jean-Paul Sartre
هدایت جدا از اینکه بخواهیم درباره نویسندگیاش و تواناییها و ضعفش حرف بزنیم ، یک تفاوت عمده با نویسندگان نهیلیست دنیا دارد که متاسفانه این تفاوت مثل یک میراث غیرقابل خدشه به همه روشنفکران پس از هدایت رسیده است . چیزی که من از خلال نامهها فهمیدم این بود که هدایت به حق یا به ناحق از همه چیز و همه کس عصبانی بود و این عصبانیت بر هر ویژگی دیگر او و حتی بر شأن نویسندگی او غلبه داشت .

این عصبانیت همان تفاوتی است که میگویم هدایت با بقیه نویسندگان نهیلیست دنیا داشته است ، و این همان میراث تلخی است که مثل ژن غالب ، از او به همه روشنفکران ایران منتقل شده است . روشنفکران ایران و سردمدارشان ، هدایت ، بیش از آنچه باید عصبانیاند و درباره هر چیزی با عصبانیت اظهار نظر میکنند . درباره منشا این عصبانیت میشود بحث کرد و دلایل آن را برشمرد ، اما تردیدی نیست که سلسلهدار و کاروانسالار روشنفکران عصبانی ، صادق هدایت است .
" منبع : سیدعلی میرفتاح "
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|