تبليغاتX
یادی از صادق هدایت
 
ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او
 

« کنسولگري شاهنشاهي ايران در پاريس گواهي مي‌نمايد که در تاريخ 19 فروردين 1330 شخصي به نام هدايت( نويسنده) فرزند آقاي هدايتقلي هدايت و بانو زيور هدايت در پاريس فوت کرده است . »

اين تاريخ‌ها هيچ‌يک درست نيست .

از بررسي پروندة خودکشي هدايت در دادگستري پاريس ، تاريخ دقيق خودکشي او را مي‌توان پيدا کرد: از اظهارات آقاي  SAENGER که در صورت مجلس کلانتري ناحية هژدهم پاريس( به تاريخ دهم آوريل 1951) ثبت گرديده است به روشني برمي‌آيد که صادق هدايت در صبح روز ششم آوريل 1951 به« ستوديو »ي کوچة « شامپيونه » نقل مکان کرده است ، و روز نهم آوريل پس از ساعت چهار بعد‌ازظهر او را در همان جا مرده يافتند . 
همچنين دربان خانه‌اي که هدايت در آن خودکشي کرده بود به مأمورين پليس گفته است که روز هشتم آوريل بوي گاز در ساختمان پيچيده بود . صورت مجلس پليس نيز تصريح دارد به اين که شير گاز خانه را در صبح روز هشتم آوريل بسته‌اند . گزارش پزشک قانوني به تاريخ دهم آوريل 1951 ، مصرح است به اين که مرگ هدايت بايستي کمي پيش از سه روز ( يعني پيش از دهم آوريل ) روي داده باشد . 

به پشتوانة اين اسناد نتيجه مي‌توان گرفت که صادق هدايت در شب يا نيمه شب هشتم آوريل ( يعني هفتم آوريل شبانگاه ) به زندگي خود پايان داده باشد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

خوانندگان نوشته‌هاي هدايت به طبقه يا قشر و دسته يا گروه خاصي محدود نمي‌شوند ، حال آن كه خوانندگان بسياري از پرنفوذترين و نام‌آورترين نويسندگان و شاعران ما ، قطع نظر از استعداد و استطاعت آن‌ها ، محدود هستند . هدايت در سال‌هاي آخر حياتش ، به ويژه پس از مرگش ، در اوج شهرت خود در خاك ايران نفوذ فراوان داشت و اين نفوذ تا به امروز كماكان ادامه يافته است ، به طوري كه هيچ‌كس با او برابري نمي‌كند .
هنوز نوشته‌هايش را نسل جديد ، با طبايع گوناگون فرهنگي ، با علاقه مي‌خوانند ، و اين چيزي است كه براي هيچ نويسنده ديگري در يك صد سال اخير پيش نيامده است . راز اين نفوذ چيست ؟

به نظر من راز اصلي نفوذ و جاذبه شخصيت هدايت در صراحت و صميميت و در « اجبار اعتراف » و روحيه انتقادي ـ يا همان مدرنيت‌خواهي و آزادانديشي ـ  او است . قابليت و توانايي او در تشخيص جنبه‌هاي گويا و زندگي‌بخش امور و اشيا كاملاً نظرگير است . هدايت قريحه‌اي طبيعي و ممتاز براي انتقاد كردن دارد، به‌ويژه مي‌تواند جنبه‌هاي ناساز و ناجور زندگي را از منظر فردي و شخصي در كنار يك‌ديگر نشان بدهد و دست بيندازد ، و اين استعداد را از همان جواني از خود نشان مي‌دهد .

در نزد هدايت اجبار عين شر است و همواره زندگي خود را معطوف زمينه‌اي مي‌كند كه در آن حد اعلاي آزادي فردي وجود داشته باشد .

او اهل مسلك تسليم و رضا نبود .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

جهانگیر هدایت : " هنوز بر سر این که او چرا خودش را کشت بحث است . " 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

در بازسازى بوف‌کور گزمه‌ها نماد حکومت وقت ، پیرمرد نماد مرده‌ریگ فرهنگى ایران ، زن نماد ایران و راوى روشنفکر متجدد ایرانى‌اند . با یافتن این کلیدها همه‌ى رازها برملا مى‌شود . گویا ناشناختگى و ابهام متن خطر آن را داشت که ذهن خواننده را در برابر برداشت‌هاى غلط آسیب‌پذیر کند . در این نگاه، گزمه‌ها را که شبانه در کوچه‌ها مى‌گردند و آواز مى‌خوانند ، نمادِ چیره‌گرى حکومتِ رضاشاه مى‌دانستند .

هدایت دستِ برقضا ، تنها قشرى را که جزو رَجاله‌ها ندانسته ، همین گزمه‌ها هستند که تنها صداى آوازشان از کوچه مى‌آید و حتا یک‌بار راوى همان آواز را تکرار مى‌کند .

رَجَاله‌هایى که همه از دم شاگرد کله‌پزند . او آشکارا شاهد آن است که همه‌ى این رَجَاله‌ها با زن دمخورند و هماغوشى مى‌کنند ، جز گزمه‌ها و پیرمرد که برایش‏ ویژگى نیمه‌خدایى قایل است . این زن کیست ؟ او کیست که رختى سیاه برتن کرده و چشمان شهلایش‏ هستى راوى را به باد داده است ؟ راوى بودن در کنار این زن را دوست دارد و مى‌خواهد هم‌چون خودِ او ، زن هم با این رجاله‌ها قطع رابطه کند. اما رجاله‌ها او را دوره کرده‌اند . و تلاش‏ راوى براى نجات زن بیهوده مى‌نمایاند .

بوف کور هنوز بسان چراغی پیشاروی ادبیات مدرن فارسی روشنایی می افکند ؛ هرچند مرحوم هدایت گفته بود :

" مـــن روشـــــنایى نــیــســتـم " .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
مطلب زیر ، ترجمه متن سخنرانی پروفسور الول ساتن در سی‌وپنجمین كنگره بین‌المللی «قلم» p.e.n است كه در شهر «آبیجان» ساحل عاج تحت عنوان كلی «افسانه‌ها و اسطوره‌ها به مثابه منبع‌الهام هنر و ادبیات» برگزار شد و از كتاب «ایران و اسلام : یادنامه مرحوم ولادیمیر مینورسكی» برداشته شده است.


 صادق هدایت ، نویسنده برجسته قرن بیستم ایران ، در مسیر راهی كه جمالزاده گشوده بود ، گام‌های بلندی برداشته و به مقام پیشگامی رسید . جالب آنكه طی مدتی كه جمالزاده در دوران 20 ساله حكومت مستبدانه رضاشاه در سكوت باقی مانده بود ، سایر پیروان این سبك نویسندگی طبیعت گرایانه، به‌ویژه هدایت و دوستش « بزرگ علوی » ، در همین دوران بود كه به شهرت رسیدند. هدایت حتی خیلی بیش از سلفش تحت‌تاثیر ادبیات عامیانه بود . او حتی پیش از آنكه داستان نویسی را آغاز كند در این زمینه تحقیق و تتبع می‌كرد و تعدادی از آثارش نیز به همین موضوع اختصاص دارد . اهمیت كار او به‌خصوص به خاطر نگارش « نیرنگستان » ، نخستین كتاب جدی درباره فولكلور ایران به زبان فارسی در سال 1933 است ؛ زمانی‌كه اكثر روشنفكران ایرانی نسبت به ادبیات عامیانه بی‌توجه بوده و اهمیت چندانی برای آن قائل نبودند . علاوه بر آن ، این كتاب به محض انتشار در ایران توقیف شد و تا سال 1956 اجازه انتشار و چاپ مجدد نیافت .

«بوف كور» ، مشهورترین نوول هدایت ، تك‌گویی درونی خارق‌العاده‌ای كه چنان‌كه باید در خارج از كشور مورد توجه قرار نگرفته ، در واقع دریایی از مایه‌های فولكلوریك و اسطوره‌ای است . عنوان كتاب نیز اشاره‌ای طنزآمیز به هزاردستان اشعار سنتی فارسی دارد . پس از كناره‌گیری رضاشاه و بازگشت دموكراسی و آزادی اندیشه ، هدایت جزوه‌ای به نام «آب زندگی» نوشت . این كتاب در قالب قصه‌های عامیانه و براساس افسانه‌ای سنتی ، هجو گزنده‌ای از جامعه ایرانی به دست می‌دهد ، اما در فضای سیاسی و اجتماعی ـ جدید تفاوت عمده‌ای دیده می‌شود- بدبینی ذاتی و ویژه هدایت برای یك‌بار هم كه شده با پیروزی انسانیت و بشردوستی بر ظلم و استبداد و حرص و آز جای خود را به سرانجامی خوشبینانه می‌دهد .
قدرت هدایت در بهره‌گیری از محاورات عامیانه خیلی بیشتر از جمالزاده بود . با تمام اینها نثر او ، حتی در بازگویی مكالمات و محاورات ...

                                                                                                 " منبع : کارگزاران "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

« عق­ام می­نشیند به زبان این رجاله­ها چیز بنویسم »

م. ف. فرزانه در خاطرات­اش از داستان­های نانوشته یا ناتمامی سخن می­گوید که هدایت ننوشت یا منتشر نکرد . بین آن­ها ، داستانی هست تقریبا" تمام­شده که نابودش کرد : « عنکبوت عاق­شده » ، عنکبوتی که نمی­تواند تار بتند ، از خانواده­ و از جمع عنکبوت­ها طرد می­شود، چون عنکبوتی که تار نتند عنکبوت نیست ؛ عکنبوت راهی جنگل می­شود ، پیش حیوانات مختلف می­رود و ، یک به یک ، از آن­ها می­خواهد تا او در جمع خود بپذیرند اما همه طردش می­کنند ، چون هرچه باشد او یک عنکبوت است ، نه سگی که پارس کند ، یا سنجابی که جست­وخیز کند ، یا پروانه­ که پرواز کند ، یا ماهی که شنا کند ، یا ... عنکبوت نفرین­شده تسلیم می­شود ، بی­چاره و درمانده ، موجودی محال : عنکبوت نیست چون نمی­تواند تار بتند ، اما هیچ حیوان دیگری هم نیست چون عنکبوت است .

تمثیلی از این سرراست­تر ممکن نبود . هدایت همچون عنکبوت : ایرانی بود و با این حال ایرانی نبود .

                                                                                               " منبع : پـیـام یزدانـجـو "

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 

آلبوم « ترنج » محسن نامجو روز گذشته در تالار ناصري خانه‌ي هنرمندان ايران نقد شد ، تا سيزدهمين «نقد نغمه» برگزار شود .

نامجو :هنگامي كه براي اين اشعار، نعره مي‌زدم ، نعره‌هاي من آگاهانه نبودند ؛ بلكه از دردهايي بودند كه در سينه داشتم .


آخرین نقد آشفته

جلسه پرانتقاد نقد نغمه برگزار شد

یلـــــــــــدا

گزارش بی بی سی

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM