سخن گفتن از مردی که وجدان بیدار ایران است بسی مشکل است . آثار صادق هدایت که “ گهی چنان است و گهی چنین ” رنجنامه نسلی است که تلخکامی چشیده اند . روایت زندگی است با تمام بودها و نبودها و بایدها و نبایدهایش .

نوشته هایش تنها روایت دردها ، کژی ها ، ناراستی ها ، پوچی ها و بن بست ها نیست بلکه درس بزرگی است برای آموختن زندگی در فضای مسموم و خطرناک جامعه . درس غرق نشدن در منجلاب جامعه ای است که هرکس به فکر خویش است . درد هدایت فقط یک درد نیست . از آن صدای فریاد
می آید ، فریادی که واکنشی است در برابر “ صدای اره بر استخوان ” دردی است از جنس درد . هدایت می گفت و می نوشت و می جوشید و می خروشید و سیل آسا جاری می شد و زمانی که از دست رجاله های بی حیا و گدامنش ، معلومات فروش و چشم و دل گرسنه و از دست این “ جویبارهای کم عمق ” به ستوه آمد و به مرگ می گریزد مرگ در آثارش پدیده ای است زیبا که می توان توسط آن از تمام پلیدی ها رهایی یافت .

آبجی خانم عنوان و شخصیت اصلی یکی از از داستان های رئالیستی ( رئالیستی انتقادی ) ، صادق هدایت و قصه دختری است که به سبب زشت بودنش هرگز موفق نمی شود خواستگار پیدا کند و سرانجام دست به خودکشی می زند . آبجی خانم دختری است ، بلند بالا و لاغر و گندمگون و با لب های کلفت و موهای مشکی و در کل زشت . بر عکس خواهر کوچک او . ماهرخ ، دختری است با قدی کوتاه ، سفید ، بینی کوچک ، چشمانی گیرا و خوشرو همین موضوع باعث می شود که برای ماهرخ به زودی خواستگار بیاید و آبجی خانم خجالت زده و افسرده مورد طعن و سرزنش مادر و اطرافیان خود قرار گیرد . در دنیای بسته ی داستان آبجی خانم تنها انگیزه دختران برای ادامه حیات یافتن شوهر و پس از آن خدمت کردن به اوست و غیر از این انگیزه ی دیگر برای ادامه حیات آن ها وجود ندارد . در این داستان زن قربانی قراردادها ، معیارها و خرافات جامعه خویش می شود . معیارهایی که با حمله اعراب رفته رفته وارد جامعه ایرانی شد . بر اساس این معیار بزرگترین افتخار پدر و مادر آن است که دختران شان را در اسرع وقت به خانه شوهر بفرستند و هیچ رنجی برای پدر و مارد بدتر از آن نیست که دخترانشان در خانه بمانند . آبجی خانم برای رهایی از این سرزنش ها که رفته رفته در او ایجاد عقده حقارت نموده به نماز و دعا و جلسات قرآن روی می آورد ولی از آنجا که رویکرد به مذهب نیز نمی تواند این عقده حقارت را از بین ببرد دست به خودکشی می زند . در واقع هدایت می خواسته بیان کند کسانی که بدون هیچ پیش زمینه ای و تنها برای رهایی از عقدها و رفع نواقص و ناراستی ها به مذهب و اعتقادات دینی روی می آورند ( مثل رویکرد آبجی خانم به مذهب برای رهایی از سرزنش ها و عقده حقارتی که به سبب سرزنش اطرافیان در او ایجاد شده بود ) ، انسا ن های راسخ و با اعتقادی نیستند و ممکن است هم چون آبجی خانم به کارهای دست بزنند که عواقب ناگواری در پی داشته باشد .
ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط آر یا بان