ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |
زندگی صادق هدایت ، 56 سال پیش در چنین روزی به پایان رسید . میگویند ، صادق هدایت در پاریس خودکشی کرد . ولی بسیارند کسانی که خودکشی هدایت را باور ندارند . صادق هدایت ، به دلیل افکار و عقایدش ، و به دلیل آثارش ، به صورتی پیگیر با تشکیلات امنیتی حاکمیت درگیری داشت . در سال 1324، حضور صادق هدایت در ازبکستان که آنزمان جزئی از خاک اتحاد جماهیر شوروی به شمار میآمد، و همچنین برگزاری مراسم بزرگداشت هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی ، باعث شد که نتواند در کنگرة جهانی هواداران صلح شرکت کند .
در سایت رسمی صادق هدایت آمده که او « به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگرة جهانی هواداران صلح شرکت کند . » و شاید همین « مشکلات اداری » در خارج از ایران نیز صادق هدایت را همراهی کرده باشند . در هر حال مدارکی جهت اثبات خودکشی و یا قتل صادق هدایت در دست نویسندة این وبلاگ نیست .
" پاریس ۱۳۰۷ " 
اما نکته ای در توپ مرواری است .
پادگان ، همان محل ایدهآلی است که فردیت و آزادی در آن به رسمیت شناخته نخواهد شد ؛ همه قسمتی از « تشکیلات ، گروه و … گلهاند » . همه در خدمتاند ، در خدمت خدا ، شاه و میهناند … و در جامعه پادگانی ، مجازات آزادیخواهان همیشه مرگ است . اینگونه است که توپ مرواری ، تمام تلاش خود را به کار میبرد تا آزادی از دست رفته را باز یابد . توپ مرواری پس از فراز و نشیبهای بسیار ، در پایان رمان، عاقبت سیر تحول تاریخ را دیگرگون کرده ، و به زمان پیش از کودتا باز میگردد، به آنزمان که به افتخار او در میدان ارگ تهران جایگاه ویژهای برپا شده بود . و صادق هدایت نیک میدانست که بازگشت توپ به دوران پیش از کودتای میرپنج ، چنین بازگشتی به گذشتة پرافتخار، فقط در عرصة رمان امکان پذیر خواهد بود .
یادش گرامی باد .
" منبع : ناهید رکسان "
متن به صورت کامل در ادامه ی مطلب آمده است .
دیدگاه دکتر اسلامی ندوشن پیرامون زندگی و مرگ صادق هدایت
در ارديبهشت 1951 م بود كه خبر مرگ ناگهاني صادق هدايت در ميان ايرانيان مقيم پاريس پيچيد . روزنامه لوموند ، خبر آن را در چند خط انتشار داد ، نوشت كه صادق هدايت ، شاعر معروف ايراني ، با گاز به زندگي خود خاتمه داد . آيا اشتباه بود يا عمد از جانب لوموند كه هدايت را شاعر خوانده بود ، در حالي كه او شعري به مفهوم رايج ، در عمر خود نگفته بود ، ولي در معنا پر بيراه هم نبود ، بوف كور كه معروفترين كتاب او در فرانسه بود ، بيشتر به شعر سر مي زد تا به نثر .

يك بار در خانه اش ، در خيابان روزولت ، از او پرسيدم : كافكا چند سال داشت كه مرد ؟ گفت : 42 سال . گفتم : چه كم ! گفت دو سالش هم زياد بود .
" منبع : زخم کهنه "
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|