ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |
مجموعه ی آثار طنز صادق هدايت در اروپا چاپ شد

منبع : " دفتر هدايت "
مادر ساسی مانکن ; تازه ترین "متوفی " موج سبز
نه به خاطر اینکه موج سبز اهمیتی برایم داشته باشد و هم نه به خاطر اینکه ساسی مانکن خواننده ی مورد علاقه ام باشد ٬ تنها به این علت که جان داری جانش را از دست داده است برآن شدم تا تمامی خبر را بخوانم .
خبر این گونه آغاز می گشت :
" ۵۸ روز پیش دکتر فرشته گودرزی هنگام مداوای مجروحین اختشاشات خیابانی اخیر درمطب خود مورد هجوم ... "
در جامعه ای زیست می کنیم که حتی گردانندگان یک سایت خبری ، از صدر تا ذیلشان یعنی از مدیر سایت بگیر تا تایپیستشان نمی دانند که آن کلمه "اغتشاش" است و نه اختشاش .
و جالب تر آنکه بر بالای سایتشان این جمله نقش بسته است :


چاپ دوم این ترجمه سال گذشته ، پس از چهل و سه سال ، همراه با مقدمهای از اَنا هَلبری ، شاعر و منتقدِ سوئدی ، توسط نشر ترانان (Bokförlaget Tranan) در سری آثار کلاسیک ، در قطع جیبی ، در استکهلم منتشر شدهاست .
مترجم مؤخرهای ده صفحهای در پایان کتاب آوردهاست .
مقدمه ی تازهنوشته شده ی انا هَلبَری در بارهٔ بوفِ کورِ صادق هدایت خواندنی است .
مقدمه
شبحی که از جغد خود سریعتر میگذرد یا: جغدان چنان نیستند که به دیده میآیند یا : جغدِ چه کسی به وجود سایهها در موزائیکِ [ذهن]، از پیش آگاه است ؟ ـ استدلالی دَوَرانی .
حرکتِ دَوَرانی. حرکت خرچنگوار. وسواسِ تکرار .
شعری نوشتهٔ شاعر سوئدی ایدا بوریل که در آستانهٔ کلاسیک شدن است میگوید: «چرا وقتی راه گم میکنیم، دایرهوار حرکت میکنیم؟»
تصویری نقش بسته روی یک قلمدان ، روی یک قلمدان ، روی یک قلمدان ...
دربارهٔ صادق هدایت ، این نویسندهٔ ایرانی چه میدانم ؟
کمتر از آنچه روی یک قلمدان جا بگیرد .
راوی بوف کور عاشق شب نیز هست و در جایجای بوف کور ما شاهد جستجوی راوی در "شب ابدی" هستیم .
"چشمهای تر و براق ، مثل گوی الماس سیاهی که در اشک انداخته باشند ـ در چشمهایش در چشمهای سیاهش شب ابدی و تاریکی متراکمی را که جستجو می کردم پیدا کردم و در سیاهی مهیب افسونگر آن غوطهور شدم ، مثل این بود که قوهای را از درون وجودم بیرون می کشند ... " (ص۲۴)
در عرفان نیز راه خودشناسی از تاریکی میگذرد ، سپس در عمق تاریکی فرد به روشنایی میرسد . تاریکی جایگه آب حیات ، یا آب زندگانی است که انسان را از جسم خاکیاش میرهاند .
" گفت چشمه زندگانی بدست آور و از آن چشمه آب برسر ریز تا این زره بر تن تو بریزد و از زخم تیغ ایمن باشی کی آن آب این زره را تنگ کند و چون زره تنگ بود زخم تیغ آسان بود . گفتم ای پیر، این چشمه زندگانی کجاست؟ گفت در ظلمات ..." (عقل سرخ، ص۱۶)
و راوی بوف کور میگوید :
"شب موقعیکه وجود من در سر حد دو دنیا موج میزد [...] مثل اینکه می خواهم از خودم بگریزم و سرنوشتم را تغییر دهم ـ چشمم را که میبستم دنیای حقیقی خودم بمن ظاهر میشد [...] بنظرم میامد که تا این موقع خودم را نشناخته بودم و دنیا را آن طوریکه تاکنون تصور می کردم مفهوم و قوه خود را از دست داده بود و بجایش تاریکی شب فرمانروائی داشت ـ چون بمن نیاموخته بودند که به شب نگاه بکنم و شب را دوست داشته باشم . " (ص۸۰ ـ۸۱) .
" منبع : نوشین شاهرخی "

محسن نامجو آهنگساز و خواننده موسيقي سنتی/ ضدسنتی سال هاي اخير ، در يکي ديگر از تجربه های تازه اش سراغ کار تهيه کتاب صوتی رفته و کتاب «کيمياگر» اثر مشهور پائولو کوئيلو را کار کرده است .
-از راحتي هاي متن گفتيد . خواندنش چه مشکلاتي داشت ؟
بزرگ ترين مشکل من اين بود که من کماکان نمي توانستم تصويري کلي از مخاطب شنونده لحنم داشته باشم. منظورم اينجا فقط و فقط اشاره به لحن است . يعني بنده موقع خواندن کيمياگر ابتدا به ساکن دلم مي خواست در مورد لحن صرفاً ديکتاتور باشم اما در نهايت با توجه به ضبط هاي مجدد و متعدد، ساده ترين لحني که پيدا کردم همين لحن فعلي است . مشکل اصلي من اين بود که مجموعه چيزي که مي خواندم در برابر چه کسي قرار مي گيرد ؟ مي دانيم که چندين چاپ مختلف از اين کتاب انجام شده اما مي خواستم بدانم مجموعه آدم هايي که اين کتاب را خوانده اند در چه رده سني هستند و انتظارشان از من به عنوان خواننده متن چيست . اگر من فلان لحن را انتخاب کنم که فرضاً مخاطب جوان را مد نظر قرار بدهد مبادا براي مخاطب مسن تر بچگانه به نظر بيايد، يا برعکس. ولي مجموعاً فکر مي کنم با توجه به آزمون ها و خطاهاي مختلف و شنيدن نظرات دوستان، حاصل به نظر خودم سالم ترين شکل خواندن متن بود . يعني ضريب خطايش از همه کمتر بود و مي تواند بيشترين تعداد مخاطب را از نظر پسنديدن لحن داشته باشد. ولي اينکه آيا بهترين لحن است مقوله ديگري است و بستگي به گذر زمان و نظر منتقدان و شنونده ها دارد .
گفت وگو با محسن نامجو درباره کتاب صوتی "کيمياگر" روزنامه ی اعتماد مورخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
فاطمه محمدي ، مدير موسسه نوين گويای هنر گفت هدف اوليه اين بود كه آقای نامجو تنها موسيقی كار را بنويسند ، اما در ميانههای كار متوجه شديم كه صداي غيرموسيقايی و در قالب دكلمه و شعر آقای نامجو هم از ساختار و بافت بسيار خوبي برخوردار است و خوانش شعری و درك وی از ادبيات هم بسيار بالاست ، لذا به خود آقای نامجو پيشنهاد داديم شعر كار را هم خود ايشان در استوديو بخواند .
روزنامه همشهری آنلاین مورخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۷
محسن نامجو کتاب « کیمیاگر » کوئیلو را خوانده و برای آن موسیقی ساخته است . در دومین محصول از کتاب های سخنگوی «نوین کتاب گویا» محسن نامجو کتاب «کیمیاگر» پائولوکوئیلو را روایت کرده است . این موزیسین و خواننده که برای ادامه تحصیل در وین سکنی گزیده ٬ تمام کتاب «کیمیاگر» کوئیلو را خوانده و برای آن موسیقی ساخته است .
" محسن نامجو به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شد "

« عباس سليمی » از پيشكسوتان قرآنی با اشاره به شكايت خود از خوانندهای كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود گفت : دفاع از حريم قرآن كريم يك تكليف است .
در پاسخ به اين سؤال كه علل اصلی و روند شكايت شما از « محسن نامجو » چگونه بوده است ، عنوان كرد : بعد از طی مراحل حقوقی، دادگاه رسيدگی به جرم محسن نامجو خوانندهای كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود، در ۱۷خرداد ماه سال جاری در شعبه هزار و ۸۳دادگاه عمومی شهر تهران تشكيل شد .
وی در ادامه افزود : اگرچه بر اساس اطلاعيههای مندرج در جرايد كثيرالانتشار و به نحو مقتضی مراتب ضرورت حضور محسن نامجو در دادگاه اعلام شده بود ، ولی وی در دادگاه حضور نيافت و لايحه و دفاعيهای نيز به دادگاه ارائه نكرد .

اين كارشناس قرآن كريم اظهار كرد : بر اساس مقررات مندرج در قانون آئين دادرسی كيفری ، دادگاه بعد از استماع اظهارات اينجانب و ارائه مستندات مجرمانه متعلق به محسن نامجو و دريافت توضيحات كتبی مفصل پس از چند روز مبادرت به صدور رای كرد و در ۱۹خرداد ماه سال جاری و قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری ، نامبرده را به اتهام توهين به مقدسات ، اجرای تمسخرآميز آيات قرآن كريم و بیحرمتی نسبت به كتاب مقدس مسلمانان جهان به پنج سال حبس تعزيری محكوم كرد كه رونوشت رای صادره نيز در ۱۳تير ماه به بنده ابلاغ شد .
" منبع : خبرگزاری قرآنی ايران "
موضعگيری دكتر «محمدحسن فؤاديان» در مقابل اهانت محسن نامجو به ساحت قرآن .
حجتالاسلام شهيدیپور : اجرای موزيك در كنار قرائت قرآن هرگز مورد قبول نيست .
احمد ابوالقاسمی : توقع برخورد جامعه هنری با محسن نامجو را دارم .
مجيد زكیلو : جامعه قرآنی از شكايت عباس سليمی عليه نامجو حمايت كند .
كريم منصوری خواستار برخورد مقامات قضايی كشور با محسن نامجو شد .
به اتهام اقدام موهن عليه ساحت قرآن مجيد جمعيت قرآنی استان تهران از محسن نامجو شكايت كرد .
مجيد يراقبافان : «محسن نامجو» بايد از تمام مردم ايران عذرخواهی كند .
حبيب مهكام : اميدوارم صاحب قرآن خود «محسن نامجو» را كرامتاًٌ بيامرزد .
تعدادی از آثار صادق هدايت به زبان گرجی ترجمه و منتشر شدند .

به گفتهي جهانگير هدايت ، اين آثار عبارتاند از « بوف كور » ، « زنده به گور » ، « سگ ولگرد » ، « سه قطره خون » ، « حاجي آقا » و « توپ مرواريد » .
وی افزود : آثار يادشده به قلم تعدادی از استادان دانشگاههای گرجستان كه دكتری زبان و ادبيات فارسی دارند ، به زبان گرجی ترجمه و چاپ شدهاند .
" منبع : ایسنا "

زندگی صادق هدایت ، 56 سال پیش در چنین روزی به پایان رسید . میگویند ، صادق هدایت در پاریس خودکشی کرد . ولی بسیارند کسانی که خودکشی هدایت را باور ندارند . صادق هدایت ، به دلیل افکار و عقایدش ، و به دلیل آثارش ، به صورتی پیگیر با تشکیلات امنیتی حاکمیت درگیری داشت . در سال 1324، حضور صادق هدایت در ازبکستان که آنزمان جزئی از خاک اتحاد جماهیر شوروی به شمار میآمد، و همچنین برگزاری مراسم بزرگداشت هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی ، باعث شد که نتواند در کنگرة جهانی هواداران صلح شرکت کند .
در سایت رسمی صادق هدایت آمده که او « به دلیل مشکلات اداری نتوانست در کنگرة جهانی هواداران صلح شرکت کند . » و شاید همین « مشکلات اداری » در خارج از ایران نیز صادق هدایت را همراهی کرده باشند . در هر حال مدارکی جهت اثبات خودکشی و یا قتل صادق هدایت در دست نویسندة این وبلاگ نیست .
" پاریس ۱۳۰۷ " 
اما نکته ای در توپ مرواری است .
پادگان ، همان محل ایدهآلی است که فردیت و آزادی در آن به رسمیت شناخته نخواهد شد ؛ همه قسمتی از « تشکیلات ، گروه و … گلهاند » . همه در خدمتاند ، در خدمت خدا ، شاه و میهناند … و در جامعه پادگانی ، مجازات آزادیخواهان همیشه مرگ است . اینگونه است که توپ مرواری ، تمام تلاش خود را به کار میبرد تا آزادی از دست رفته را باز یابد . توپ مرواری پس از فراز و نشیبهای بسیار ، در پایان رمان، عاقبت سیر تحول تاریخ را دیگرگون کرده ، و به زمان پیش از کودتا باز میگردد، به آنزمان که به افتخار او در میدان ارگ تهران جایگاه ویژهای برپا شده بود . و صادق هدایت نیک میدانست که بازگشت توپ به دوران پیش از کودتای میرپنج ، چنین بازگشتی به گذشتة پرافتخار، فقط در عرصة رمان امکان پذیر خواهد بود .
یادش گرامی باد .
" منبع : ناهید رکسان "
متن به صورت کامل در ادامه ی مطلب آمده است .
دیدگاه دکتر اسلامی ندوشن پیرامون زندگی و مرگ صادق هدایت
در ارديبهشت 1951 م بود كه خبر مرگ ناگهاني صادق هدايت در ميان ايرانيان مقيم پاريس پيچيد . روزنامه لوموند ، خبر آن را در چند خط انتشار داد ، نوشت كه صادق هدايت ، شاعر معروف ايراني ، با گاز به زندگي خود خاتمه داد . آيا اشتباه بود يا عمد از جانب لوموند كه هدايت را شاعر خوانده بود ، در حالي كه او شعري به مفهوم رايج ، در عمر خود نگفته بود ، ولي در معنا پر بيراه هم نبود ، بوف كور كه معروفترين كتاب او در فرانسه بود ، بيشتر به شعر سر مي زد تا به نثر .

يك بار در خانه اش ، در خيابان روزولت ، از او پرسيدم : كافكا چند سال داشت كه مرد ؟ گفت : 42 سال . گفتم : چه كم ! گفت دو سالش هم زياد بود .
" منبع : زخم کهنه "

روز 3 اكتبر 2008 برنامه بزرگداشت صادق هدايت درخانه هنر درشهر دلفت در هلند برگزار شد .
دراين جلسه ابتدا ناصرنجفي درباره صادق هدايت و تنوع سبك نويسندگي او و ديگر مشخصات شخصي و آثار او سخن گفت . بعد « افسانه آفرينش» به صورت تركيبي از روخواني و نمايش اجرا شد . بعد ازنمايش پيام جهانگيرهدايت براي اين بزرگداشت قرائت شد . دربخشي از اين پيام آمده است :
« او درتمام ايام عمر با ديكتاتوري ، ظلم و مردم فريبي و تحجر و خرافات و تظاهر جنگيد ... »

در برنامه بعدي گروه موسيقي قطعاتي اجرا كردند و درپايان هنرمندان خانه هنر متن خواني كردند .
كليه آثار مرحوم صادق هدايت در اروپا به زبان فارسي چاپ و درسراسر جهان منتشر مي شوند .
نخستين جلد ازاين مجموعه شامل ۴۲ داستان كوتاه دركتب « زنده به گور» « سه قطره خون » ، « سگ ولگرد» ، « سايه روشن » و داستان هاي متفرقه « فردا » ، « حكايت با نتيجه » ، « مرگ» ، «سايه مغول» ،« زبان حال يك الاغ به وقت مرگ » وترجمه « سامپينگه » و « لوناتيك » مي باشد .

اين كتاب دركاتالوگ هاي بين المللي پذيرفته شده و درسراسر اروپا ، انگليس ، قاره امريكا و ژاپن از طريق كتابفروشي هاي معتبر در دسترس است . براي دستيابي ذكر شابك و نام كتاب كفايت مي كند . علاوه برآن كتابفروشي هاي اينترنتي هم براي دريافت سفارش كتاب آمادگي دارند . با مراجعه به «سايت آمازون» درهمه نقاط جهان مي توان كتاب را سفارش داد ، كه لينك هاي مربوطه ازاين قرار است :
آمریکا :
انگلیس:
آلمان:
کانادا:
ژاپن:
ترجمه انگليسي سايت رسمي صادق هدايت را مي توانيد در آدرس : en.sadeghhedayat.com ملاحظه فرمائيد .

ضمناً درصفحه اصلي سايت فارسي هم با كليك روي English version مي توانيد به سايت انگليسي دسترسي داشته باشيد .
سخن گفتن از مردی که وجدان بیدار ایران است بسی مشکل است . آثار صادق هدایت که “ گهی چنان است و گهی چنین ” رنجنامه نسلی است که تلخکامی چشیده اند . روایت زندگی است با تمام بودها و نبودها و بایدها و نبایدهایش .



برنامه با تاخیر و پخش فیلم کوتاهی از زندگی و کارهای محسن نامجو شروع شد . سپس خود وی به صحنه آمد و دو ترانه نخستین خود « ترنج » و « آه که اینطور » را به روش پلیبک (لبخوانی) اجرا کرد .
" منبع : رادیو زمانه "
چند روز پیش که تلویزیون tv persia در برنامه ای به تحلیل اندی خواننده ی ایرانی پرداخته بود ، لقب elvis presley ایران رو به وی داد .

از اون روز درونم آکنده از حسرت و اندوه شد که چه غافل بودم از شناخت و درک ابعاد وجودی این خواننده بزرگ و مدام این جمله ی روشنفکران در ذهنم تداعی می شد که (( جامعه ی ایرانی از درک بزرگان عصر خویش عاجز است . )) برای تسکین دردم چاره ای جز فرستادن هزار لعنت بر مشاعرم نداشتم .
تازه دو روزی بود که بهتر شده بودم که ناغافل این خبر رو در سایت امروز خوندم :
سعید حجاریان : « خاتمی بهتر است به عنوان نماینده دموكراسیخواهان ایرانی وارد عرصه انتخابات شود »

خاتمی درحال وارد شدن به عرصه
به حجاریان ها نمی توان خرده گرفت ٬ چراکه وقتی رضا قلدر ، پدر تاج دار این مملکت بوده و آن یکـی پــدر معنوی و این یــکی سردار سازندگی و انـدی هم elvis-presley اش ، در نــماینده ی دمــــوكراسیخواهان ایـرانـی بودن خـاتمـی نمی توان شک کرد .

در دهۀ پنجاه دفتر فرح پهلوی به فکر افتاده بود موزه ای برای مرحوم صادق هدایت ترتیب دهد . برای این کار خانۀ پدری هدایت را خریدند و اشیاء شخصی اش را از بازماندگان هدایت گرفتند اما به انقلاب خورد و سرانجامی نیافت .

صادق هدایت از جمله نویسندگانی بود که پس از استقرار جمهوری اسلامی ، به رغم جو مخالفی که علیه او وجود داشت ، به جامعۀ ایرانی برگشت . اگرچه کتاب هایش ممنوع الانتشار بود اما بحث هدایت به شکل گسترده ای جامعه را فراگرفت و نوعی رویکرد عمومی برای شناخت دوبارۀ او و آثارش پدید آمد .
خانۀ هدایت بعد از انقلاب در اختیار بیمارستان امیر اعلم قرار گرفت و از آنجا به دانشگاه علوم پزشکی تهران انتقال یافت . بعد از انقلاب قرار شد این خانه به یک مرکز ادبی با نام "مرکز ادبی هدایت" تبدیل شود . بیمارستان امیر اعلم خانه را تبدیل به مهد کودک کرده بود و بچه های کودکستان روی دیوار خانه هدایت نقاشی خرس و خرگوش و پسر شجاع می کشیدند و در حیاط خانه سرسره و چرخ فلک بازی می کردند و مکاتبات و مشاجرات یاران و دوستان هدایت با دانشگاه علوم پزشکی و نوشته های مطبوعات حاصل نمی داد .

وقتی خانۀ نیما را به شکل موزه در می آوریم ، وقتی برای سهراب سپهری موزه و جایگاهی می سازیم، وقتی حتا خانۀ هنرمندان زنده را می خریم تا از بین نرود ، جای آن دارد که درباره صادق هدایت نیز چنین کارهایی صورت دهیم .
" منبع : جدید آن لاین "

جناب آقای مرتضوی دام عزه
دادستان عمومی و انقلاب تهران
با اهدا سلام و تحيت ، چندی است كه خوانندهای به نام محسن نامجو ، برخی از آيات قرآن كريم را بهنحوی سخيف و موهن، و در قالب موزيكال اجرا نموده كه در سايت متعلق به مشاراليه قابل رويت و استماع است ؛
از آنجا كه عمل ارتكابی توسط مشاراليه از مصاديق بارز استخفاف دين و قرآن بهشمار میآيد ، ضمن اعلام جرم عليه نامبرده ، تقاضای رسيدگی و مجازات وی را دارم .
با سپاس
خادمالقرآن/ عباس سليمی 1387/6/6
" منبع : خبرگزاری قرآنی ایران "
حميد نامجو برادر محسن نامجو ، خواننده و آهنگساز آلبوم" ترنج " جوابيه اي را در خصوص شکايت يکي از قاريان قرآن کريم از محسن نامجو صادر کرد .
در خصوص شکايت آقاي عباس سليمي در مورد يک قطعه موسيقي که کلام آن حاوي آيات شريفه قرآن است ، نکات ذيل را به اطلاع عموم مي رسانم :
1. اين قطعه موسيقي يک کار پژوهشي و بر اساس ايده تلفيق قطعاتي از موسيقي عرب با موسيقي ملل تنظيم گرديده است . در روز ضبط قطعه ، اشعار عربي در خانه جا ميماند و محسن جهت بررسي نتيجه کار ، به طور ناخود آگاه و غير عمد بهجاي اشعار عربي مذکور به خواندن آياتي از قرآن که از حفظ بوده اقدام مي کند . لازم به توضيح است که محسن در دوران دبيرستان قاري قرآن بوده و اين آيات را از حفظ ادا کرده است .

۲. بر اثر بيمبالاتي يا غرضورزي افرادي ناشناس يک اثر پژوهشي که صرفا در حد يک يادداشت شخصي بوده و هيچگاه جهت پخش يا انتشار ضبط نشده است سر از اينترنت درميآورد و برخلاف خواست سازنده ، قطعه تکثير ميشود .
3. ديانت و تعظيم شعائر موسيقي در خانواده ما موروثي بوده و جاي شبهه ندارد . پدرم ، برادر بزرگترم و محسن ، قاري قرآن بودهاند و بيست سال پس از فوت پدرم ، هنوز مادرم بر اداي نذري که بر ذمه پدرم بوده اصرار ميورزد . نماهايي از فيلم «آرامش با ديازپام 10» که از منزل پدري ما فيلمبرداري شده گواه اين امر است .

سهيل محمودي در نشست « تأثير قرآن بر ادبيات نيايشي » ، به انتقاد از محسن نامجو پرداخت و در عین حال راه چاره را در شكايت كردن ندانست ؛ بلكه آسيبشناسي مسائل فرهنگي را مطرح كرد . اين شاعر تصريح كرد : اين روزها حرفهايي را از رسانهها شنيدهايم كه جوانكي كه ذوقكي هم دارد ، آمده آيات قرآن را با ساز خوانده است و آيات را به شكلي خوانده كه اصلا شايسته نيست ؛ يعني وقتي سورهي انفطار را ميخوانيد ، همهي وجود آدم را سراسر رعشه ميگيرد ، بعد ميبينيد جوانكي كه بيذوق هم نيست ، آن را به چنين شكلي خوانده است . البته معتقدم او قصد مجرمانه نداشته است. اتفاقي در جامعهي ما افتاده ، كه آن هم فراگير شده است ؛ اينكه كسي كه با سهيل محمودي شوخي ميكند ، فكر كرده ميتواند با حافظ هم شوخي كند و ميبينيم در تلويزيون ، حافظ را دست مياندازند و از اين رفتار است كه كسي آن آيات قرآن را به شكل نامناسب قرائت ميكند و بعد صداها درميآيد و شكايت ميكند و البته به حق است كه اعتراض ميكند ؛ اما به اعتقاد من ، با نوشتن شكايت ، ماجرا حل نميشود و بايد ماجراهاي فرهنگي و مسائل فرهنگي مطرح و آنها به طور دقيق آسيبشناسي شود .
" منبع : ایسنا "
«زبان سرخ»، نوشتهی "م.ف.فرزانه" ، نویسنده ایرانی ساکن كشور فرانسه توسط "نشر باران" در سوئد منتشر شد .

فرزانه در این کتاب مجموعهای از نوشتههای پراکندهی خود را که طی چهار دههی اخیر در نشریات مختلف منتشر شده جمعآوری کرده است .
«آخرین روزهای هدایت» شرح یکی از آخرین دیدارهای فرزانه با این نویسنده است ؛ روزی که مرحوم هدایت آخرین رمان خود را پاره و به سطل زباله میسپارد و تلاش فرزانه برای جلوگیری از این اتفاق نتیجهای نمیدهد .
محمدرضا سرشار : «صادق هدايت» در حد «سلمان رشدی» به ائمه اهانت ميكرد .

قصهگوی سالهای پيش ظهرهای جمعه راديو اضافه کرد :
غرب از رنسانس به بعد دين را حذف كرد و رابطه انسان و خدا را به يك رابطه خصوصي تقليل داد ؛ مثل همين «كازانتزاكيس» كه خدا نبخشدش .
ديگران بعد از او هم پيامبران را به استهزا گرفتند ؛ مثلا حضرت مسيح را با كروات و شلوار جين در خيابانهاي امروز پاريس نشان دادند .

وي با اشاره به اهانتهاي صريح «كسروي» به مقدسات اظهار داشت:
«صادق هدايت» هم اين اهانتها را ميكند ؛ با اين تفاوت كه حرفهايش را در لفافه ميزند . اهاناتي كه هدايت به حضرت علي (ع) و پيامبر اسلام (ص) و ديگر پيامبران ميكند دست كمي از كسروي ندارد و در حد سلمان رشدي است .
" منبع : فارس "
کتابهای صادق هدایت از نمایشگاه کتاب تهران جمعآوری شد

هشت کتاب نوشته ی مرحوم صادق هدایت و سه کتاب صادق چوبک از نمایشگاه کتاب جمع آوری شد .
صبح روز دوم در نمایشگاه کتاب ، کتابهای "دیوار"، "زند و هومن یسن"، "زنده به گور"، "سگ ولگرد"، "سه قطره خون"، گروه محکومین"، "مسخ" و "وغ وغ ساهاب" صادق هدایت از غرفه نشر جامه دران جمع آوری شدند .
همچنین کتابهای "انتری که لوطی اش مرده بود"، "چراغ آخر" و "خیمه شب بازی" نوشته صادق چوبک از همین ناشر جمع آوری شد .
« کنسولگري شاهنشاهي ايران در پاريس گواهي مينمايد که در تاريخ 19 فروردين 1330 شخصي به نام هدايت( نويسنده) فرزند آقاي هدايتقلي هدايت و بانو زيور هدايت در پاريس فوت کرده است . »

اين تاريخها هيچيک درست نيست .
از بررسي پروندة خودکشي هدايت در دادگستري پاريس ، تاريخ دقيق خودکشي او را ميتوان پيدا کرد: از اظهارات آقاي SAENGER که در صورت مجلس کلانتري ناحية هژدهم پاريس( به تاريخ دهم آوريل 1951) ثبت گرديده است به روشني برميآيد که صادق هدايت در صبح روز ششم آوريل 1951 به« ستوديو »ي کوچة « شامپيونه » نقل مکان کرده است ، و روز نهم آوريل پس از ساعت چهار بعدازظهر او را در همان جا مرده يافتند .
همچنين دربان خانهاي که هدايت در آن خودکشي کرده بود به مأمورين پليس گفته است که روز هشتم آوريل بوي گاز در ساختمان پيچيده بود . صورت مجلس پليس نيز تصريح دارد به اين که شير گاز خانه را در صبح روز هشتم آوريل بستهاند . گزارش پزشک قانوني به تاريخ دهم آوريل 1951 ، مصرح است به اين که مرگ هدايت بايستي کمي پيش از سه روز ( يعني پيش از دهم آوريل ) روي داده باشد .
به پشتوانة اين اسناد نتيجه ميتوان گرفت که صادق هدايت در شب يا نيمه شب هشتم آوريل ( يعني هفتم آوريل شبانگاه ) به زندگي خود پايان داده باشد .
خوانندگان نوشتههاي هدايت به طبقه يا قشر و دسته يا گروه خاصي محدود نميشوند ، حال آن كه خوانندگان بسياري از پرنفوذترين و نامآورترين نويسندگان و شاعران ما ، قطع نظر از استعداد و استطاعت آنها ، محدود هستند . هدايت در سالهاي آخر حياتش ، به ويژه پس از مرگش ، در اوج شهرت خود در خاك ايران نفوذ فراوان داشت و اين نفوذ تا به امروز كماكان ادامه يافته است ، به طوري كه هيچكس با او برابري نميكند .
هنوز نوشتههايش را نسل جديد ، با طبايع گوناگون فرهنگي ، با علاقه ميخوانند ، و اين چيزي است كه براي هيچ نويسنده ديگري در يك صد سال اخير پيش نيامده است . راز اين نفوذ چيست ؟

به نظر من راز اصلي نفوذ و جاذبه شخصيت هدايت در صراحت و صميميت و در « اجبار اعتراف » و روحيه انتقادي ـ يا همان مدرنيتخواهي و آزادانديشي ـ او است . قابليت و توانايي او در تشخيص جنبههاي گويا و زندگيبخش امور و اشيا كاملاً نظرگير است . هدايت قريحهاي طبيعي و ممتاز براي انتقاد كردن دارد، بهويژه ميتواند جنبههاي ناساز و ناجور زندگي را از منظر فردي و شخصي در كنار يكديگر نشان بدهد و دست بيندازد ، و اين استعداد را از همان جواني از خود نشان ميدهد .
در نزد هدايت اجبار عين شر است و همواره زندگي خود را معطوف زمينهاي ميكند كه در آن حد اعلاي آزادي فردي وجود داشته باشد .
او اهل مسلك تسليم و رضا نبود .
در بازسازى بوفکور گزمهها نماد حکومت وقت ، پیرمرد نماد مردهریگ فرهنگى ایران ، زن نماد ایران و راوى روشنفکر متجدد ایرانىاند . با یافتن این کلیدها همهى رازها برملا مىشود . گویا ناشناختگى و ابهام متن خطر آن را داشت که ذهن خواننده را در برابر برداشتهاى غلط آسیبپذیر کند . در این نگاه، گزمهها را که شبانه در کوچهها مىگردند و آواز مىخوانند ، نمادِ چیرهگرى حکومتِ رضاشاه مىدانستند .

هدایت دستِ برقضا ، تنها قشرى را که جزو رَجالهها ندانسته ، همین گزمهها هستند که تنها صداى آوازشان از کوچه مىآید و حتا یکبار راوى همان آواز را تکرار مىکند .
رَجَالههایى که همه از دم شاگرد کلهپزند . او آشکارا شاهد آن است که همهى این رَجَالهها با زن دمخورند و هماغوشى مىکنند ، جز گزمهها و پیرمرد که برایش ویژگى نیمهخدایى قایل است . این زن کیست ؟ او کیست که رختى سیاه برتن کرده و چشمان شهلایش هستى راوى را به باد داده است ؟ راوى بودن در کنار این زن را دوست دارد و مىخواهد همچون خودِ او ، زن هم با این رجالهها قطع رابطه کند. اما رجالهها او را دوره کردهاند . و تلاش راوى براى نجات زن بیهوده مىنمایاند .
بوف کور هنوز بسان چراغی پیشاروی ادبیات مدرن فارسی روشنایی می افکند ؛ هرچند مرحوم هدایت گفته بود :
" مـــن روشـــــنایى نــیــســتـم " .
صادق هدایت ، نویسنده برجسته قرن بیستم ایران ، در مسیر راهی كه جمالزاده گشوده بود ، گامهای بلندی برداشته و به مقام پیشگامی رسید . جالب آنكه طی مدتی كه جمالزاده در دوران 20 ساله حكومت مستبدانه رضاشاه در سكوت باقی مانده بود ، سایر پیروان این سبك نویسندگی طبیعت گرایانه، بهویژه هدایت و دوستش « بزرگ علوی » ، در همین دوران بود كه به شهرت رسیدند. هدایت حتی خیلی بیش از سلفش تحتتاثیر ادبیات عامیانه بود . او حتی پیش از آنكه داستان نویسی را آغاز كند در این زمینه تحقیق و تتبع میكرد و تعدادی از آثارش نیز به همین موضوع اختصاص دارد . اهمیت كار او بهخصوص به خاطر نگارش « نیرنگستان » ، نخستین كتاب جدی درباره فولكلور ایران به زبان فارسی در سال 1933 است ؛ زمانیكه اكثر روشنفكران ایرانی نسبت به ادبیات عامیانه بیتوجه بوده و اهمیت چندانی برای آن قائل نبودند . علاوه بر آن ، این كتاب به محض انتشار در ایران توقیف شد و تا سال 1956 اجازه انتشار و چاپ مجدد نیافت .

«بوف كور» ، مشهورترین نوول هدایت ، تكگویی درونی خارقالعادهای كه چنانكه باید در خارج از كشور مورد توجه قرار نگرفته ، در واقع دریایی از مایههای فولكلوریك و اسطورهای است . عنوان كتاب نیز اشارهای طنزآمیز به هزاردستان اشعار سنتی فارسی دارد . پس از كنارهگیری رضاشاه و بازگشت دموكراسی و آزادی اندیشه ، هدایت جزوهای به نام «آب زندگی» نوشت . این كتاب در قالب قصههای عامیانه و براساس افسانهای سنتی ، هجو گزندهای از جامعه ایرانی به دست میدهد ، اما در فضای سیاسی و اجتماعی ـ جدید تفاوت عمدهای دیده میشود- بدبینی ذاتی و ویژه هدایت برای یكبار هم كه شده با پیروزی انسانیت و بشردوستی بر ظلم و استبداد و حرص و آز جای خود را به سرانجامی خوشبینانه میدهد .
قدرت هدایت در بهرهگیری از محاورات عامیانه خیلی بیشتر از جمالزاده بود . با تمام اینها نثر او ، حتی در بازگویی مكالمات و محاورات ...
" منبع : کارگزاران "
« عقام مینشیند به زبان این رجالهها چیز بنویسم »
م. ف. فرزانه در خاطراتاش از داستانهای نانوشته یا ناتمامی سخن میگوید که هدایت ننوشت یا منتشر نکرد . بین آنها ، داستانی هست تقریبا" تمامشده که نابودش کرد : « عنکبوت عاقشده » ، عنکبوتی که نمیتواند تار بتند ، از خانواده و از جمع عنکبوتها طرد میشود، چون عنکبوتی که تار نتند عنکبوت نیست ؛ عکنبوت راهی جنگل میشود ، پیش حیوانات مختلف میرود و ، یک به یک ، از آنها میخواهد تا او در جمع خود بپذیرند اما همه طردش میکنند ، چون هرچه باشد او یک عنکبوت است ، نه سگی که پارس کند ، یا سنجابی که جستوخیز کند ، یا پروانه که پرواز کند ، یا ماهی که شنا کند ، یا ... عنکبوت نفرینشده تسلیم میشود ، بیچاره و درمانده ، موجودی محال : عنکبوت نیست چون نمیتواند تار بتند ، اما هیچ حیوان دیگری هم نیست چون عنکبوت است .

تمثیلی از این سرراستتر ممکن نبود . هدایت همچون عنکبوت : ایرانی بود و با این حال ایرانی نبود .
" منبع : پـیـام یزدانـجـو "
آلبوم « ترنج » محسن نامجو روز گذشته در تالار ناصري خانهي هنرمندان ايران نقد شد ، تا سيزدهمين «نقد نغمه» برگزار شود .
نامجو :هنگامي كه براي اين اشعار، نعره ميزدم ، نعرههاي من آگاهانه نبودند ؛ بلكه از دردهايي بودند كه در سينه داشتم .
85 هزار وب سايت براي صادق هدايت

جهانگیر هدایت : اگر در گوگل جست وجو كنيد ، 85 هزار سايت درباره هدايت وجود دارد .
جهانگیر هدایت :
" فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود ، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است . "

ششمین دوره اهدای جایزه ادبی صادق هدایت عصر یکشنبه بیست و هشتم بهمن ماه همزمان با صد و پنجمین سالروز تولد هدایت در مراسمی خصوصی و در جمع افرادی از خاندان هدایت و تنی چند از اهل قلم و ادب و فرهنگ در خانه جهانگیر هدایت ، برادرزاده صادق هدایت ، برگزار شد .
مراسم ساده و صمیمی سالگرد تولد هدایت با سخنان جهانگیر هدایت آغاز شد. او در آغاز شرح داد که به دلیل تغییر مدیریت خانه هنرمندان، مدیر جدید برنامه جایزه هدایت را لغو کرد. وی افزود برگزارکنندگان تصمیم گرفتند مراسم را در میدان هدایت واقع در دروس برگزار کنند، اما سرمای سخت زمستان امسال آنان را از پیگیری بازداشت .
به گفته آقای هدایت مذاکرات برای گرفتن سالن با خانه معلم و چند مکان دیگر موفقیت آمیز نبود و به اجبار تصمیم گرفته شد مراسم به طور خصوصی و در منزل برادرزاده هدایت برگزار شود. جهانگیر هدایت گفت: " فرقی نمی کند برنامه هدایت در کجا برگزارشود، شکوه و جلال در نام هدایت نهفته است ."او توضیح داد که هدایت مورد بی مهری است، چاپ و بازچاپ تمام آثار او ممنوع است. خانه پدری صادق هدایت در بند بیمارستان امیراعلم اسیر است و تبدیل به زباله دانی شده است. آنچه هم که از هدایت باقی مانده در زیرزمین موزه رضا عباسی در حال پوسیدن است و میز تحریر هدایت در دانشکده علوم اجتماعی معلوم نیست دچار چه سرنوشتی شده است. جهانگیر هدایت افزود در نمایشگاه های کتاب آثار هدایت را جمع می کنند و اگر عکس یا پوستری از او نصب باشد روی صورتش کاغذ می چسبانند تا مردم او را نبینند و به طنز افزود " یا او ابتذال را تماشا نکند . "
سپس سیروس ابراهیم زاده، نمایشنامه نویس و بازیگر تئاتر و سینما، با همراهی همسرش ناهید کبیری شاعر و نویسنده، داستان کوتاه حاجی مراد نوشته صادق هدایت را برای حاضران روخوانی و اجرا کردند. خانم بهبهانی یکی از تازه ترین غزلیات خود را برای جمع قرائت کرد و صدیق تعریف، از خوانندگان مشهور موسیقی سنتی ایران، تصنیف مرغ سحر را با سه تار نواخت و خواند.

در بیانیه هیات داوران آمده بود در شش سال گذشته ۴۰۰۰ نفر داستان نویس از ایران، افغانستان، تاجیکستان و ایرانیان مقیم خارج از کشور در این مسابقه شرکت کرده اند. اکثر شرکت کنندگان، نویسندگان جوان بودند و شرکت خانم های نویسنده در مسابقه قابل توجه بوده است. در مسابقه امسال ۷۵۰ نویسنده با ارسال داستان کوتاه شرکت کردند. از این تعداد ۱۰۰ نفر داستان خود را با پست و بقیه با ای میل فرستاده اند که حکایت از رواج اینترنت دارد. در مرحله اول داوری ۱۱۵ داستان به مرحله دوم راه یافت. از میان داستان های راه یافته به مرحله دوم تعداد ۲۰ داستان برگزیده شد و از بین آنها ۱۰ داستان به مرحله نهایی راه یافت. چهار داستان از 10 داستان مرحله نهایی به دلیل ارسال داستان برای مسابقه دیگر یا درج آن در سایت های ادبی از دور مسابقه خارج شدند.
هیات داوران در بیانیه خود آمار زیر را نیز ارائه کردند:
خانم ها ۲۶ درصد شرکت کنندگان و آقایان ۷۴ درصد را تشکیل می دادند. ۵ درصد داستان ها گرایش به موضوعات اروتیک داشتند، ۵ درصد طنز و شادی و عشق را در بر می گرفتند، ۱۵ درصد به مسائل اجتماعی پرداخته بودند و ۷۵ درصد داستان ها سخن از ناکامی و نگون بختی و مرگ و بدبختی می گفتند.
با برگزاری مراسم جایزه هدایت، تا پایان سال خورشیدی مراسم ادبی دیگری نداریم. جایزه بیژن جلالی هم امسال برگزارنشد.
با توجه به این که به برگزارکنندگان جوایز روشنفکری جایی برای برگزاری مراسم داده نمی شود، این پرسش پیش می آید که آیا مانند اوایل و اواسط دهه هفتاد دوباره برگزاری مراسم ادبی به خانه ها نقل مکان خواهد کرد یا برگزاری این گونه مراسم کلا متوقف خواهد شد. برای گرفتن پاسخ این پرسش باید منتظر سال آینده بود.
" منبع : بی بی سی "
" تنديس «صادق هدايت» به هيچ نويسندهاي نرسيد "

عصر روز يكشنبه 28 بهمن مراسم اهداي جوايز ششمين دوره جايزه ادبي صادق هدايت با حضور تني چند از چهرههاي ادبي و سينمايي مانند جهانگير هدايت ، اميرحسن چهلتن ، خسرو سينايي ، سيمين بهبهاني ، سيروس ابراهيمزاده و حسين قديمي برگزار شد .
در ششمين دوره جايزه ادبي هدايت اميليا نظري با داستان «آقاي سزار غمگين است» ، شيوا رمضاني با داستان «لعنتي» و فائزه فرهومند تهراني با داستان «فنجانهاي خالي» مشتركاْ جايزه اين دوره را از آن خود كردند . اين جايزه شامل لوح افتخار و سري كتابهاي صادق هدايت بود كه به برگزيدگان اهدا شد و از آنجا كه جايزه امسال سه برگزيده داشت تنديس صادق هدايت به هيچ كدام از آنها اهداء نشد .
جهانگير هدايت برادرزاده صادق هدايت در اين مراسم كه در منزل شخصياش برگزار ميشد ، گفت: بعد از 5 سال كه مراسم پاياني جايزه در مكانهاي عمومي برگزار ميشد امسال به دليل تغيير مديريت در خانه هنرمندان جلسه به صورت خصوصي برگزار ميشود .
" منبع : خبرگزاری فارس "
پاريس ژوئن 1969
آنچه از اين جانبه سؤال کرديد راجع به آخرين روزهاي زندگيش در پاريس بدون کوچکترين مبالغه به طور خلاصه شرح ميدهم :
يک شب در پاريس در منزل من تا نيمه شب برايم آخرين کتاب خودش يعني « توپ مرواري» را خواند . در جزوة شخصي نوشته بود و اظهار داشت خيال چاپ ندارد . بينهايت جالب بود ، زيرا قسمتي از تاريخ را از زمان ناصرالدين قاجار تا آن روز به رشتة تحرير درآورده بود ، البته به سبک خودش که يکي از شاهکارهاي آن نويسنده است .
با تمام درد روحي که با او همآغوش بود خنده از لبانش دور نميشد و مدتي خنديديم بر سر اين کتاب . و با اين که بارها ميگفت دنيا قابل زيست نيست و هزار تمسخر بر لبانش بود براي آنهايي که در اين دنيا آن قدر به پول و زندگي پر تجمل و مقام اهميت ميدهند، هرگز نميتوان حدس زد که اين موجود شريف در آيندة نزديکي دست به خودکشي خواهد زد .

برخلاف آنچه تصور ميشد که پاريس را براي زندگي در نظر گرفته ، ميبينم که براي مرگ انتخاب کرده بود . روزي در يکي از کافههاي مونتپارناس Montparnasse نشسته بوديم اظهار داشت : « اگر عرضه يا ميل تهية قصري در ديار خود نداشتم از دير زماني در ملک خاجپرستان خانة ی آخرتي براي خود زير سر گذاشتهام . »
" منبع : دیباچه "
آدرس های ما :
مفهوم مرگ در داستان مردهخورها همان تمايل هدايت را به انديشة ی مرگ نشان نميدهد . مرگ در اين داستان به صورتِ نجات از رنجِ هستي ، به عنوانِ تقديرِ محتوم انسان با جنبة « تراژيکِ » آن تصوير نشده است . مرگ در مردهخورها ، چنانکه از عنوانِ آن برميآيد ، جنبهاي هزلآميز و «کميک» دارد ، و اين داستان به گمان من ، اثري است لطيفهوار (Anecdotal) که مزاح در آن با موضوعي دردناک درآميخته است .
عنصرِ «لطيفهوارِ» داستان- مردي که ظاهراً مرده است امّا از قبر ، قبل از آنکه رويش خاک بريزند، برميخيزد- مردهخورها را از داستانهاي ديگرِ هدايت ، که مضمونِ مرگ دارند ، متمايز ميسازد .

ما از گفتوگوي زنها ، که معرفِ شخصيتِ آنها و عنصرِ سازندة داستان است ، عمقِ بيچارگي و بيپناهي و استيصال آنها را درمييابيم . تلاشِ بيوهزنها براي تصاحبِ ماترکِ مختصرِ شوهرشان چيزي نيست مگر واکنشِ زار و زبونِ آدمها در برابر عوارض ويرانگرِ مرگ ؛ آنچه موجب شده است تا نويسنده از آنها به عنوانِ «مردهخور» تعبير کند . در اين داستان بيش از هر چيز صداي گريه و ناله و نفرين شنيده ميشود ، و نويسنده در فضاي مرگ موقعيتهاي«کميک» ميآفريند ؛ موقعيتهايي که راه و رسم گروهها و آحادِ مشخصي از جامعة ايراني در آنها منعکس است .
" منبع : دیباچه "
بيست داستان راهيافته به مرحله بعدي ششمين دورهي مسابقهي داستان كوتاهنويسي صادق هدايت معرفي شدند .

به گزارش ايسنا داستانهاي راهيافته به مرحلهي بعدي اين مسابقه از بين 715 داستان فرستادهشده به دبيرخانهي جايزه به ترتيب حروف الفبا عبارتاند از : " ناخناتو نجو " سپيده ابرآويز ، " مايل به خاكستري " اميد پناهي آذر، "كلت كمري" جواد پويان ، " شبي در ونيز " مرضيه جوكار ، " بنگر به صفحهي كليد " فرهاد حيدري گوران، "سايهها" از امير رحيمي ، " لعنتي " شيوا رمضاني ، " بچه كه مرد ، جلال كثافت " نوشتهي ميلاد صادقي، " عجب بهار كسالتآوري " مهري فاتحي ، " فنجانهاي خالي " فائزه فرهومند تهراني ، "كف دست" پيمان فيوضات ، " يك راز كوچك خيلي خيلي بزرگ " ، عباس غديرمحسني ،"گورزا" از نسرين مدني، " نقشِ بر آب " ويدا مشايخي ، " خانه " نوشتهي مصطفي منوچهري ، "دكتر كندي هلن را در باغچهي خانه دفن كرده بود" از خزر مهرانفر ، "پنتي منتو" نوشتهي جواد نادري اسكنداني ، "آقاي سزار غمگين است" از اميليا نظري ، " سد " ساسان نيكپسند ، و " هي سي سالت " آنيتا يارمحمدي .
از ميان داستانهاي يادشده ، 10 داستان به مرحلهي پاياني راه مييابند و سه نفر برندهي نهايي اين مسابقه 28 بهمنماه معرفي خواهند شد .
مرگ در ادبیات ما موضوعی است که نویسندگان بسیاری به آن پرداختهاند . در این میان صادق هدایت را میتوان پرچمدار مرگنویسی نامید .

در ادامه نگاهی به مرگ در آثار او خواهیم داشت .
مساله ی مرگ یکی از مایههای همیشگی آثار او است . بیم مرگ نه تنها کام هستیاش را تلخ کرده بلکه میان او و عوامالناس نیز شکافی پرنکردنی پدید آورده است . اگر به آثار هدایت برگردیم و پس از گذشت زمان به آنها بنگریم خواهیم دید نور سیاهی بر مجموعه نوشتهها و زندگی وی تابیده است . هیچ چیز هم نخواهد توانست این سیاهی را به روشنی تبدیل کند یا آن احساس بیفایدگی کامل را که در نویسنده هست با جامعه آشتی دهد .
" منبع : رضا جوان "
نهاد روشنفکر به مفهوم کلي ، نهاد ناآرام است . به «کلمات» سارتر نگاه کنيد تا ناآرامي اين روشنفکر را دريابيد . کامو و کافکا و سلينجر و بقيه هم همين ناآرامي را دارند ، اما نمي دانم چه اتفاقي مي افتد که در مرزهاي جهان سوم اين ناآرامي به عصبانيت تبديل مي شود . نهاد ناآرام که نه ، نهاد عصباني روشنفکر جهان سومي .
J. D. Salinger
Jean-Paul Sartre
هدایت جدا از اینکه بخواهیم درباره نویسندگیاش و تواناییها و ضعفش حرف بزنیم ، یک تفاوت عمده با نویسندگان نهیلیست دنیا دارد که متاسفانه این تفاوت مثل یک میراث غیرقابل خدشه به همه روشنفکران پس از هدایت رسیده است . چیزی که من از خلال نامهها فهمیدم این بود که هدایت به حق یا به ناحق از همه چیز و همه کس عصبانی بود و این عصبانیت بر هر ویژگی دیگر او و حتی بر شأن نویسندگی او غلبه داشت .

این عصبانیت همان تفاوتی است که میگویم هدایت با بقیه نویسندگان نهیلیست دنیا داشته است ، و این همان میراث تلخی است که مثل ژن غالب ، از او به همه روشنفکران ایران منتقل شده است . روشنفکران ایران و سردمدارشان ، هدایت ، بیش از آنچه باید عصبانیاند و درباره هر چیزی با عصبانیت اظهار نظر میکنند . درباره منشا این عصبانیت میشود بحث کرد و دلایل آن را برشمرد ، اما تردیدی نیست که سلسلهدار و کاروانسالار روشنفکران عصبانی ، صادق هدایت است .
" منبع : سیدعلی میرفتاح "
دفتر صادق هدايت از كساني كه درباره ي مرحوم صادق هدايت ، آثار ، انديشه ها و ديگر امور مربوط به او داراي نوشته ، مقاله ، ترجمه ، شعر و غيره مي باشند دعوت مي كند كه براي سايت صادق هدايت ارسال فرمايند . بديهي است اسناد و مدارك ارسالي به نام فرستنده ثبت شده و چاپ خواهد شد .
تلفن : 22556607
تلفاكس : 22556656
ايميل : jahanhedayat@yahoo.com
صندوق پستي : 365-19585
كتابهاي نشر اختران ، مدتهاست كه منتظر مجوز مانده است .

كتاب " هدايت ، بوف كور و ناسيوناليسم ايراني " نوشته ی ماشاالله جوداني يكي از اين كتابهاست : « اين كتاب از 1/11/85 به وزارت ارشاد تحويل داده شده ولي هنوز جوابي ندادهاند . » مدير انتشارات اختران ; اساميديگر كتابهاي منتظر مجوز را نيز اين چنين ميگويد : « مجموعه داستان راستان يك روز » نوشته رنجبر ايراني از ارديبهشت 86 ، داستان « مارمولكها غصه ميخورند » نوشته پرويز رجبي از اسفند 85 ، « دوران قاجار » نوشته و نسان مارتين و با ترجمه افسانه منفرد از اسفند 85، داستان « روايت فروردين » نوشته ی فرشته موسوي از مرداد 86 ، « دانستن دموكراسي » از ارديبهشت 86 ، « تئاتر ابزورد » نوشته ی مارتين اسلين و با ترجمه مهتاب كلانتري و منصوره وفايي از 19/3/85 ، «خروس» نوشته ی ابراهيم گلستان را هم بررسي مجدد از تاريخ شهريور 85 گرفتهاند و هنوز جوابي ندادهاند . »

اردهالي در پاسخ به اين سئوال كه در جواب پيگيريها براي ارائه مجوزهاي عقب افتاده چه پاسخي از سوي وزارت ارشاد دريافت ميكند ، گفت : « فقط ميگويند هنوز در حال بررسي است . كتاب خروس مثلا چند صفحه است كه هنوز در حال بررسي است نميدانم . »
" منبع : حیات نو "
« صادق هدايت ؛ كارها و دنياي شگفتآورش » شامل مطالب مربوط به بزرگداشت يكصدمين سال تولد اين نويسنده در دانشگاه آكسفورد منتشر شد .
در اين كتاب ، سخنرانيهايي كه در بزرگداشت يكصدمين سال تولد هدايت در دانشگاه آكسفورد ارايه شده ، آمدهاند .

كنفرانس سدهي صادق هدايت سال 81 در مدرسهي سن آنتوني دانشگاه آكسفورد برگزار شد و استاداني از دانشگاههاي انگليس ، فرانسه ، آمريكا ، كانادا و ايران دربارهي اين نويسنده سخنراني كردند كه حاصل اين سخنرانيها در كتاب « صادق هدايت ؛ كارها و دنياي شگفتآورش » به كوشش محمدعلي همايون كاتوزيان از سوي نشر روتلچ در انگلستان منتشر شده است .
در اين كتاب ، سخنرانيهايي از محمدعلي همايون كاتوزيان ، حورا ياوري ، مارتا سيميد چيهوا، مايكل برت، بهرام مقدادي ، فيروزه خضرايي ، محمد توكلي، نسرين رحيمه و هوشنگ فيلسوف منتشر شدهاند .
" منبع : ایسنا "
انتشار ترجمة فرانسوي کتاب « بوفکور» صادق هدايت توسط روژه لسکو ( Roger Lescot ) در محافل ادبي فرانسه بيش از حد و انتظار و پيشبيني مورد استقبال واقع شده است . اين ترجمه که در حدود سال 1320 براي چاپ آماده شده و مترجم آن ترجمه را به نظر خود نويسندة فقيد رسانيده بود تاکنون به سبب اشکالات مختلف به طبع نرسيده بود و فقط دو ماه قبل در پاريس انتشار يافت .

عدهاي از اديبان و نويسندگان بزرگ فرانسوي در مجلات ادبي اين کتاب را ستوده و نويسندة فقيد ايراني را در زمره نويسندگان مهم دنيا شمردهاند. از جمله آندره برتون Andre Breton سردستة گروه سوررآليست در مجلة Le Medium( شمارة ماه ژوئن) شرحي زير عنوان « نيلوفر کبود» نوشته و«بوفکور» را شاهکار شمرده و در رديف کتاب Aurelia تأليف ژرار دو نروالG.de Nerval و گراديواGradiva تأليف ژنسن Jensen قرار داده است .
به علاوه در شمارة ماه ژوييه مجلة Deiense de la paix داستان « داش آکل» ترجمه و انتشار يافته است. مجلة جديدالتأسيس Bizarre نيز در شماره اول خود ترجمة داستان ديگري را از آثار هدايت درج کرده است.
از جمله تقريظها و انتقادهايي که بر ترجمه کتاب« بوفکور» نوشته شده مقالة آندره روسو A.Rousseaux منتقد معروف ادبي است که در شمارة 18 ژويية ( 27 تير ماه) نامة هفتگي فيگارو و ادبي Le Figaro Litterair درج شده است و ما براي اطلاع خوانندگان سخن از نظر اين منتقد معروف دربارة کتاب« بوفکور» ، عين اين مقاله را که توسط آقاي قائميان ترجمه شده است در ذيل درج ميکنيم:
صادق هدايت و شاهکارش
تصور ميکنم صادق هدايت، نويسندة ايراني، براي بسياري از خوانندگان نامکشوف باشد. همانطور که براي خود من نيز تا چندي پيش چنين بود. ولي به عقيدة من تأثير وحيآساي بوفکور، شاهکار او، به خوبي کافي است که در نظر ما هدايت را، در همان اولين برخورد، در زمرة بليغترين و پرمعنيتري نويسندگان عصر قرار دهد. آقاي روژه لسکو که هدايت را در زبان فرانسه به ما شناسانده است، اظهار ميکند که بين آثار ماندني نيم قرن اخير ايران کتاب بوفکور در رديف اول جاي دارد.
من از اين حد فراتر ميروم: به نظر من اين رمان به تاريخ ادبيات قرن ما وجه امتياز خاصي بخشيده است، مانند رومان دادخواست کافکا. با اين تفاوت که آن چه را کافکا نتوانسته بود به دست آورد، هدايت توانسته است، يعني هدايت موفق شد نوشتههاي چاپ نشدة خود را پيش از خودکشي بسوزاند. اين نويسنده که از دنياي ما رخت به عالم ديگر کشيده است، تقريباَ دو سال پيش در پاريس به زندگي خويش پايان داده است.
دویچه وله : نوآوری در موسیقی ایرانی ازدید و نگاه شما چه معنا و مفهومی دارد ؟ آیا واردکردن سازهای غربی در موسیقی ایرانی نوآوری است ؟
محسن نامجو : نه در ارتباط با فقط موسیقی ایرانی ، بلکه من فکرمیکنم در ارتباط با هر سنتی ، در هر هنری ، این قضیه مورد اختلاف بوده که عدهای معتقد بودند لزومی ندارد پایههای سنت را بشناسی و تو میتوانی فیالبداهه درک خودت را از جهان ارائه بدهی . مثلا بعنوان یک نقاش اولینباری که بوم را روبهرویت میگذارند ، لزومی ندارد سابقهی تاریخی داشته باشی ، طراحی کرده باشی ، هزارجور مقدمات را گذرانده باشی و آموزش نقاش دیده باشی، و حالا در برابر بوم قرار بگیری. تو میتوانی کاری مختلف ارائه بدهی . عدهای دیگر هم ، که گفتم ، معتقدند نه ! فیالبداهه میتوانی برای اولینبار بدون هیچ سابقهای در برابر بوم قرار بگیری، قلممو را توی رنگ بزنی و بپاشی روی بوم و آن چیزی که تو خلق کردی، اوج آن کاری بوده که تو در آن لحظه ...
" منبع : DW "

هدايت در کتاب خواندن سليقۀ مخصوصي داشت . به هيچوجه نميتوانست حس اعجاب و تحسين خودش را پنهان دارد . اگر نويسندهاي کار بزرگي عرضه ميکرد او همچنان که کتاب را ميخواند در حاشيۀ کتاب نظر خودش را مينوشت . مثلاً بارها اتفاق افتاده بود که در حاشيۀ کتابهاي هدايت ما به جملاتي از اين قبيل بر خورد ميکرديم : « نويسندۀ گردنکلفتي است » ، « عجب جواب داده » ، « معرکه کرده » . و اين جملات بدون شک بهخوبي نشان دهندۀ اشتياق او به مطالعه و شناخت روشهاي تازه در داستان است .
خوب به خاطر دارم که کتاب « اوليس » اثرجيمز جويس را براي اولينبار مرحوم شهيد نورايي براي هدايت فرستاده بود . هدايت بعد از مطالعۀ اين کتاب آن را به من داد و گفت :« اين را بخوان . به خواندنش ميارزد . » و بعد در نامهاي به شهيد نورايي نوشت : « اين کتابي نيست که هر کس بخواند بفهمد. فهميدنش خيلي حوصله ميخواهد . »
" منبع : دیباچه "
نام شيخ بهايي در فهرست مشاهير يونسكو ثبت شد
"سيد طه هاشمي" معاون رئيس و رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري به ميراث آريا( CHTN) گفت : در يونسكو فهرستي از مفاخر و مشاهير جهان وجود دارد كه هرساله تعدادي از اسامي مفاخر و مشاهير كشورهاي جهان در اين فهرست به ثبت ميرسد .
وي ادامه داد: يونسكو در هر سال از كشورها ميخواهد تا اسامي مفاخر و مشاهير خود را با توجه به مناسبتهاي مرتبط با آنها به يونسكو معرفي كند. يونسكو نيز پس از بررسي اسامي پيشنهادشده، در صورتي كه معيارهاي اين افراد مطابق با معيارهاي يونسكو باشد، آنها را در فهرست مشاهير و مفاخر خود اعلام كرده و كشورها بر همين اساس برنامهها و بزرگداشتهاي مرتبط با آن شخصيت را در كشور خود برگزار ميكنند .
هاشمي با اشاره به چهارصدمين سال رحلت شيخبهايي در سال 2009 خاطرنشان كرد: ايران نيز هشت ماه پيش اسامي 5 دانشمند و مفاخر خود را به يونسكو ارسال كرد. با توجه به شخصيت جهاني شيخبهايي و نگارش دو رساله درباره نجوم و همزماني چهارصدمين سال رحلت شيخبهايي با سال ميراث و نجوم در سال 2009، يونسكو موافقت كرد كه نام اين شخصيت در فهرست مشاهير ثبت شود.
به گفته رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي ، يونسكو هيچ سالي را به نام شخصيت فرهنگي يك كشور نامگذاري نميكند. بلكه كشورهاي عضو با توجه به مناسبتهاي مفاخر كشور خود ليست پيشنهادي را به يونسكو داده و در صورتيكه افراد پيشنهادشده مطابق با معيارهاي جهاني يونسكو باشد، نام مفاخر و مشاهير كشورها را در اين ليست ثبت كرده و سپس كشورها به همين بهانه برنامهها و بزرگداشتهايي را برگزار ميكنند. ايران نيز با توجه به چهارصدمين سال رحلت شيخ بهايي، دو همايش ملي و يك همايش بينالمللي شيخ بهايي را طي سه سال برگزار خواهد كرد .
پیامهایه کوتاهه زیادی رد و بدل می شد ٬ اینقدر حجم داشت که برایه هر بار ارسال باید چندین مرتبه سعی می کردی . از داخله تاکسی که شهر رو نگاه می کردی کاسب ها به مردم پیشنهاد می کردند انار و هندوانه و آجیل برایه این شب بخرند . از همه جالب تر ماهی فروشه سره کوچه ی ما بود که بالایه مغازه نوشته بود : ماهیه شب یلدا یادت نره .
شبه یلدا به پاس دارانه آیین هایه ملی مبارک باد .
دیدگاه دکتر اسلامی ندوشن پیرامون زندگی و مرگ صادق هدایت
در ارديبهشت 1951 م بود كه خبر مرگ ناگهاني صادق هدايت در ميان ايرانيان مقيم پاريس پيچيد . روزنامه لوموند ، خبر آن را در چند خط انتشار داد ، نوشت كه صادق هدايت ، شاعر معروف ايراني ، با گاز به زندگي خود خاتمه داد . آيا اشتباه بود يا عمد از جانب لوموند كه هدايت را شاعر خوانده بود ، در حالي كه او شعري به مفهوم رايج ، در عمر خود نگفته بود ، ولي در معنا پر بيراه هم نبود ، بوف كور كه معروفترين كتاب او در فرانسه بود ، بيشتر به شعر سر مي زد تا به نثر .

يك بار در خانه اش ، در خيابان روزولت ، از او پرسيدم : كافكا چند سال داشت كه مرد ؟ گفت : 42 سال . گفتم : چه كم ! گفت دو سالش هم زياد بود .
" منبع : زخم کهنه "
محسن نامجو به ايران بازگشته است

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|