ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |
مادر ساسی مانکن ; تازه ترین "متوفی " موج سبز
نه به خاطر اینکه موج سبز اهمیتی برایم داشته باشد و هم نه به خاطر اینکه ساسی مانکن خواننده ی مورد علاقه ام باشد ٬ تنها به این علت که جان داری جانش را از دست داده است برآن شدم تا تمامی خبر را بخوانم .
خبر این گونه آغاز می گشت :
" ۵۸ روز پیش دکتر فرشته گودرزی هنگام مداوای مجروحین اختشاشات خیابانی اخیر درمطب خود مورد هجوم ... "
در جامعه ای زیست می کنیم که حتی گردانندگان یک سایت خبری ، از صدر تا ذیلشان یعنی از مدیر سایت بگیر تا تایپیستشان نمی دانند که آن کلمه "اغتشاش" است و نه اختشاش .
و جالب تر آنکه بر بالای سایتشان این جمله نقش بسته است :

چند روز پیش که تلویزیون tv persia در برنامه ای به تحلیل اندی خواننده ی ایرانی پرداخته بود ، لقب elvis presley ایران رو به وی داد .

از اون روز درونم آکنده از حسرت و اندوه شد که چه غافل بودم از شناخت و درک ابعاد وجودی این خواننده بزرگ و مدام این جمله ی روشنفکران در ذهنم تداعی می شد که (( جامعه ی ایرانی از درک بزرگان عصر خویش عاجز است . )) برای تسکین دردم چاره ای جز فرستادن هزار لعنت بر مشاعرم نداشتم .
تازه دو روزی بود که بهتر شده بودم که ناغافل این خبر رو در سایت امروز خوندم :
سعید حجاریان : « خاتمی بهتر است به عنوان نماینده دموكراسیخواهان ایرانی وارد عرصه انتخابات شود »

خاتمی درحال وارد شدن به عرصه
به حجاریان ها نمی توان خرده گرفت ٬ چراکه وقتی رضا قلدر ، پدر تاج دار این مملکت بوده و آن یکـی پــدر معنوی و این یــکی سردار سازندگی و انـدی هم elvis-presley اش ، در نــماینده ی دمــــوكراسیخواهان ایـرانـی بودن خـاتمـی نمی توان شک کرد .
جيغ، اثر ادوارد مونك، هنرمند نروژي است .
ادوارد مونک درباره تابلو جیغ می گوید :
« یک روز عصر قدمزنان در راهی میرفتم ؛ در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره.خسته بودم و بیمار . ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم ؛ خورشید غروب میکرد . ابرها به رنگ سرخ ، همچون خون ، درآمده بودند . احساس کردم جیغی از دل این طبیعت گذشت ؛ به نظرم آمد از این جیغ آبستن شدهام . این تصویر را کشیدم . ابرها را به رنگ خون واقعی کشیدم . رنگها جیغ میکشیدند . »

نقاشيهاي مونك، هرچند آشكارا به نمايش واقعيت ميپردازد، از تخدیش و رنگهای اغراقآميز براي تجلي دادن جهاني درونيتر استفاده ميكند . مونك سبك چرخشی و رنگهاي تند را از وانگوک وام گرفت تا به آثارش قدرت و شور ببخشد . حركتهای گردابی قلمموی او ، پژواكهای بصری در اطراف شخصيتهای تابلوهایش ایجاد میكند . اين شيوه به او كمك ميكند تا آثاري مانند جيغ را آكنده از احساس وحشت كند و انرژي ويرانگری را به نمايش بگذارد كه نميتوان مهارش كرد .
جیغ بخشی از سه گروه آثار مونك با مضامين عشق، رنج و مرگ است كه خود مونك آنها را مجموعاً «كتيبهی زندگی» میناميد .

بیست و هشتمین شماره دو ماهنامه ادبی شوکران ویژه هشتاد سالگی احسان نراقی منتشر شد
پونه ندایی مدیر و سردبیر شوکران درباره ویژه نامه آثار و اندیشه های احسان نراقی می نویسد: نراقی که از مرز 80 سالگی گذشته، اکنون گواه زنده تحولات تاریخ معاصر است. او ضمن آشنایی و سروکار داشتن با بیشتر شخصیت های تاریخی و سیاستمداران ایران و حتی جهان به تحلیل و روایت خود از وقایع تاریخ معاصر ادامه می دهد و همیشه حرف هایی برای گفتن دارد.
سیمین بهبهانی و سیمین دانشور با اشعار و خاطره نویسی به عنوان بخشی از حافظه تاریخی تاریخ و ادبیات ایران، نکات جالبی در اختیار خوانندگان گذاشته اند.
محمد ارکون هم در مطلبی تحت عنوان "آیا امروزه روشنفکر مسلمان ممکن است" آورده است: امیدواریم گواهی زنده نراقی بر پایه وضعیت نمونه ایران، همه پژوهشگران تاریخ معاصر در غرب و خاصه در جهان اسلام را به اندیشمندان در باب زمینه های شکل گیری انسان مداری و تاسیس تمدنی تازه، تمدن هزاره سوم، بیرون از چارچوب خودخواهی های مقدس قومی و جماعت های قبیله ای و نژادی و خواست های واپس گرایانه و شرکت های چند ملیتی بزرگی که همه جا در پی استراتژی های سلطه گرانه مادر خود به زیان ارزش های متعالی، روحانی، اخلاقی و فرهنگی بشری هستند، وادارد."
فدریکو مایور مدیرکل سابق یونسکو نیز در مطلبی تحت عنوان "اندیشیدن در جهان مجروح" که بخشی از مقدمه وی بر روی کتاب "از کاخ شاه تا زندان اوین" نراقی است، می نویسد: "احسان نراقی در این کتاب نشان می دهد کلید همزیستی ملت ها در درک کامل ارزش های فرهنگی مردم نقاط مختلف دنیا نهفته است."
"نراقیسم" به قلم علیرضا واعظ زاده، "ایران دولت معقول" از ایرج علی آبادی، "جایگاه نراقی در گفتمان روشنفکری ایران" از امین احمدی و "هویت ملی و دو گرایش مهم" نوشته مسعود میری همراه با مجموعه عکس های خانوادگی و اجتماعی از نراقی از دیگر مطالب این شماره شوکران است.
شوکران جدید در 53 صفحه و با قیمت 1200 تومان منتشر شده است.
" منبع : خبرگزاری مهر "

به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس ، پيشتر ، دانشمندان به توانايي فيلها در انتشار صداهايي با فركانس پايين پي برده بودند كه از طريق آن ميتوانند با گلههايي از فيلها كه كيلومترها از آنها دور هستند ارتباط برقرار كنند .
اكنون گروهي از محققان به سرپرستي رادول از دانشگاه استنفورد ميگويند فيلها امواج لرزهاي ايجاد ميكنند كه از طريق زمين عبور ميكند و ساير گلههاي فيلها ميتوانند از طريق پاهاي بسيار حساس خود اين علايم را دريابند .
يك گروه از محققان پيامهاي هشدار فيلها را در ناميبيا و كنيا كه همنوعان خود را از خطر كمين شير در منطقه آگاه ميكردند ضبط كردند .
آنان سپس امواج لرزهاي اين هشدارها را از طريق زمين براي يك گله فيل كه در اطراف بركهآبي جمع شده بودند، ارسال نمودند. فيلها بطرزي عجيب واكنش نشان دادند. آنها دور هم جمع شدند و بچهها را نيز به وسط گله هدايت كردند .

اين تحقيق در مجله "نيوساينتيست" منتشر شده است .
" منبع : ایرنا "
رئيسجمهوري روسیه به فهرست ديكتاتورهاي جهان وارد شد .
مجله آمريكايي « پرادا » كه هر ساله فهرستي از ديكتاتورهاي جهان را معرفي ميكند ، در گزارش سال ۲۰۰۷ ميلادي خود نام « ولاديمير پوتين » رئيسجمهوري روسيه را به عنوان يكي از ديكتاتورهاي جهان و در رتبه شماره ۲۰ اين فهرست گنجانده است .

در گزارش اين مجله آمده است كه طبق گزارش مقامات وزارت خارجه آمريكا ، روسيه ۱۷ مورد از موارد حقوق بشر را در سال ۲۰۰۷ ميلادي نقض كرده است و زندانيان روسيه در شرايط نابساماني قرار دارند . طبق آمارهاي اعلام شده ، بيش از دو هزار زنداني طي سال۲۰۰۴ ميلادي در زندانهاي روسيه جان سپردهاند .
بنابراين گزارش ، اگر چه دوران رياستجمهوري پوتين در سال ۲۰۰۸ ميلادي پايان مييابد ، هماكنون بسياري از شاخههاي اجرايي اين كشور تحت نفوذ پوتين است و تقريباً تمام افراد در سمتهاي كليدي و اصلي دولت روسيه ، توسط پوتين به كار گمارده ميشوند .

در اين گزارش ، از « عمر حسن البشير » رئيسجمهور حكومت سودان به عنوان نخستين ديكتاتور جهان نام برده شده است و « كيم جونگ ايل » رهبر كرهشمالي نيز بلافاصله پس از البشير قرار گرفته است . « هو جين تائو » رئيسجمهوري چين، ملك « عبدالله بنعبدالعزيز آلسعود » پادشاه عربستانسعودي، «بشار اسد» رئيسجمهوري سوريه ، « پرويز مشرف » رئيسجمهور پاكستان و « معمر القذافي » رهبر حكومت ليبي از ديگر رهبراني در جهان هستند كه نامشان در اين فهرست جاي گرفته است .
" منبع : خبرگزاری کار ایران "
خدمات اسلام به ايران ؟
" جمعه گردی های اسماعيل نوری علا "

هفتهء گذشته، حجه الاسلام محمد خاتمی، رئيس موسسهء بين المللی گفتگوی تمدن ها، در سخنانی در جمع «اصلاح طلبانی» که در انتخابات اخير شوراهای شهری پيروز شده اند، و ضمن آنکه برای جدا کردن خود از ساير رهبران جمهوری اسلامی گفتند: «امروز افتخار میکنم که بعد از هشت سال حضور در جايگاه رياست جمهوری حتی يک دفتر برای کارم ندارم»، با ياد کردن از کتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» نوشتهء آيت الله مطهری، بر اين نکته تأکيد کردند که اسلام به ايران خدمات بزرگی کرده است. و افزودند که: «ايران هم به اسلام خدمات بزرگی را در بازتاباندن مفاهيم اسلامی انجام داده است». و سپس ادامه دادند که: «شايد در قرون اخير با حرکتی افراطی مواجه بوديم که به نام اسلام تحقير ملت ايرانی را دنبال میکردند و، در مقابل آن، حرکتی تفريطی را شاهد بوديم که منشاء عظمت ايران را در اسلام نمیدانسته و سعی میکرده همهء عظمت های ايران را در گذشتهای بداند که ديگر وجود ندارد و، به نوعی، ناسيوناليسم کاذب را رواج میداده است».
از آنجا که، به استناد نوشته ها و گفتارها و برنامه های تلويزيونی ام، من نيز يکی از اين «تفريطيون» محسوب می شوم، و از آنجا که آقای خاتمی «خدمات بزرگ اسلام به ايران» را تشريح نکرده اند و خدمات ايران به اسلام را هم در حد «بازتاباندن مفاهيم اسلامی» تقليل داده اند، فکر کردم شايد بشود از طريق اين يادداشت چند پرسش را با ايشان در ميان گذاشت؛ و حتی اگر پاسخی از جانب ايشان نيامد (که يقين دارم نخواهد آمد و اگر بيايد هم از خامهء پادوهای ايشان خواهد تراويد) به اين دل خوش کرد که بالاخره پرسش هائی در اين زمينه مطرح شده اند که شايد ديگران به دادن پاسخ به آنها، و نيز روشن کردن ابهاماتی در مورد آنها، همت گمارند.
اما، قبل از طرح پرسش ها، لازم است در مورد زمينه ای که پرسش های من بر متن آن مطرح می شوند کمی توضيح دهم و، به کلامی ديگر، مفروضاتی را که از نظر من جزو مسلمات تاريخند بيان کنم:
۱. هم در سخنان آقای خاتمی و هم در پرسش های من، دو «موجود» روبروی هم قرار می گيرند که يکی «ايران» نام دارد و يکی «اسلام». خود بخود روشن است که در اينجا منظور از «ايران» يک کليت جغرافيائی نيست وگرنه نمی شد آن را با يک کليت غيرجغرافيائی به نام «اسلام» مقايسه کرد. در اينجا ـ هم در سخنان آقای خاتمی و هم در پرسش های من ـ «ايران» به معنای يک فرهنگ و تمدن مطرح است و اسلام هم به معنای دينی آمده از سرزمينی ديگر.
۲. فرض بر اين است که، هزار و چهار صد و اندی سال پيش، اين دو موجوديت «فرهنگی و تمدنی» رو در روی هم قرار گرفته و گويا مشغول ارائهء خدماتی به يکديگر شده اند که اکنون، هزار و چهار صد و اندی سال پس از آن روياروئی ِ آغازين، اين «خدمات متقابل» مورد توجه و تذکر رئيس موسسهء بين المللی گفتگوی تمدن های حکومت اسلامی قرار گرفته است.
۳. ايران در لحظهء روياروئی با اسلام دارای ۱۵۰۰ سال تاريخ مکتوب بود و در پس پشت اين تاريخ هم بسا بيشتر از ۲۵۰۰ سال تاريخ پنهان شده در اسطوره هايش وجود داشت.
۴. از جنبهء فرهنگی، در طی اين بيش از ۲۵۰۰ سال ماقبل پيدايش اسلام، ايران پنج آئين عمده را به دنيا عرضه داشته بود که عبارت بودند از آئين ميترائی، آئين مهری، آئين زرتشتی، آئين مانوی و آئين مزدکی. اين آئين ها در سراسر منطقه ای بزرگ، از چين گرفته تا ايتاليا، پخش شده و همهء جريانات فرهنگی معاصر خود را تحت تأثير قرار داده بودند، بطوری که رد پای آنها را می توان بروشنی در باورهای ميترائی روميان، تورات يهوديان، و کل باورهای مسيحيان نشان داد.
۵. از جنبهء تمدنی، در همين بيش از ۲۵۰۰ سال ماقبل پيدايش اسلام، ايرانيان چهار پادشاهی عمده و سه امپراطوری بزرگ را ايجاد کرده بودند، و بسياری از نوآوری های تمدنی، همچون شهرنشينی، نهادهای اداری شهری، و زيرساخت های مادی زندگی اجتماعی به ابتکار آنان به جهان عرضه شده بود.
۶. تنها در ۱۴۵۰ سال پيش بود که اسلام در شبه جزيرهء عربستان در محيطی زاده شد که خود سردمدارانش گذشتهء آن را «عهد جاهليت» ناميدند و ارزش اسلام را در آن دانستند که آمده بود تا به سنت های پوسيدهء قبايل بدوی عربستان پايان داده، بت پرستی را بر انداخته و زندگی «مدنی» را برای آنان به ارمغان آورد. براستی هم که ظهور اسلام در شبه جزيرهء عربستان انقلاب اجتماعی شگرفی بود که ضرورت های آشکار تاريخی ظهور آن را ممکن کرده بود. توجه کنيم که وقتی کارل مارکس، در نامه های خود به انگلس، از «انقلاب محمد» سخن می گويد، نگاهش درست معطوف به همين جنبه های ويرانگر و سازندهء تحول اجتماعی در درون زندگی بدويان عرب بوده و کاری به گسترش های بعدی جهان اسلام نداشته است.
۷. حکومت نوپای مدينه چيزی از کشورداری و نظم و نسق جامعه نمی دانست و عمر، خليفهء دوم اسلام، تنها پس از آشنائی با ساختار ديوانسالاری خلق شده بدست ايرانيان بود که دانست و توانست جامعه ای پيچيده را اداره کرده و سازمان و سامان دهد.
۸. قرآن، که منبع اصلی جهان بينی اسلامی به شمار می آيد، تا زمان عثمان، خليفهء سوم، گردآوری و مدون و ويراستاری نشده بود و جز معدودی از اهل مدينه کسی از جزئيات و محتوای آن اطلاعی نداشت. حال آنکه دوران خلافت همين عثمان مصادف بود با زمانی که که شمشيرزنان عرب توانسته بودند خود را از مدائن در عراق امروز به بخارا و بلخ برسانند و دورهء «فتوحات» اسلام را کامل کنند. معنای اين سخن آن است که اعراب حمله ور شده به ايران، جز چند شعار و چند بلند و راست شدن، از «اسلام مدون بعدی» اطلاعی نداشتند و تنها برای غارت و کنيزبری و برده گيری به ايران آمده بودند.
۹. به عبارت ديگر، مسلمانان فاتح ايران جز با زبان شمشير و زورگوئی به زبان ديگری با ايرانيان، که «عجمان» خوانده می شدند، سخن نمی گفتند و عجمان يعنی «کر و لال ها»، چرا که ايرانيان عربی نمی دانستند يا شايد رغبتی به همسخنی با مهاجمان نداشتند. پس، تا پايان خلافت اسلام و پايان عصر فتوحات، اسلام هنوز چيزی برای ارائه به ايرانيان نداشت تا ايرانيان، به قول آقای خاتمی، در «بازتاباندن مفاهيم» آن بکوشند.
.jpg)
حال، بر اساس اين «زمينه ها»، به طرح پرسش های خود می پردازم:
۱. فکر می کنيد خدمات متقابل اسلام و ايران از چه زمانی شروع شده باشد؟ بنظر نمی رسد که مسلمانان فاتح ايران «در بدو ورود» توانسته باشند مشغول خدمتگذاری به ايران شوند. آنها بيش از ربع قرنی را صرف فتح ايران و کشتار ايرانيان کردند و، پس از آن هم، در تمام دوران حکومت امويان مشغول سرکوب قيام های مختلف مردم ايران بودند.
۲. جدا از دين آوری مفروض، کداميک از اعراب آمده به ايران، با کوشش در راستای آبادانی و عمران اين کشور در خدمت به آن کوشيدند؟ کدامشان از گرفتن ماليات های دولا و پهنا دست کشيدند، ايرانيان را «موالی» (يعنی کسانی که مولا و ارباب عرب دارند) نخواندند و در حرمسرای خود کنيز و غلام ايرانی نداشتند؟
۳. کداميک از مسلمان عرب به ستون قائمهء فرهنگ ايران اعتنائی داشتند و به رشد زبان و ادب ايران کمک کردند؟ و مگر نه اينکه ايرانيانی چون رودکی و فردوسی کوشيدند که، در برابر هجوم هويت برانداز زبان عربی، عطای اين «خدمت» را به لقايش ببخشند و زبان خود را محفوظ بدارند و نوسازی کنند؟ و، در عين حال، مگر ديگرانی از همين ايرانيان نبودند که چون زبان عربی را ناقص و بی قاعده يافتند کوشيدند آن را منظم و توانا کنند؟
۴. اسلام چه چيزی را برای ايرانيان به هديه آورد که آنان خود نداشتند و مجبور به «بازتاباندن مفاهيم آمده با اسلام» شدند؟ اين يک نکتهء بديهی تاريخی است که اسلام از نظر مادی و مدنی به ارزش های «اين دنيائی» بی اعتنا بود چرا که اين «دنيا گريزی» هم در ريشه های عربی و هم در سرچشمه های سامی آن مخمر بود و، از نظر معنوی هم، آموزه های اسلام نوعی گرده برداری از باورهای موحدين ايرانی بشمار می رفت که، چه مستقيم و چه از طريق يهوديت و مسيحيت، به اسلام راه يافته بودند. آيا آنها بودند که اعتقاد به وحدانيت خدا و اعتقاد به روز رستاخيز را برای ايرانيان هديه آوردند؟ آيا آنها نماز های چندگانه و روزه و ذکات را به ايرانيان معرفی کردند؟ و آيا نه اينکه همهء اينها در دوران تبديل آموزه های بزرگ زرتشت به مذهب زرتشتی آفريده شدند (جريانی که خود آغاز بدبختی ايرانيان بود) و پيش از پيدايش اسلام به فراسوهای ايران کنونی رفته بودند؟
۵. آيا، اخلاق تحميل شده به زور شمشير اعراب مسلمان، از کدام لحاظ بر اخلاق سنتی ايرانيان، از باورشان به نيک و بد، به اهورمزدا و اهريمن، به وظيفهء انسان در اجرای فرامين خدای يکتا، بهتر و بالاتر بود؟
۶. چگونه است که در غياب هرگونه شريعت تفصيلی اسلامی، برخی از ايرانيان وابسته به خانواده های «روحانی سابق» نواسلام، بيشترين سهم را در ايجاد شرايع و مذاهب اسلامی بازی کردند و در اين ميان بيشترين برداشت ها از شريعت و فقه زرتشتی را به داخل اسلام آوردند؟
۷. چگونه است که مهمترين مفسران و شارحان قرآن هم ايرانی از آب درآمدند و کسی همچون طبری دست به نوشتن تفسيری زد که در آن همهء باورهای ايرانيان پيش از اسلام رنگ اسلامی بخود گرفتند و داستان هائی زرتشتی، از پل صراط گرفته تا معراج و تصور تفصيلی از بهشت و دوزخ، به داخل باورهای اسلامی نفوذ کردند؟
۸. چگونه است که پايه گزاران عرفان اسلامی نيز ايرانيان شدند و سنن مانوی را از اين طريق به داخل اسلام آوردند؟
۹. آيا نه اينکه اعراب شبه جزيرهء عربستان، قبل از فتح ايران، مردمی بودند هم از نظر مادی بسيار فقير و تهی دست و هم از نظر معنوی دچار فقر فلسفه و حکمت و انديشهء تحليلی؟ و نه اينکه چون بر ايران دست يافتند، علاوه بر تاراج ثروت و ناموس و کشتار غيرت و هميت ايرانيان، صاحب همهء ثروت های معنوی آنان نيز شدند؟
۱۰. آيا نه اينکه هديهء بلند مدت اسلام به ايران شکستن غرور و استقلال خواهی ايرانيان و گستردن فساد در ميان آنان، و عادت دادن آنان به بردگی و کنيزی و دروغگوئی و ظاهر سازی و نان به نرخ روز خوردن بود؟
۱۱. آيا نه اينکه در ظل اين تباهی اخلاقی بود که ايرانيان «موالی شده» تمام سواد و فکر تاريخی خود را در اختيار اسلام گذاشتند، به مسلمانان راه و رسم کشورداری آموختند، در دربار عباسيان همهء ديوانسالاری را در اختيار گرفتند، و رونق علمی دربار خلفای عباسی همچون هارون الرشيد و مأمون همه به همت آنان ممکن شد؟
۱۲. آيا نه اينکه نصيب ايرانيان از آمدن اسلام چيزی جز سوختن کتابخانه ها و بستن دانشگاه ها و به تنور افکندن ابن مقفع ها و از بين بردن آثار دانشمندانی همچون رازی نبود؟
۱۳. آيا نه اينکه خلفای مسلمان، غلامان ترک را برای تحت نظر داشتن و سرکوب کردن ايرانيان برکشيدند و به مقامات رساندند و همين موجب شد که بخش مهمی از تاريخ ايران اسلامی تاريخ تسلط ترکان بر ايرانيان هم باشد؟ و اساساً آيا جز اين بود که رهبران اسلام (حتی امامان شيعه) هميشه با دشمنان ايران راحت تر و اخت تر بودند تا با ايرانيان؟
۱۴. آيا نه اينکه اسلام بدون همکاری های گاه خواسته و گاه با اکراه ايرانيان نمی توانست بصورت دينی درآيد که بتواند بر جهان، بيش از هزاره ای حکومت کند؟
۱۵. دهش اسلام به ايرانيان چه بوده است جز شکستن دين و آئين آنان، منحل کردن تشکيلات خودگردان شان، باج گيری و کنيز خواهی از آنان، و گستردن اخلاقی مبتنی بر باورهای بدوی قبايل عربی؟
۱۶. چرا از عقل به دور است اگر بگوئيم که اسلام جز آئينهء موج دار و معوجی نبود که چهرهء فرهنگ ايرانی را بصورتی درهمريخته و مغلوط در خود منعکس ساخته و خود در پس و پشت اين نقاب دلشکن پنهان شد؟ يعنی، آيا اين سخن دروغ است که دهش اسلام به ايرانيان چيزی نبوده است جز پذيرش بی آداب و ترتيب باورها و آئين های خود ايرانيان و بازگرداندن آنها به آنان در شکل هائی بی قواره همچون هيولای فرانکشتين؟
۱۷. چرا اگر کسی «منشاء عظمت ايران را در اسلام ندانسته و سعی کرده باشد تا همهء عظمت های ايران را در گذشتهای بداند که ديگر وجود ندارد» راه تفريط را پيش گرفته است؟ مگر عظمت ايران، پس از شکسته شدنش به دست اعراب مسلمان، در چه بوده است که بتوانيم آن را اختصاصاً «ايرانی» بدانيم؟ آيا نه اينکه همهء دست آوردهای ايرانيان مسلمان شده هميشه به پای اسلام نوشته شده است و نه ايران؟ و کار تاراج به آنجا کشيده که در روزگار ما هم ديگران خليج فارسش را عربی می کنند و خودش را هم «جمهوری عربی ايران» می خوانند و از همکاران و همفکران آقای خاتمی صدائی بر نمی خيزد؟
۱۸. آيا آقای خاتمی لحظه ای به اين فکر کرده اند که چرا «عظمت های ايران گذشته ديگر وجود ندارند؟» چه کسی آن عظمت ها را در هم شکسته و بر آن گرد مرده پاشيده است؟ آيا دهش اسلام به ايران چيز ديگری جز همين نفی وجود عظمت گذشته و کوشش در از ميان برداشتن آثار آن بوده است؟
۱۹. در رابطهء بين اسلام و ايران کدام داد و ستد متقابل صورت گرفته است؟ آيا نه اينکه ايران هرچه را داشته تسليم کرده و بخشيده است و اسلام همواره ـ چه با زور، چه با اکراه، و چه بر اساس تسليم و رضا ـ دست گرفتن داشته است؟
۲۰. چرا بازگوئی داستان عظمت های ايران پيش از اسلام را بايد نوعی تبليغ «ناسيوناليسم کاذب» دانست؟ کدام سخن در اين بازگوئی ها دروغ است؟ آيا آقای خاتمی نوعی «ناسيوناليسم صادق» را سراغ دارند که اسلام و حکومت اسلامی مورد علاقهء ايشان (به هر شکلی که باشد) آن را بپذيرد و نخواهد از آن ملغمه ای کاذب تر از کاذب، که در آن مفاهيم ملت و امت، با سفسطه و تزوير، در هم آميخته اند، بسازد؟ و آيا اساساً خود ايشان به «ناسيوناليسم»، به مفهوم برتری دادن ملت بر امت، و منافع ملی ايران بر منافع جامعهء گستردهء اسلامی، اعتقاد دارند؟

اين پرسش ها را می توان بسيار ادامه داد يا به تفصيل کشيد، اما فکر می کنم برای رساندن مقصود همين ها کافی باشند. اما، قبل از بستن دفتر اين پرسش ها، لازم است به چند نکتهء حاشيه ای هم اشاره کنم:
۱. در اينکه اسلام در ايران برای چهارده قرن ريشه کرده و در اعماق جان فرهنگی ايرانيان نشسته است شکی نيست. در اينکه اکثريت مردم ايران را مسلمانان ايرانی تشکيل می دهند نيز ترديدی وجود ندارد. اما ناسيوناليسم ايرانی نمی تواند لزوماً دارای هويتی اسلامی باشد. ناسيوناليسم هميشه وجه فارق است و نه وجه تشابه. ما ايرانی هستيم نه به اين خاطر که اکثريتمان مسلمان هستند بلکه، درست برعکس، بخاطر اينکه چيزی فراسوی اسلاميت، ما را از ديگر ملت ها جدا و مستقل می کند و ـ چه بخواهيم و چه نه ـ بيشترين اجزاء اين وجه تفارق از سابقهء پيش از اسلام ما می آيند؛ سابقه ای که توانسته است حتی اسلام ايرانی را از اسلام غير ايرانی (چه عربی و چه مالزيائی) متمايز کند.
۲. چيزی به نام خدمات «متقابل» ايران و اسلام وجود ندارد. اسلام هيچ خدمتی به ايرانيان نکرده است جز اينکه، با شکل عوض کردن و بومی شدن، خود را جانشين اديانی کند که هم از آن سابقه دار تر، کار شده تر، و فکر شده تر بوده اند و هم مبنای آنها بر عشق و تساهل و آزادی قرار داشته است، حال آنکه اسلام در ايران (حتی در وجه عرفانی اش که قرار است مبشر عشق باشد) همواره منشاء خودی و غيرخودی کردن، بذر نفرت و کين پاشيدن، عدم تحمل عقايد غير و توسل به خشونت و کشتار بوده است.
۳. پس اگر اسلام خدمتی هم به ايران کرده باشد اين خدمت، در مرحلهء اول، به دست خود ايرانيان صورت گرفته و، در مرحلهء بعدی، بيشتر جنبهء سلبی داشته است. يعنی خدمت اسلام به ايران ـ به همت خود ايرانيان ـ آن بوده که تبديل به چيزی شود که کمتر کنيز و غلام و جزيه و ماليات بگيرد و کمتر از کشته ها پشته بسازد و، به عبارت ديگر، تا حدودی خوی آدمی بخود بگيرد و مدنی شود. به عبارت ديگر، اسلام در مدينه نبود که خوی مدنيت بخود گرفت و تنها وقتی پای به ايران نهاد توانست مزهء مدنيت را بچشد و در حد مقدور خود «متمدن» شود، آنقدر که امروز حجه الاسلام خاتمی اش قادر شود مسئوليت «گفتگوی تمدن ها» را بر عهده بگيرد و بگويد: «جدا از ويژگیهای تاريخی و جغرافيايی ايران، که آن را به کشوری بزرگ تبديل کرده، مهمترين عامل بزرگی اين کشور ملت ايران هستند، ملت بزرگواری که قرنها در تاريخ بشری بزرگی آفريدند، مشکلات بزرگی را تحمل کردند اما هيچگاه در زير اين مشکلات کمر خم نکردند... ملت ايران ملت بزرگی است و به همين جهت اگر صدای گفت وگوی فرهنگها و تمدنها از غير از ايران برمیخاست چنين طنينی در جهان نداشت و اين طنين ناشی از بزرگی اين ملت است».
۴. و براستی چرا اگر من درست همين سخنان را می گفتم از جانب همين آقای خاتمی به تبليغ «ناسيوناليسم کاذب» متهم می شدم؟ آيا فقط برای اينکه فکر نمی کنم اسلام، جز آنکه از اين ملت گرفته باشد و به رنگ های بومی آن در آمده باشد، سهمی در پيدايش اين «عظمت» نداشته است؟ و چگونه است که آقای خاتمی درک نمی کند که نگاه ما به آنچه ايشان «عظمت گذشته» می خوانند فقط برای رسيدن به آينده ای است که از چرک و خون اين تاريخ پر دروغ و فريب پالوده شده باشد؟ چرا توجه نمی کنند که تا اشاعهء دروغ و فريبکاری در مورد خدمات اسلام به ايران ادامه داشته باشد راه ما به سوی آينده نيز در همين بن بست تاريخ بسته است؟
حرفم را خلاصه کنم: بنظر من، اگر اسلام از طريق ايرانيان مسلمان شده به ايران خدمتی کرده باشد نمی توان اين خدمات را از آن اسلام دانست. اين ايرانی شکست خورده بوده است که در جنگی طولانی و فرسايشی مابين فقر و سيرابی و مدنيت و بدويت، برای آسايش خود، برای ادامهء بقا، برای کاستن از فشارهای وحشيانه ی فاتحان خونريز، و برای جلوگيری از درهم ريختگی بنيان برانداز جامعهء خويش مجبور شده است اسلام را بپذيرد و آن را از درون متحول سازد تا از آن چيزی قابل تحمل بسازد ـ همان تحولی که رشته هايش را نخست صوفيان صفوی و سپس انقلاب اسلامی پنبه کردند و آن را به سرچشمه های خشن، وحشی و غير مدنی اش باز گرداندند.
برگرفته از نشريه «ايرانيان»، چاپ واشنگتن
آدرس آرشيو آثار اسماعيل نوری علا:

مجله ی بخارا پس از برگزاري جشن هشتاد سالگي رضا سيد حسيني ، جشن هشتاد سالگي باستاني پاريزي ، يكصد و بيستمين سال تولد ملك الشعراي بهار در صدد برآمده تا با حضور اين هنرمند گرانمايه كه در هر اثر خود متفاوت است ، شصت و هشتمين سال تولد او را جشن بگيرد .
سه شنبه پنجم دي ماه ۱۳۸۵ ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر در تالار بتهوون خانه هنرمندان گرد هم مي آييم تا به همراه بهرام بيضايي و با سخنراني محمود دولت آبادي ، بابك احمدي ، مژده شمسايي ، آيدين آغداشلو ، علي دهباشي و بهروز غريب پور كارنامه زرين ، مؤثر و فراموش نشدني او را در نيم قرن تلاش در حوزه ادبيات نمايشي و سينماي ايران جشن بگيريم .
مجله ی بخارا پيش از اين نیز به منظور معرفي و بزرگداشت شاعران و نويسندگان جهان همچون رابيند رانات تاگور ، اوسيپ ماندلشتام ، لويي فردينان سلين ، اومبرتو اكو ، گونترگراس و نيز معرفي ادبيات آشوري شب هايي را برگزار كرده است .

ارج گذاري و قدرداني از بزرگان فرهنگ و هنر اين مرز و بوم در زماني كه هنوز خود در ميان ما حضور دارند رسمي است خوشايند .
" منبع : پنـدار "

وی در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ، تاکید میکند که « باید بر دولت فشار آورد تا انتخابات را آزاد و سالم برگزار کند و همینطور در شمارش آرا دقت کافی داشته باشد و شمارش را کامپیوتری نماید تا امکان تقلب نیز پایین آید و از رای مردم حفاظت شود » .
شمس الواعظین در خصوص این تحلیل که اصلاحطلبان به دلیل وجود موانع ساختاری نمیتوانند عملکرد مثبتی داشته باشند، یادآور شد : شورای دوره اول نشان داد که این استدلال و نیز این تحلیل که به دلیل وجود نهادهای فراقانونی در قدرت نباید رای دهیم ، اشتباه است .
وی میگوید : در صورت عدم حضور در پای صندوق رای حکومت آزادانه کار خویش را انجام میدهد و نیروهای خودش را به شوراها میفرستد .
شمس الواعظین معتقد است که دلایل تحریمیها قانع کننده نیست . وی میگوید : نیروهایی که در انتخابات شرکت نمیکنند دو دسته هستند یک دسته فاقد تجربه سیاسی میباشند و دسته دیگر نیز با پایههای نظام جمهوری اسلامی مخالفند .
" منبع : آفتاب "
گرامی داشت خاطرهی محمد مختاری و محمد جعفر پوينده ، جان باختگان راه آزادی انديشه و بيان، در ساعت ۲ بعد از ظهر جمعه ۱۷ آذر ماه ۱۳۸۵ ، با حضور خانواده های اين عزيزان بر مزارشان در گورستان امامزاده طاهر کرج برگزار خواهد شد .
کانون نويسندگان ايران در کنار خانواده و دوستان اين کوشندگان برجسته ی کانون در اين مراسم شرکت خواهد کرد .
کانون نويسندگان ايران
۱۴ / ۹ / ۱۳۸۵
محمد مختاری
کانون نويسندگان ايران که وظيفه اصلی خود را دفاع از آزادی بی حصر و استثنا ی انديشه و بيان می داند ، در هشتمين سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوينده اعلام می دارد که خون قربانيان راه آزادی همچنان می جوشد و نسل تازه ای از مدافعان آزادی بيان و قلم و انديشه پا به عرصه مبارزه گذاشته است .
بر اساس بررسيهاي صورت گرفته از سوي پليس ژاپن مشخص شد : طي سال گذشته ی ميلادي ده هزار و ۸۹۴ تن از سالمندان بالاي ۶۰ سال در اين كشور به علت افسردگي اقدام به خودكشي كردهاند .
خبرگزاري « رويترز » گزارش داد : بيشتر اين افراد از افسردگي ناشي از اجبار به پرستاري از همسران بيمار خود رنج ميبرند .

ژاپن ، بيشترين شمار افراد مسن جهان را به نسبت جمعيت خود داراست ، به طوري كه حدود ۲۱ درصد از جمعيت ۱۲۷ ميليون نفري آن بالاي ۶۵ سال سن دارند .
طبق تحقيقات دولت ژاپن كه در سال جاري ميلادي منتشر شد ، ۳۰ درصد از افراد بالاي ۶۵ سالي كه ناچار به پرستاري از همسران بيمار خود شده بودند ، به خودكشي فكر ميكردند .
اين در حالي است كه بيش ۷/۲ میلیون سالمند ژاپني نيازمند برخورداري از مراقبتهاي دوران پيري در منازل خود هستند .
در سال ۱۵۷۷ ٬ یعنی حدود یک قرن پس از اختراع ماشین چاپ ٬ کلیسای ِ کاتولیک نخستین فهرست ِ کتابها و نویسندگان ِ ممنوعه را منتشر کرد .
فهرست کتاب های ممنوع که با جلد ِ کاغذی و در ۵۵۰ صفحه بود ٬ زمانی پنج هزار کتاب ِ ممنوعه را دربر می گرفت .
بعدها در سال ِ ۱۹۶۶ " هیات ِ مقدس ِ اصول ِ ایمان " انتشار این فهرست را متوقف ساخت اما اعلام داشت که :
" این فهرست هنوز به عنوان ِ یک راهنمای ِ اخلاقی به قوت ِ خود باقی است تا ضمیر ِ مومنین به مسیحیت را برای پرهیز از آنچه برای ایمان و اخلاق مُضر است بیدار نگاه دارد . "
Victor Hugo 
به خلاصه ای از لیست ِ سیاه ِ واتیکان توجه فرمایید :
۱ـ ویکتور هوگو ۲ ـ الکساندر دوما ( پدر ) ۳ ـ الکساندر دوما ( پسر ) ۴ ـ گوستاو فلوبر
۵ ـ رنه دکارت ۶ ـ فرنسیس بیکن ۷ ـ بندیکت اسپینوزا ۸ ـ جان میلتون ۹ ـ جان لاک
۱۰ ـ دانیل دوفو ۱۱ ـ دیوید هیوم ۱۲ ـ ژان ژاک روسو ۱۳ ـ بلز پاسکال ۱۴ ـ اِمانوئل کانت
۱۵ ـ امیل زولا ۱۶ ـ ژان پل سارتر
Jean-Paul Sartre
شایان ذکر است گالیله نیز جزو ِ این فهرست بود ولی بعدها نام ِ او از فهرست حذف شد . این فهرست چندی پیش از سوی ِ سایت های ِ اینترنتی ِ نزدیک به واتیکان منتشر شد تا نشان داده شود جزمیت کلیسا تا چه حد است .
" رد پاي دشمنان اسلام در کتاب هاي درسي دانش آموزان ابتدايي به چشم مي خورد . "

ایشان در این ديدار خاطرنشان ساختند :
" دشمنان سعي مي کنند در تمام اقشار اين کشور نفوذ کنند چون آنها مي دانند اين اسلام است که مانع کارشان شده و تمام قدرت مسلمانان از اسلام است . ما شاهد رد پاي واضح دشمنان اسلام در کتب درسي ابتدايي در جمهوري اسلامي ايران هستيم . طبق اطلاعاتي که به من رسيده و خود نيز بررسي کرده ام در کتب ابتدايي مواردي به چشم مي خورد مبني بر نفوذ آشکار دشمنان دين مبين اسلام در اين کتاب هاي درسي که به طور مثال مي توان به محجبه بودن دختر سال اول ابتدايي و بي حجاب بودن دختر سال پنجم ابتدايي اشاره کرد . "

" منبع : پایگاه اطلاع رسانی رسا "
امان از دسته این استکبار ٬ امان .
واقعاْ نمیدونم چطور خشم و انزجار و انقضایه خودم رو نسبت به استکباره جهانی و در راسه اونها روسیه ی چرخ ِهواپیماخوار نشون بدم ٬ امان .
از فردا آغاز می شود : نمایش توانمندی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در پاسداری از آسمان کشور
توروخدا نیگا کنین تا ما میخایم سازندگی و بالندگی رو نهادینه کنیم و به منصه ی ظهور بذاریم چرخ میترکه . درست مثله اول انقلاب که تا اومدیم سازندگی رو کنیم ٬ دفتره ریاست جمهوری ترکید .
خانوم من یه حقه مسلم ِ دیگه پیدا کردم که خواهش می کنم از فردا در سفرهای بین قاره ای ٬ اُستانی کشوری و ... رئیس جمهور ٬ بعد از نثاره مرگ به روح و جسم ملت و حکومت هایه شریری مثله : آمریکا ٬ آرژانتین ٬ استرالیا ٬ اسرائیل ٬ انگلیس ٬ ۱ + ۵ ٬ کانادا ٬ شوروی ٬ ... و بعد از ذکره حقوق های مُسلم و مختلفه ی هر ایرانی ٬ خاطرنشان شود که :
لاستیکه تیوپ لسه طیاره ٬ حقه مسلمه ماست .
گفت هرگز نخواه که چیز دیگری باشی ٬ همیشه بکوش در کمال آنچه هستی باشی .

ظاهراْ از دیروز تولید گوشی تلفن همراه در ایران آغاز شده است . دو ماه قبل مجلس به همین خاطر مصوّب کرده بود که واردات این دستگاه ممنوع شود .
این یعنی آغاز یک انحصار بزرگ دیگر با هدف حمایت از تولید کننده داخلی . احتمالاْ برای بسیاری در همین باره این پرسش مطرح است که این تولید کننده محترم داخلی با اثبات کدام شایستگی توانسته بهره مند از چنین انحصار گسترده ای شود ؟
فراتر از آن اساساْ مشاهده کدام مزیت نسبی در زمینه فناوری های پیشرفته دولت را مجاب به ایجاد چنین انحصاری کرده است ؟ چهل سال انحصار بازار خودرو نتوانست خودروساز ایرانی را به تولید کننده حتی یک خودرو با استاندارد متوسط جهانی تبدیل کند ٬ معلوم نیست تا وقتی که گوشی ایرانی تلفن همراه از هر ده تماس بتواند یکی را سالم برقرار کند چقدر زمان لازم خواهد بود .

آنچه که گفته شد ناقض اصل حمایت از تولید کننده ایرانی نیست ٬ نکته اما این است که حمایت های دولت باید متمرکز بر حوزه هایی از تولید باشد که با مزیت های نسبی اقتصاد و فناوری در ایران و نیز راهبردهای کلان توسعه همخوانی بیشتری دارد .
سیاستگذاران کشور خوب است که مروری داشته باشند بر گزارش سال گذشته ی سازمان بین المللی (( دیده بان جهان )) درباره میزان تولید غله در دنیا . گزارش این سازمان می گوید که برخلاف تصورات خوشبینانه دهه های گذشته تَحوّل تکنولوژیکی بزرگی در عرصه تولید محصولات کشاورزی رخ نداده است و روند افزایش غله در جهان که از ابتدای قرن حاضر شروع شده بود از حدود نیمه دهه ی هشتاد کند شده و در ده سال گذشته تقریباْ ثابت بوده است . نتیجه این است که نمی توان انتظار داشت همپای افزایش جمعیت کره ی زمین میزان تولید محصولات کشاورزی در سالهای در پیش رو رشد پیدا کند و به تبع به تدریج مواد غذایی گران تر شده و تولیدکنندگان این مواد به قدرت اقتصادی و سیاسی افزون تری دست خواهند یافت . موسسه دیده بان جهان حتی بعید ندانسته است که تا دو دهه ی دیگر بزرگترین قدرت های اقتصادی جهان نه صنعتگران و صاحبان فناوری های پیچیده بلکه تولیدکنندگان محصولات کشاورزی باشند .
اما جالب است که در کشوری همچون ایران ٬ که به هزار دلیل برای تولید محصولات کشاورزی و دامی مزیت نسبی قابل توجهی وجود داشته و در این زمینه حتی برخوردار از سطوحی از فناوری بومی و محلّی است ٬ بی توجهی به این بخشها کار را به آنجا کشانده که هر کشاورز و دامداری در پی ِ فروختن زمین و گله و یافتن آلونکی در حاشیه شهر برای آویزان شدن به گوشه ای از سفره ی نفت است .
در وانفسای ِ نابودی معیشت کوچ و تخریب مراتع و قهقرای کشاورزی و از دست رفتن ایل راه ها و ... اصرار دارند گوشی تلفن همراه بسازند .
ما اصلاً به آنجا نمیرسيم که از مآخذ اينگونه سخنان بپرسيم . اين را نيز میدانيم ، و در غيراينصورت بايد ياد بگيريم ، که هر مرشدی فقط برای کوچک ابدالش ، هر مرادی فقط برای مريدش ، هر امام يا پيغمبری فقط برای پيروش اعتبار دارد ؛ و آنگاه که پا از گليم خود بيرون نهد و درصدد تحميل آنان برآيد ، فاجعه آغاز گشته است . اين يکی را حقش است ما از انقلاب بیمانند اسلامیمان آموخته باشيم . اما بهمحض آنکه اکبر گنجی در يک آن و در يک زمينه از کانت و امام اول شيعيان میگويد و ذهن هردو را ناظر بر منظور مشترکی مینماياند، مرتکب خطايی نابخشودنی میشود .
چرا ؟
برای آنکه با اين همانندبينی ، يا کانت را از مقام تفکر به قعر افسانههای عوام و عامیپسند شيعی فرو میکشد ، يا علیبن ابیطالب را به اوجی میبرد که چيزی جز دود از او باقی نمیماند . حتا ديگر نمیتوان او را از پيشقراولان اسلام شمرد . بايد دانست ، يا نبايد فراموش کرد که کانت يکی از چند فيلسوف بزرگ سراسر تاريخ است و علیبن ابیطالب يکی از ياران و ياوران پيغمبر در استيلا يافتن بر حجاز به ضرب شمشير .

بيش از اين ميل ندارم نام اين دو نفر را کنار هم ببرم .
در اين بيست و هفت سالی که از عمر جمهوری اسلامی میگذرد ، ما دنبال هر کسی که کورسويی در دل جمهوری اسلامی نشان داده ، با اميدهای واهی و ابتدايی راه افتادهايم . همکاری و همبستگی با اکبر گنجی طبيعتاً موجه است . اما من گمان میکنم که دنبال او راهافتادن ، يا درستتر بگويم ، او را دورهکردن ، بيشتر به زيان اوست تا به سود ما .
اکبر گنجی ، اگرنه در مورد فراموشکردن ، لااقل در مورد بخشيدن عاملان بليهٌ اسلامی اصرار میورزد، يا آن را توصيه میکند ...
او هم به سهم خود در استقرار جمهوری اسلامی دست داشته و در اين حد ناگزير با ستمکاران همسنگر بوده است ... بخشيدن ستمکاران حقیست منحصراً از آن ستمديدهها . اکبر گنجی میتواند بدون کمترين انتظاری از کردهٌ خود پوزش بخواهد و برای خودش طلب بخشش نمايد . پذيرفتن آن و بخشيدن او مطلقاً با ستمديدههاست . اما اکبر گنجی پيش از اينها بهگمان من کار ديگری بايد بکند .
تقريباً همه کسانی که در جبههٌ ستمکاران نبودهاند ، از سوابق اکبر گنجی چيزی نمیدانند . سکوت او در اين مورد قهراً او را مظنون جلوه میدهد . اگر هيچکس نداند ، خود او میداند که در زمان خدمت به جمهوری اسلامی چه کرده است . تکليف اخلاقی اکبر گنجی ايجاب مینمايد که بگويد در دورهٌ خدمتش چه میکرده .
با ستمديده و کلاً با ايرانيان مخالف جمهوری اسلامی است که او را ، اگر خطايی کرده ، ببخشند يا نه .
سياه کردن يا bold کردن کلمات ، کار ِ هادی خرسندی است .
(( با اينکه مقاله استاد آرامش دوستدار با ايجاز و فشردگي نوشته شده، ما جسارتاً آن را به يک سوّم خلاصه کرده ايم. متن کامل در سايت «گويا» آمده که همينجا با کليکي بر نشاني آن ميسّر است. ضمن سپاس از گويا ، توجه ميدهيم که سياه کردن يا bold کردن کلمات، کار ماست. ))
" منبع : آرامش دوستدار / گو یا "
![]()
سعید حدادیان این سخنان رادر دعای ندبه صبح جمعه ۲۲ اردیبهشت درجمع زائران حرم حضرت معصومه درشهر قم بیان كرد .
شایان ذکر است اين برنامه به صورت مستقیم از شبکه ی اول سیما پخش شد .
" منبع : آفتاب نیوز "
" منبع : انتخاب "
خانم من واقعاْ نمیدونم از دست این استکبار جهانی چی کار کنم ؟
تازه بدبختی یکی دو تا نیس که ٬ قبلاْ فکر می کردم استکبار جهانی فقط آمریکا و انگلیس و کانادا و استرالیا و لهستان و دانمارک و آلمان و هلند و اسرائیل هستن اما الان می فهمم که روسیه هم جزوه اوناس .
بی تربیتا ورداشتن عکس رئیس جمهور مَردمی و مَذهبی و مَلیونی و مَعنوی ما رو در یک اقدام مَظهری زدن رویه شوکولات های مَکتبی .

واقعاْ این روسیه ی کمونیستی هرچی توهین به ما در تاریخ کرده بود یه طرف ٬ این بی تربیتیشون یه طرف . واقعاْ از قدیم راس گفتن به مرده که رو میدی پی پی میکنه تو کرملین .
من خودم که به زبان روسی زیاد مسلط نیستم اما یکی از دوستای سیگاریم که واسم نوشته های روی شکلات رو ترجمه کرد ٬ گفت نوشته :
" عامل اصلی سرطان "
اما یکی دیگه از دوستای اهل حالم که اونجا بود می گفت واسم غلط ترجمه کرده . البته اون می گفت که روسی رو به انگلیسی می تونه ترجمه کنه و نه پارسی . منم بهش گفتم خوب ترجمه اش به انگلیسی چی میشه ؟ که گفت نوشته :
" DON'T WORRY - BE HAPPY "
ولی خداییش زبونشون هم مثه خود کمونیستشون بی خوده .
می پرسین چرا ؟
آخه هرکس یه جور ترجمه می کنه ! تازه از اون بدتر ٬ ترجمه ها هیچ ربطی هم به همدیگه ندارن .
من یه پسر عمه دارم که پنج سالشه ( البته پنج سال و پنج ماهشه ولی عمه ی من میگه وختی بچه سنش " ذو پنجین " باشه باید به نیت پنج تن بگیم پنج سالشه ) که خیلی به زبانهای خارجی علاقمند و از سه سالگیش میره کلاس روسی ٬ می گفت نوشته :
" برای جلوگیری از پوسیدگی بعد از مصرف مسواک بزنید . "
البته اینم بگم من خودم که به جملش دقیق شدم یکی از کلمه هاش مثل recycle انگلیسی بود ولی نفهمیدم که منظورش recyclable بود یا unrecyclable .
خلاصه که من از دسته این کمونیستی هایه بی همه چیز دچاره دُ گماتیسم فلسفی شدم . هرکس میدونه زیره عکسه رئیس جمهور چی نوشته به منم بگه .

سیاوش شاملو - فرزند احمد شاملو با اعلام این خبر افزود : طی پنج سال اخیر ، تا امروز چهار سنگ قبر تعویض کرده ام که هر کدام در فروردین ماه ( آغاز هر سال ) تخریب شده اند .
در ادامه افزود : دو شب پیش که تخریب مختصری صورت گرفت ، نگهبان صحن امام زاده طاهر نسبت به این اتفاق اظهار بی اطلاعی کرده و قول داد در حد امکان از ادامه این مسئله جلوگیری کند ، اما متاسفانه تخریب دیشب عمیق تر بوده و تکه هایی از سنگ قبر نیز که امضای احمد شاملو بر آن منقوش بوده ، مفقود شده است .
" منبع : خبرگزاری مهر "
کانون نويسندگان ايران در بيانيه ای ضمن آنکه صدمه زدن به سنگ گور احمد شاملو را "حتی در خور محکوم کردن " هم نمی داند ، به مردم ايران وخانواده و دوستان اين شاعر فقيد توصيه کرده که ديگر هيچ اقدامی برای بازسازی سنگ گور وی نکنند و بگذراند در آرامگاه وی نيز " شعر انسان گرای احمد شاملو نقش خود را در افشا آلودگی ها ايفا کند . "
" گنجي به علت غيبتهاي غيرموجهي كه داشت ، روز ۱۰ فروردين ماه سال ۸۵ آزاد ميشود . "

وي افزود : " گنجي غيبتهايي را در طول مرخصيهاي خود داشت كه آنها را محاسبه كردهايم و طبق اين محاسبه، وي دهم فروردين سال ۸۵ از زندان آزاد ميشود . "
" منبع : خبرگزاری کار ایران "
تعدادي از جوانان اصولگرا با ارسال احاديث مختلف و اذكار مشهور از طريق SMS براي برخي از دارندگان تلفن همراه از آنها مي خواهند تا روزهاي خود را با تلاوت قرآن ، ذكر حديث و دعا آغاز كنند .
آنان همچنين از دريافت كننده SMS مي خواهند تا آن را براي دوستان و همكاران خود ارسال دارند .
به نظر مي رسد اين اقدام ـ فرهنگي ديني براي مقابله با طراحان و ارسال كنندگان لطيفه هاي زشت و نامناسب از طريق SMS صورت گرفته است .
" منبع : عارف نیوز "
از قدیم الایام مشهور بود که بیچارگان از فرطه بی چارگی سر به بیابان می گذاشتند .
حال در بیابان آن روزها و شب ها چه می گفتند و شرحه ظلم رفته بر خود با خدای خود چگونه در میان می گذاشتند را ٬ باید از قدما پرسید .
اما گویی بیابان مردم عصر ممزوجه جمهوریت و اسلامیت بستری چون پیام کوتاه شده است .
بخش مکتوب و مسکوت وسیله ی انتقال صدا ( تلفن همراه ) شده است منتقل کننده ی فریاد هایی که اگر نتوانی بزنیشان باید سر به بیابان بگذاری .
در روزگار حاکمان ما هر ظلمی که روا می شود و ظالم به سزای خود نمی رسد ٬ هر حقی که تضیع می شود و دادگستری وجود ندارد ٬ هر حرفی که حاکمان می زنند و می روند و جواب نمی شنوند ٬ یک پیامه کوتاه ساخته می شود . اگر نگاهی حتی گذرا به آرشیو های پیامهای کوتاه بیندازیم به راحتی می توانیم حرف دل مردم را بشنویم . در دین اسلام " ندانستن " در پاره ای از موارد موجبات برائت را فراهم می کند . حاکمانی که به خدایشان می خواهند بگویند نمی دانستیم ٬ بدانند .
اگر حاکمان عادل که نامشان در تاریخ به نیکی یاد می شود می بودند ٬ می پذیرفتند .
توجه شما را به یکی از آخرین پیامهای کوتاه جلب می کنم :
" اگه میخای قلبه مهربونت رو ازم بگیری ٬ بگیر ...
اگه میخای دستایه گرمت رو ازم بگیری ٬ بگیر ...
اگه میخای نگاهه قشنگت رو ازم بگیری ٬ بگیر ...
اگه میخای عشقت رو ازم بگیری ٬ بگیر ...
حتی اگه میخای گیتارم رو ازم بگیری ٬ بگیر ...
اما تورو خدا انرژی هسته ای رو از من نگیر . "
" لطفا آدرس ايميل خود را در فرم زير نوشته و آن را برای گوگل ارسال نمائيد تا از گوگل تقاضا نمائيم برای دومين سال متوالی لوگوی نوروز باستانی را در سايت خود قرار دهد . "

در همین راستا « فريتز پلاسر » ، پرفسور علوم سياسي اتريش گفت : اين دادگاه معناي سمبوليك قوي دارد زيرا اتريش ميخواهد به جهان نشان دهد كه از دوران نازي تاكنون اساسا تغيير كرده و تكذيب كنندگان هولوكاست را مجازات ميكند .
همچنین ايروينگ اعلام كرده است حق وي در آزادي بيان نفي شده است .
شایانه ذکر است نفي هولوكاست در اتريش و آلمان ممنوع است .
" منبع : خبرگزاری فارس "
الهام :
«جهتى ندارد كه شما بيماران مبتلا به امراض خاص را نگران كنيد» و ادامه داد: «جايى براى نگرانى وجود ندارد. دولت با تدبير عمل مى كند و در تامين رفاه عمومى به ويژه نيازمندى هاى بيماران توانمند است.»
وی همچنین افزود :
«از يك نكته غفلت نكنيم كه پيامبر اكرم (ص) از جان و از هر مظهرى عزيزتر است. بنابراين اجازه نمى دهيم با وابستگى اقتصادى پيامبر را در معرض اهانت قرار دهيم.»
شاید مقصود ایشان از عدم نگرانی بیماران ، عدم نگرانی آنها پیرامون توهین به پیامبر اسلام بوده و گرنه مردم باید پس از این همه مدت فهمیده باشند که از کاسه ای جز کاسه ی خود مردم برای اینگونه تحریم ها و داد و قال ها پرداخت نخواهد شد .
به هر حال که تشخیص عزت جان بیماران یا نام پیامبر اسلام فعلآ با صاحبان آن جانها نیست و دیواری هم کوتاه تر از دیوار مردم برای عوام فریبی پیدا نشده.
نکته ی دیگر اینکه خود دولت ایران گویا با این تحریم به چالش بزرگتری نسبت به دولت دانمارک وارد شده ...
منتظر پیامد های بعدی این تحریم ها باشید ..

رانندگان ایرانی کامیون ها اظهار داشتند از مورد مصرف محموله های خود بی خبر بودند .
قطعات مذکور که در ماه دسامبر در ترکیه ضبط شدند از یک شرکت در ایتالیا خریداری شده و از راه بلغارستان به طورغیرقانونی وارد ترکیه شده بودند تا به مقصد ایران حمل شوند اما از هنگام ورود به ترکیه زیر نظر ماموران پلیس مخفی قرار گرفتند. وزیر مشاور در بازرگانی خارجی ترکیه این خبر را تائید کرد اما جمهوری اسلامی در این باره اظهارنظری نکرده است .
در نامهاي به وزارت بازرگاني پيشنهاد شد كه نام شيريني دانماركي به شيريني « گلمحمدي » تغيير نام يابد .

يكي از آزادگان هشت سال دفاع مقدس در نامهاي به وزارت بازرگاني پيشنهاد كرده است كه براي مقابله با اهانتهاي مطبوعات برخي كشورهاي غربي به ويژه دانمارك به پيامبر بزرگ اسلام و به منظور ترويج نام و فرهنگ ناب محمدي ، طي ابلاغيهاي به اتحاديه ی قنادان ، نام شيريني دانماركي را به نام شيريني «گلمحمدي» تغيير دهند .
اين نامه از سوي مسوولان وزارت بازرگاني در حاشيه نشست مطبوعاتي وزير بازرگاني كه در خصوص همين موضوع برگزار شده بود در بين خبرنگاران توزيع شد .
" منبع : ایسنا "
من سه ماه قبل تلفنی با آقای مرتضوی تماس تلفنی گرفتم و از ایشان پرسیدم که اگر به ایران برگردم و شش ماه زندان بروم می توانم بعد از آن به زندگی عادی ام ادامه دهم ؟ آقای مرتضوی هم گفت : اگر بیایی از همان فرودگاه دستگیرت می کنیم ، به همین دلیل ( ... این بخش از مذاکرات حذف شده است . )
واقعیت این است که من می ترسم بروم به ایران و به بیش از شش ماه زندان محکوم بشوم ، آن وقت کی می خواهد در مورد احمدی نژاد طنز بنویسد ؟ به همین دلیل من تا زمانی که یک سوژه به این خوبی دارم برنمی گردم ، شما اول احمدی نژاد را کنار بگذارید ، تا من به ایران برگردم و زندانی بشوم .
من در طول دو سال گذشته با تعدادی از مقامات عالیرتبه نظام مشورت کردم ، همه شان گفتند برنگرد چون ما نمی توانیم از تو حمایت کنیم ، همه آنها به من گفتند اوضاع خراب است و اگر بروی به زندان حالا حالا ها بیرون نمی آیی . من هم که آدم ترسو ...

رئيس جمهوري آمريکا گفت : « میخواهم مردم ايران اين سخن را که با صداي بلند و به روشني مي گويم ، بشنوند ، که
ما مشکلي با شما نداريم . نگراني ما حکومت ايران است که شفاف نيست و
هدفهاي صلحآميز ندارد و از اين روست که ما به اين حکومت ميگوئیم که شما ظرفيت ساختن سلاح اتمي را نداريد . »

جرج بوش بدون اشاره مستقيم به سخنان اخير رئيس جمهوري اسلامي مبني بر ضرورت محو اسرائيل از نقشه جهان ، گفت آمريکا از متحد خود ، اسرائيل ، دفاع مي کند ؛ و افزود : جهان نبايد در موقعيتي قرار بگيرد که با سلاح اتمي از آن باجخواهي شود .
مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد
هنگامی که در ايران به آدرس اينترنتی فارسی بی بی سی مراجعه می شود ، اين پيغام روی صفحه رايانه ظاهر می گردد : " مشترک گرامی ، دسترسی به اين سايت امکان پذير نميباشد " .
سايت فارسی که در ماههای اخير تعداد مراجعات به آن به نزديک سی ميليون در ماه رسيده بود ، در ميان سايتهای اينترنتی بی بی سی به زبانهای خارجی از همه پرخواننده تر است اما در پی مسدود شدن اين سايت در داخل ايران ، شمار خوانندگان آن در اين کشور کاهش يافته است .
" نايجل چپمن " رئيس سرويس جهانی بی بی سی اعلام کرده که با مقامات ايران تماس گرفته خواهد شد تا درخواست بازگشايی اين سايت برای کاربران داخل ايران با آنان مطرح شود .
" منبع : سایته فیلتر شده ی بی بی سی "

در اين فيلم که براساس رمان پرفروش رمز داوينچی نوشته ی " دن براون " ، نويسنده آمريکايی نوشته شده ، علاوه بر هنکس ، اودری توتو ، ژان رنو ، ايان مک کلن و آلفرد مولينا نيز از بازيگران آن هستند .
دن براون
داستان رمز داوينچی با اشاره به داستانهاى مذهبى مسيحيان ادعا می کند ، حقيقت درباره " جام مقدس " که در متن هاى مذهبى مطرح شده ، پشت هاله ای گمراه کننده پنهان شده است ، و اين جام اشاره به ازدواج مسيح و مريم مجدليه و نسل به جا مانده از اين دو را دارد .
اين فيلم ساخته ران هوارد است که در سال ۲۰۰۲ برای ساخت فيلم " ذهن زيبا " با بازی "راسل کرو" به اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگردانی دست يافته بود .
راسل کرو 
شایانه ذکر است هفته ی گذشته گروه کاتوليک مذهب اوپوس دئی اعلام کرد که بايد در درجه بندی اين فيلم ، نمايش آن برای کودکان ممنوع شود و کودکان بايد از آنچه اين گروه آن را " اکاذيب توطئه آميز " عليه اصول مذهبی کاتوليک ناميد ، محافظت شوند .
" منبع : سایته نیمه فیلتر شده ی بی بی سی "
![]()
وی در نامه ي خود ضمن تشبیه رئیس جمهوری اسلامی به " آدولف هیتلر " ، رهبر آلمان نازی در جنگ دوم جهانی ، سخنان وی را با نسخه اصلی « نبرد من » به قلم هیتلر مقایسه کرد و مینویسد تفاوت این دو در این است که جائی که هیتلر شکست خورد احمدی نژاد در راه رسیدن به پیروزی است ، آن هم از طریق دستیابی به بمب اتمی .

لولوش هشدار می دهد که نتیجه ي آزاد گذاشتن احمدی نژاد یک جنگ خانمانسوز در منطقه است که اروپا را نیز درگیر می کند .
وی می نویسد راه حل ایده آل این است که از داخل جنبشی برای برقراری دموکراسی در ایران به وجود آید .

اخيراً مقامات كشور تركمنستان نام خياباني را كه در آن كشور « هاشمي رفسنجاني » نامگذاري شده بود به « تركمن باشي » تغيير داده اند .
خيابان مذكور به مناسبت سفر آقاي هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به آن كشور نامگذاري شده بود .
به نظر مي رسد تغيير نام خيابان فوق الذكر در راستاي سياستهاي نيروهاي فرامنطقه اي ( آمريكايي ) حاضر در تركمنستان در جهت برهم زدن روابط دو كشور صورت گرفته باشد .
" منبع : عارف نيوز"
اين وبلاگ رفتار زشت مسولان كشور تركمنستان را به شدت محكوم كرده و از آقاي "ابراهيم نبوي" تقاضا دارد كه موضوع را پيگيري نموده و از اعتباره قلمشان در اعتراض به اين حق كشي ٬ تا احقاقه كامل حقوق تضييع شده ي مظلوم استفاده نمايند .
يك عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم ، در خصوص تحليلهايي كه درباره مرگ " آريل شارون " نخست وزير اسرائيل منتشر ميشود , گفت : " بعيد است مرگ شارون تاثيرمهمي در رفتارهاي جنايتكارانه و غير انساني رژيم اسرائيل ايجاد كند يا تاثيري بر سياستهاي ايران در اين خصوص بگذارد . "
محمد حسين فرهنگي ، نماينده ي تبريز در گفت و گو با خبرنگار پارلماني " ايلنا "، با بيان اين مطلب افزود : " شارون در فلسطين اشغالي جنايتهاي زيادي انجام داده و اثرات رواني مرگ او در سطح جهان و داخل فلسطين باعث خوشحالي همه حق طلبان خواهد شد . "
وي در خصوص سخنان ديروز احمدينژاد كه آرزوي درست بودن خبر مرگ شارون را كرده بود و احتمال شادي در ايران پس از مرگ شارون ، گفت : " من نمي دانم به صورت رسمي دولت برنامهاي براي شادي در اين خصوص دارد يا خير , ولي ميبينم كه مردم از مرگ اين جنايتكار خوشحال شدهاند . "
" منبع : خبرگزاري كار ايران "

" واکنشهای بین المللی به وخامت حال شارون "
" بهبودی 'اندک' در وضعيت جسمی آريل شارون "
شارون از جهنم برگشت
روزنامه کیهان پنجشنبه اعلام کرد که شارون به جهنم رفت . ظاهرا کیهانی ها پیش بینی می کردند که شارون تا روز شنبه بمیرد و تیترشان درست دربیاد ، اما ظاهرا شارون از جهنم برگشته است . کیهان در صفحه دوم نوشته است که شارون مرده است و خبرش را اعلام نمی کنند . من حدس می زنم اگر یک هفته دیگر هم شارون زنده بماند و مصاحبه هم بکند ، کیهان چنین تیتر می زند : اظهارات روح باصطلاح شارون منتشر شد . همزمان با آرزوی مرگ شارون توسط احمدی نژاد و کیهان ، گروهی از یهودیان افراطی که دلشان می خواهد فلسطینی ها را توی چرخ گوشت بریزند و با آنها همبرگر درست کنند ، نیز به تبعیت از شریعتمداری و احمدی نژاد مرگ سیاسی شارون را پیروزی خدا دانستند . از طرف دیگر بساط خودشیرینی برای جویندگان کار نیز راه افتاد . یکی از مستضعفان طرفدار احمدی نژاد در کرمانشاه اعلام کرد که اگر شارون بمیرد پنجاه میلیون شیرینی پخش می کند . وی همچنین اعلام کرد اگر جرج بوش بمیرد ، صد میلیون ریال شیرینی و شام بین مستمندان و فقرا تقسیم خواهم کرد .
سووال تاریخی : شما فکر می کنید چه دلیل تاریخی وجود دارد که ملت ایران سالهاست همیشه ناراحتی اش را از دیگران از طریق خواستن مرگ آنان اعلام می کند ؟
( مرگ بر آمریکا ، مرگ بر صدام یزید کافر ، مرگ بر شاه ، مرگ بر منافق ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر انگلیس ، مرگ بر فرانسه ... )
جواب تاریخی : ما ایرانیان ملت مهربان و دلسوز و نازنینی هستیم که انسان ها را دوست داریم .
منبع : روزنامه ي روز " ابراهيم نبوي "
اين خانمه به قوله آقايه نبوي " برنج " هم آدمه فرهنگ شناسيه .
قبول نداريد ؟ به گزارشه راديو فردا در اين زمينه توجه فرماييد :
" خانم رایس با اشاره به این كه کسی نمی خواهد مردم ایران را به انزوا بکشاند ، گفت ایران مردمی بسیار خوب و با فرهنگی غنی دارد ، اما در حال حاضر آنها رهبری دارند که به نظر می رسد ایران را در برابر جامعه جهانی به جای همکاری به اختلاف کشانده است . "
باز هم به قوله آقايه نبوي ٬ آگاهان پرسيدند : شما به با فرهنگها ماچم ميدين ؟

سرمقاله این روزنامه به قلم مریم معمارزاده ، با عنوان « مبارزه شرافتمندانه ي اکبر گنجی » نوشت : روزی مهاتماگاندی گفت قدرت در قالب توان جسمی نیست ، بلکه قدرت از اراده تسخیر ناپذیر نشات می گیرد و گنجی ناراضی سرشناس ایران ، علیرغم تحمل اثرات دو ماه اعتصاب غذا ، شکنجه و زندان انفرادی نشان داد که مردی است با خمیره مهاتماگاندی .

این روزنامه نوشت اکبر گنجی روزنامه نگار و تئوریسن سیاسی که شعار مبارزه بدور از خشونت را سر می دهد ، با وجود جسمی که به تحلیل می رود ، سرسختانه به مبارزه با دیکتاتوری مذهبی در ایران
ادامه داده و خواستار عزل آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی است .




آنچه می خوانید چند پاراگراف از نقد " روبرت صافاريان " از فیلم " يك بوس كوچولو " ساخته ی بهمن فرمان آرا در روزنامه ی شرق است .
و در انتها نظرات يكي از نويسندگان وبلاگ را در مورد اين نقد مشاهده خواهيد كرد .
فرض كنيد شما آقاى فرمان آرا كه فيلمساز مهمى هستيد فرزندى داشته باشيد كه نقاش يا شاعر باشد و شما آثار او را نپسنديد ، آيا از اين بابت گناهى متوجه شماست ؟ معقول تر اين نيست كه در اين رابطه مشكل از آن فرزندى باشد كه تا اين اندازه نيازمند تأييد پدر است ؟
فيلم حتى برخى واقعيت هاى ساده را ناديده مى گيرد . مثلاً توجه كنيد به صحنه اى كه گروهى دانشجو دور شبلى را مى گيرند و از او امضا مى گيرند ، در حالى كه كسى سعدى را نمى شناسد . آيا به راستى هنرمندان جلاى وطن كرده ما تا اين اندازه گمنام و فراموش شده هستند ؟
با وجود اشاره هاى آشكار و پنهان يك بوس كوچولو به ابراهيم گلستان ، بنا را بر اين گذاشتيم كه با دنياى خيالى و شخصيت هاى ساخته و پرداخته ذهن نويسنده كار داريم ، كمااينكه فيلمساز مى تواند بگويد شما اشتباه مى كنيد ، همه شباهت ها اتفاقى است و اين فيلم هيچ ربطى به ابراهيم گلستان ندارد . اما واقعيت اين است كه بسيارى از بينندگان فيلم ، سعدى را همان ابراهيم گلستان مى گيرند و موضع خصمانه فيلم نسبت به سعدى را موضع فرمان آرا نسبت به ابراهيم گلستان تلقى مى كنند . به گمانم اين شيوه ی حمله به يك شخصيت حقيقى و زنده شيوه ناجوانمردانه اى است . چون مى توانى هرچه دلت خواست بگويى و بعد هم بگويى مرادت اصلاً آن نبوده كه شما گمان كرده ايد . پرخاشگرى هاى ابراهيم گلستان - كه براى من گاه به شدت آزاردهنده اند - دست كم اين حُسن را دارند كه شفاف و روشن اند و هر عيبى كه براى هر آدمى قائل اند با نام و بى پرده پوشى بيان مى كنند .
" منبع : شرق "
اتفاقا چیزی که در فرمان آرا هست و فیلمش را برای من جذاب می کند نگاه چند بعدی او به شخصیت هاست .
نگاهی که به هیچ وجه عظمت شخصیت سعدی را نادیده نمی گیرد ، و از او یک شخصیت واقعی می سازد .
صحنه ای از فیلم را یاد آور می شوم که پروانه ، دختر سعدی ، از زبان خود و کامران می گوید : " ما چیزی جز عشق و احترام برای شما نداریم ... "
یا صحنه های بسیاری که سعدی تنها ایران را فریاد می کند . همینطور درد او از فقدان آزادی در صحنه ای که در کلانتری ست . همچنین رنجش او از آزار یک قاطر یا گاهی خاطره های او از احساسات پاک انسانی ...
چنان که برداشت ما نمی تواند از سعدی یک جانبه باشد . او ما را وادار می کند واقعی بنگریم ...
چه این گونه بنگریم که این شخصیت گلستان است ، یا بر عکس گلستان بودنش را نفی کنیم ، از نظر من در هر دو صورت در اشتباهیم .
این درد ماست به عنوان یک ایرانی که اولین اندیشه ی ما مغرضانه ترین آن است ...
این نگاه تنها اثری که دارد ، نادیده گرفتن جنبه ی هنری این اثر است ... مثل همیشه موهبت بزرگتری را از دست می دهیم درست به خاطر آنکه اندیشه ی ما بر مبنای توطئه و فاجعه شکل می گیرد ...
حسام
دکتر مجید ابهری آسیب شناس اجتماعی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری " مهر " افزود : فشارهای شدید روحی و روانی ناشی از مشکلات مالی باعث می شود فرد بازنشسته در سالهای ابتدایی بازنشستگی دچار سکته مغزی یا قلبی شود و این روند در کشور با توجه به مشکلات مالی ، بسیار مشاهده می شود .
ابهری تصریح کرد : بازنشستگان سایر کشورها مشکلات معیشتی و هزینه های بالای بازنشستگان ایرانی را ندارند ، در حالی که بازنشستگان کشورمان با درآمد ناچیز مجبور به گذران زندگی هستند و این در حالی است که از حداقل تسهیلات نیز محروم هستند .
" منبع : خبرگزاري مهر "

او پس از گذشت حدود دوماه از فوت مصطفی اسکويی ، همسر سابقش و ديگر بنيانگذار تئاتر آناهيتا در گذشت .
به این مورد برخورد کرده بودید که خانمی بعد از در گذشت همسرش ٬ در بازه ی زمانی اندکی فوت کرده باشد ؟
ده ها نهنگ سرگردان که در سواحل نيوزلند گرفتار شده بودند ، به ضرب گلوله کشته شده اند تا کمتر عذاب بکشند زيرا مقامات تشخيص داده بودند بازگردان آنها به دريا بسيار دشوار است .
اداره حفاظت از محيط زيست نيوزلند اعلام کرد که هرگونه تلاش برای شناور کردن مجدد اين پستانداران می توانست برای انسانها خيلی خطرناک تمام شود و شايد به ثمر نمی رسيد .
امدادگران به چهل و یک نهنگ ديگر تيرخلاص زدند تا کمتر عذاب بکشند .
" منبع : BBC "
خدا همه ي گمراهان رو به راه راست هدايت كند . از خدا خيلي متشكرم كه من رو هم شامل راه راستي کرد كه نعمت و منتي است بر پيكره ي اشرف مخلوقات .
عجب گمراهي بودم من ها ! همش فكر مي كردم فقط سازمان حفاظت از محيط زيست ايران حيوانات رو مي كشه ٬ نگو همه جا مي كشن .

سال 2006 يک ثانيه ديرترشروع می شود .
دانشمندان تصميم گرفته اند آغاز سال جديد ميلادی را برای يک ثانيه به تاخير بيندازند . اين اولين بار پس از ۷ سال است که يک ثانيه به طول سال اضافه می شود .
مسئولين رصدخانه پاريس می گويند نيمه شب ۳۱ دسامبر ، ضربه ي ساعت ۱۲ در سراسر جهان ، يک ثانيه ديرتر نواخته خواهد شد .
" حسين مالكي " نويسنده در ادعایی عجیب گفت : براي من هيچ شكي وجود ندارد هر هفت كتاب جي كي رولينگ انگليسي كه خالق داستانهاي هري پاتر شناخته مي شود ، براساس نوشته هاي من شكل گرفته است و اين پروژه اي برنامه ريزي شده است .
از ساعت شش بامداد روز یکشنبه کارکنان و رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، در اعتراض به بی توجهی دولت به خواست های آنان و نیز دستگیر شدن اعضای هیات مدیره سندیکا دست به اعتصاب زدند .
آرش ايراني روزنامه نگار در تهران در مصاحبه با راديو فردا گفت :
اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران عملا ترافيك تهران را مختل كرد ، بخصوص در ساعات صبحگاهي زماني كه بسياري از مردم مي خواستند به سر كارهايشان بروند ، بدون هيچ اطلاعي ديدند
كه عملا اتوبوس ها در تهران نيستند ، زيرا به هيچ وجه اطلاع رساني از سوي رسانه هاي حكومتي در مورد اين اعتصاب نشده بود .
وي گفت : بسيار جالب است كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي لحظه به لحظه از اعتصاب كاركنان سيستم حمل و نقل عمومي در نيويورك و خسارات ناشي از آن گزارش مي داد ، ولي امروز انگار كه اتفاقي در تهران نيفتاده .

هرچند واقعه عريان شدن تصادفی سينه ی " جنت جکسون " در جريان کنسرتی در مسابقه نهايی ليگ برتر فوتبال آمريکايی ، سوپربال ، در سال ۲۰۰۴ روی داد ٬ اما تحليل های گوگل نشان می دهد نام او بيش از هر واژه ديگری در ۱۲ ماه گذشته جستجو شده است .
جايزه پرنس کلاوس از سوی يک بنیاد فرهنگی هلندی همه ساله به برگزيده ای از طنزنويسان فعال جهان اهدا می شود . اين جايزه امسال به " سيدابراهيم نبوی " ، طنزنويس مطرح کشورمان تعلق گرفت . جایزه اصلی امسال به " الیاس جاناتان شاپیرو " کاريکاتوريست برجسته و مشهور آفریقای جنوبی اهدا شد . جايزه های ديگری نيز به ده طنزپرداز ، کاریکاتوریست و کمدین دیگر به همراه جوایزی به مبلغ ۲۵هزار یورو اهدا شد .
ابراهيم نبوی به هنگام دريافت جايزه پرنس کلاوس سخنانی ايراد کرد که در زير می خوانيد :
خانم ها ، آقایان
از دریافت جایزه امسال بنیاد پرنس کلاوس خوشنودم ، نخست به این دلیل که بنیادی ارزشمند و فرهنگی و هنری مرا برگزیده است ، دوم به این دلیل که جایزه ای را دریافت می کنم که ارزش فنی و تکنیکی دارد و نه فقط ارزش سیاسی و سوم به این دلیل که موضوع جایزه طنز است ، یعنی همان موضوعی که با تمام وجود به آن عشق می ورزم و ذهن و زبانم همواره درگير آنست .
روزنامه ی کیهان :
چند روز قبل ، يكي از ياران قديمي آقاي كروبي در تماسي با وي پرسيده بود ؛ از راه اندازي اين شبكه كه آشكارا با خط اسلام و انقلاب و نظر حضرت امام در تضاد است چه مقصودي را دنبال مي كنيد ؟ و افزوده بود : شما كه اهل پخش برنامه هاي مستهجن نيستيد و گردانندگان تلويزيون شما از نظر هنري هم در سطح بسيار پائين و نازلي قرار دارند ، بنابراين در پي چه هستيد ؟ اين يار نزديك آقاي كروبي در ادامه گفته بود ، اگر منظور شما ، برنامه هاي سياسي است كه امروزه دهها روزنامه و شبكه اينترنتي در داخل كشور ، هر چه دلشان بخواهند مي گويند ، و شما حرف جديد و قابل توجهي نداريد .
محمد علی ابطحی :
ایجاد یک رسانه تصویری توسط یکی از دست اندر کاران کشور را باید به فال نیک گرفت . اگر چه رسانه ملی سالهاست رسانه ملی جمعی از ملت شده است و فراگیر نیست ولی حتی اگر رسانه ملی ما واقعا هم ملی بود باز هم در دنیای فعلی که دنیای ارتباطات نام گرفته است تعدد رسانه با مدیریت افکار مختلف یک ضرورت بود .
یک برنامه تلویزیونی زنده از مایکل جکسون خواننده معروف امریکایی به زودی در کانال های ماهواره ای سراسر جهان پخش خواهد شد .
![]() |
سرگذشت فکری اين روشنفکر شصتساله ، نماينده تحولاتی است که يک نسل از سر گذراند ؛ از دلبستگی به ايدئولوژی اسلامی و تقرب به قدرت سياسی تا تأمل الاهياتی در نسبت دين با جهان جديد و فاصله گرفتن از کانون قدرت .
" منبع : BBC "
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|