ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |
شاملو از قول مولانا گفته بود که اگر مار دیدی و قزوینی ، " مار را بگذار و قزوینی بکش " . اینها نسبتهای باطلی است که اگر کسی آشنا با کلام مولانا باشد ، براحتی درخواهد یافت که این سخنان از آن او نیست .
نخستین توصیه من به شما این است که " دست ارادت به هیچ کسی ندهید " ذهنتان را خیلی آزاد نگه دارید ، تیغ برنده ی نقادی را همیشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آنرا در غلاف نکنید و با همان جرئتی که گلوی باطل را می برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید و بقول نظامی :
" می باش چو خار حربه بر دوش تا خرمن گل کشی در آغوش . "
بیشتر گرفتاریهای مردم از تعارف کردن است هم با خودشان تعارف می کنند و هم با دیگران ، نباید اهل تعارف باشید نه با خودتان و نه با دیگران مخصوصا وقتی پای حق و باطل در میان است . به یاد داشته باشید که کشور ما را باید دانایان اداره کنند نمی توان نشست و کار را به دست نادانها سپرد و آنگاه جامه از غم چاک کرد این شیوه عاقلان نیست .
" منبع : مکتوبات سید سراج الدین میردامادی "
" جان سخن همين است كه حافظ ميگويد "

دكتر عبدالكريم سروش براي همايش " ايران ، عدالت و آزادي " پيامي فرستادند که توسط " حسين دباغ " فرزندشان خوانده شد .
دانشجويان ! حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد .
گزارش كامل اولين روز همايش "ايران، عدالت و آزادي"
من به شما دانشجويان حقيقتجو تبريك ميگويم كه با حقيقتطلبي پايههاي عدالت را استوار ميكنيد و به شما توصيه ميكنم كه عهد خود را با حقيقت نگسليد كه اين عهدشكني با حقيقت عين پيمانشكني با عدالت است .
ظالم آن قومي که چشمان دوختند وز سخن ها عالمي را سوختند

حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي و دليري کنند .
از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد . مسلمانان از اين کار رائحه ی توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول مي بينند و تباني و تلاقي سکولاريسم و بنيادگرايي را مي خوانند . بايد به خدا و خرد پناه برد از اينکه فوندامنتاليسم سکولار هيزم بر آتش فوندامنتاليسم ديني [ که گاه به هوس نام غيرت ديني بر خود مي نهد ] بريزد و آشوب و اشتلم برانگيزد . [*]
نيک خواهاني که در پي تحکيم ستون هاي ديالوگ هستند ، از اينکه گردش گزاف قلمي همه جهد و جهاد آنان را غرقه ی سيلاب خشونت و خصومت کند ، چرا اندوهگين نباشند ؟
ناشران نافرهيخته آن نقوش نازيبا [در رسانه هاي دانمارک و نروژ و سوئد و اسپانيا...] بايد اينک شرمنده و پوزش خواه دل هاي بريان و چشم هاي گريان و جان هاي بي تاب و روح هاي مجروحي باشند که از نهيب آسيب آن بي حرمتي بر خود پيچيده اند و لرزيده اند .
آزادي بيان محترم است ، چون آزادي آدمي محترم است و آزادي آدمي محترم است چون ...

او تاکيد کرد برخلاف گمان بسياری از متفکران مسلمان که فقه اسلامی را حاوی راه حل " تمام مسائل بشری " می دانستند ، تجربه تاسيس جمهوری اسلامی توسط يک فقيه ايرانی ثابت کرد که فقه با همه گستردگی آن ، پاسخ بسياری از سوالات و معضلات انسان امروزی را با خود ندارد .
به گفته دکتر سروش ، سئوال اين است که آيا حکومت ، جامعه را ديندار می کند و يا جامعه ، حکومت ديندار می سازد ؟
او در پاسخ به اين سئوال گفت : " ايران شايد نخستين حکومتی است که در آن ، قصد اين است که حکومت جامعه را ديندار کند . اما واقعيت اين است که ديندار کردن جامعه به دست حکومت ، نه مطلوب است و نه ممکن . چون ايمان ، اکراه بردار نيست و نيزچون ، اعمال قدرت بهترين راه عرضه ايمان نيست."
وی در ادامه سخنان خود با تاکيد بر اين که وظيفه شرعی هيچ کسی نيست که ديگری را به اجبار مسلمان کند گفت : " دولت ها می توانند مردم را مجبور به پرداخت ماليات کنند اما هرگز نخواهند توانست ايمان به خدا و پيامبر را در قلب ها بدمند . ايمان از جنس عشق است و عشق را به زور نمی توان ايجاد کرد . "

در پايان جلسه يکی از حاضران با اشاره به سخنان آيت الله مصباح يزدی و شاگردان وی درباره بی اهميت بودن رای و نظر مردم ، پرسيد : " آيا تصور نمی کنيد که در چنين زمانی سخن گفتن شما از جامعه اسلامی مطلوب ايده آليستی است ؟ "
دکتر سروش در پاسخ گفت : " وظيفه حکومت ها فراهم آوردن امکان زندگی اخلاقی است و جامعه مطلوب ما يک جامعه اخلاقی چندصدائی است . آقای مصباح ، از قضا نه فقيه است نه فيلسوف سياسی و سخنانی که می گويد حتی از سخنان نجف آقای خمينی هم عقب تر است . "
" منبع : BBC "
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|