تبليغاتX
یادی از صادق هدایت
 
ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او
 
          

شاملو از قول مولانا گفته بود که اگر مار دیدی و قزوینی ، " مار را بگذار و قزوینی بکش " . اینها نسبتهای باطلی است که اگر کسی آشنا با کلام مولانا باشد ، براحتی درخواهد یافت که این سخنان از آن او نیست .

نخستین توصیه من به شما این است که " دست ارادت به هیچ کسی ندهید " ذهنتان را خیلی آزاد نگه دارید ، تیغ برنده ی نقادی را همیشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آنرا در غلاف نکنید و با همان جرئتی که گلوی باطل را می برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید و بقول نظامی :

" می باش چو خار حربه بر دوش تا خرمن گل کشی در آغوش . "

بیشتر گرفتاریهای مردم از تعارف کردن است هم با خودشان تعارف می کنند و هم با دیگران ، نباید اهل تعارف باشید نه با خودتان و نه با دیگران مخصوصا وقتی پای حق و باطل در میان است . به یاد داشته باشید که کشور ما را باید دانایان اداره کنند نمی توان نشست و کار را به دست نادانها سپرد و آنگاه جامه از غم چاک کرد این شیوه عاقلان نیست .

                                                                    " منبع : مکتوبات سید سراج الدین میردامادی "


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 2 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 
اين لطائف كه ز لب لعل تو من گفتم كه گفت      وين تطاول كه ز سر زلف تو من ديدم كه ديد
عدل سلطان  گر نپرسد حال مظلومان عشق       گوشه‌گيران  را  ز آسايش  طمع  بايد  بريد

 

                                         " جان سخن همين است كه حافظ مي‌گويد "

 

                        

دكتر عبدالكريم سروش براي همايش " ايران ، عدالت و آزادي " پيامي فرستادند که توسط " حسين دباغ " فرزندشان خوانده شد .

دانشجويان ! حقيقت را بجوييد و حقيقت را بگوييد .

گزارش كامل اولين روز همايش "ايران، عدالت و آزادي"

من به شما دانشجويان حقيقت‌جو تبريك مي‌گويم كه با حقيقت‌طلبي پايه‌هاي عدالت را استوار مي‌كنيد و به شما توصيه مي‌كنم كه عهد خود را با حقيقت نگسليد كه اين عهدشكني با حقيقت عين پيمان‌شكني با عدالت است .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 5 قبل از ظهر  توسط آر یا بان 

                    ظالم آن قومي که چشمان دوختند         وز سخن ها عالمي را سوختند

        

حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي و دليري کنند .

از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد . مسلمانان از اين کار رائحه ی توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول مي بينند و تباني و تلاقي سکولاريسم و بنيادگرايي را مي خوانند . بايد به خدا و خرد پناه برد از اينکه فوندامنتاليسم سکولار هيزم بر آتش فوندامنتاليسم ديني [ که گاه به هوس نام غيرت ديني بر خود مي نهد ] بريزد و آشوب و اشتلم برانگيزد . [*]

نيک خواهاني که در پي تحکيم ستون هاي ديالوگ هستند ، از اينکه گردش گزاف قلمي همه جهد و جهاد آنان را غرقه ی سيلاب خشونت و خصومت کند ، چرا اندوهگين نباشند ؟

ناشران نافرهيخته آن نقوش نازيبا [در رسانه هاي دانمارک و نروژ و سوئد و اسپانيا...] بايد اينک شرمنده و پوزش خواه دل هاي بريان و چشم هاي گريان و جان هاي بي تاب و روح هاي مجروحي باشند که از نهيب آسيب آن بي حرمتي بر خود پيچيده اند و لرزيده اند .

آزادي بيان محترم است ، چون آزادي آدمي محترم است و آزادي آدمي محترم است چون ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط آر یا بان 
عبدالکريم سروش در تازه ترين سخنرانی خود در لندن با عنوان " حکومت اسلامی مطلوب " به ناتوانی فقه برای پاسخگويی به بسياری از مسائل جامعه امروزی و همچنين موضوع چالشهای مسلمانان مهاجر در جوامع غيراسلامی اشاره کرده است .
 
                                

او تاکيد کرد برخلاف گمان بسياری از متفکران مسلمان که فقه اسلامی را حاوی راه حل " تمام مسائل بشری " می دانستند ، تجربه تاسيس جمهوری اسلامی توسط يک فقيه ايرانی ثابت کرد که فقه با همه گستردگی آن ، پاسخ بسياری از سوالات و معضلات انسان امروزی را با خود ندارد .

به گفته دکتر سروش ، سئوال اين است که آيا حکومت ، جامعه را ديندار می کند و يا جامعه ، حکومت ديندار می سازد ؟

او در پاسخ به اين سئوال گفت : " ايران شايد نخستين حکومتی است که در آن ، قصد اين است که حکومت جامعه را ديندار کند . اما واقعيت اين است که ديندار کردن جامعه به دست حکومت ، نه مطلوب است و نه ممکن . چون ايمان ، اکراه بردار نيست و نيزچون ، اعمال قدرت بهترين راه عرضه ايمان نيست."

وی در ادامه سخنان خود با تاکيد بر اين که وظيفه شرعی هيچ کسی نيست که ديگری را به اجبار مسلمان کند گفت : " دولت ها می توانند مردم را مجبور به پرداخت ماليات کنند اما هرگز نخواهند توانست ايمان به خدا و پيامبر را در قلب ها بدمند . ايمان از جنس عشق است و عشق را به زور نمی توان ايجاد کرد . "

در پايان جلسه يکی از حاضران با اشاره به سخنان آيت الله مصباح يزدی و شاگردان وی درباره بی اهميت بودن رای و نظر مردم ، پرسيد : " آيا تصور نمی کنيد که در چنين زمانی سخن گفتن شما از جامعه اسلامی مطلوب ايده آليستی است ؟ "

دکتر سروش در پاسخ گفت : " وظيفه حکومت ها فراهم آوردن امکان زندگی اخلاقی است و جامعه مطلوب ما يک جامعه اخلاقی چندصدائی است . آقای مصباح ، از قضا نه فقيه است نه فيلسوف سياسی و سخنانی که می گويد حتی از سخنان نجف آقای خمينی هم عقب تر است . "

                                                                                                             " منبع : BBC "


شايان ذكر است اين سخنراني به زبان انگليسی ايراد شد .
  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط حسام  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM