ناچـشیـده جـرعــه ای از جــــــام او ____ عشق بازی می کــــنـم با نــــام او |

آژانس خبرترک و روزنامه اکشام با انتشار گزارشی از ديدار روز يکشنبه هفته گذشته رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه با مقام های ایرانی نوشته است : « آقای اردوغان وهیأت همراهش در حين گفتگو با پرويز داوودی معاون اول ریيس جمهوری ايران در ضيافتی که به افتخار وی ترتيب داده بودند ، با گفت و گوی عجيبی روبرو شد ! »
بنا به این گزارش در ابتدای نشست رجب طيب اردوغان گفته است : « ميزان واردات ترکيه از ايران بسيار بيشتر از صادرات به ايران است. به همين دليل از شما می خواهيم ميزان واردات از ترکيه را افزايش دهيد . » پرويز داودی معادن اول ریيس جمهوری نیز در پاسخ می گويد : « در عوض ساليانه يک ميليون گردشگر ايرانی به کشور شما می روند و به اين ترتيب توازن در مبادلات طرفين برقرار می شود .»
این گزارش می افزاید که در اين هنگام ، یکی از اعضای هیات ترکیه ، موضوع لغو پرواز هواپيمايی جمهوری اسلامی ايران به شهر توريستی آنتاليا را مطرح کرده و خواستار ازسرگيری پرواز تهران- آنتاليا شده است .
به نوشته این رسانه ها ، پرویز داودی در برابر این سوال آقای اردوغان که چرا پروازها را دوباره بر قرار نمی کنید ، گفته است : « به اين دليل که تصاوير زنان و دختران ايرانی بدون پوشش اسلامی در حال شنا کردن در کنار دريا و يا در بارهای مشروب فروشی، در مطبوعات و رسانه های ترکيه منتشر شدند . »
به نوشته روزنامه اکشام در ادامه اين رايزنی ، ايران وعده داده پرواز به آنتاليا از سرگرفته شود ؛ اما در اين راستا مقامات ايرانی سه شرط را تعيين کردهاند . نخست : گردشگران زن ايرانی در هتل های «حرم سلاميک» اقامت کنند که اسلامی هستند ، دوم آنکه از ورود زنان ايرانی به بارهای فروش مشروب و سواحل آنتاليا جلوگيری کنند و سوم هم : زنان ايرانی به جای بيکينی و مايوهای معمول ، حتی الامکان پوشش اسلامی داشته باشند .

شایان ذکر است بهار سال ۲۰۰۵ رسانههای ترکيه نوشتند که محمود احمدی نژاد ریيس جمهور جديد ايران پس از پخش تصاوير تفريح زنان ايرانی در کنار دريای مديترانه در تلويزيون های ترکيه ، پرواز هوايی تهران- آنتاليا را لغو کرده است .

به گفته اين رسانه ها ، زنان ايرانی برای تفريحاتی که در ايران از آن محرومند به آنتاليا و ديگر مراکز توريستی ترکيه سفر می کنند .
" منبع : رادیو فردا "
" دختر ایرونی "
تهمینه میلانی در مصاحبه با برخي رسانه ها در آلمان گفت :
" ما در حال گذار از مرحله ی سنت به مدرنیته هستیم ، ولی این وسط اتفاقات خیلی ناجوری در حال رخ دادن است و متاسفانه نسل جوان دختر ما خیلی بی پروا و وحشی و بد شده است . "
"منبع : سيـنـماي ما "
در کشور فرانسه زنان جوان را مادموازل خطاب می کنند . البته در عنوان مادموازل اين پيش فرض وجود دارد که زن جوان به خاطر جوان بودنش به احتمال زياد مجرد است .

" سگ های نگهبان " (Les Chiennes de Garde) ، بزرگترين گروه مدافع حقوق زنان در فرانسه ، می گويد به رغم تحولات زيادی که برای برابری جايگاه زن با مرد در اين کشور رخ داده است، استفاده از عناوين باعث می شود که همچنان اين تصور وجود داشته باشد که زنان بايد " در برابر ارزش های مردانه تسليم باشند . "
اين گروه همچنين می گويد اسناد اداری با زنان ناعادلانه برخورد می کند چون فقط اين زنان هستند که بايد با انتخاب عنوان " دوشيزه " (Mademoiselle) يا " بانو " (Madame) وضعيت تاهل خود را مشخص کنند در حالی که برای مردان فقط اعلام جنسيت کافی است .
بسياری از زنان در فرانسه از اين که يک روز در گروه سنی مادموازل جای نداشته باشند ، نگرانند . در اين کشور وقتی می خواهند به طور مودبانه به يک خانم جوان روز به خير بگويند تقريبا هميشه آن را با عنوان مادموازل (دوشيزه) همراه می کنند . اما تشخيص اين که کدام زن جوان ، مجرد (دوشيزه) است و کدام متاهل کار دشواری است .
فمينيست های فرانسه می گويند دولت بايد استفاده از عناوين برای زنان را کاملا کنار بگذارد .
آنها می گويند فقط مردانی که در پی ارتباط جنسی با يک زن هستند اصرار دارند که زنان را به دو دسته "مادموازل/ جوان مجرد " و " مادام/ بانوی متاهل " تقسيم کنند .
داشتم صفحه ی اینترنتیه قلم رو نگاه می کردم که به این عکس چشمم خورد .
حالا کاره کی هست و این ایده از کجا اومده رو کاری ندارم ولی خیلی به دلم نشست چون نه تنها با اوضاعه سیاسیمون منطبقه ٬ با اوضاعه اجتماعیمون هم انطباقی بس اساسی داره .

در قانون مجازات اسلامی ایران همجنس گرایی جرم است و همجنس گرایی زنان زیر عنوان "مساحقه" عمل مجرمانه اعلام شده که مجازات آن بسیار شدید است . ماده ی ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی مساحقه را این طور تعریف کرده است :
" مساحقه ، هم جنس بازی زنان است با اندام تناسلی . "
در موضوع مساحقه جرم به فعل دو زن بستگی دارد و در جریان تحقق جرم اساساْ جنس مذکر غایب است .
به موجب ماده ی ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی :
" هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت ، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می شوند . در صورت تکرار این عمل در مرتبه ی دوم به هر یک صد تازیانه زده می شود " .
در صورت تکرار جرم ، مرتکب را اعدام می کنند ( ماده ی ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی ) .
یکی از راه های اثبات جرم هم جنس گرایی زنان شهادت شهود است . قانونگذار حتی درباره ی این جرم فقط به شهادت مردان اهمیت می دهد و برای شهادت زنان ارزش و اعتباری قائل نیست . بنابراین شهادت زنان در دادگاه در زمینه ی هم جنس گرایی در حکم هیچ است . معلوم نیست چرا قانونگذار شهادت زنان را حتی در جرمی که کاملاْ زنانه است معتبر نمی شناسد .
به طور کلی قانون مجازات اسلامی یا اساساْ شهادت زنان را معتبر نمی داند یا شهادت دو زن را برابر شهادت یک مرد ارزیابی می کند .
" منبع : مهرانگيز کار "
وی ۱- ایجاد پلیس زن ، ۲ - بازداشتگاه زنان ، ۳ - بازرسی بدنی زنان مظنون توسط ماموران زن ، و ۴ -اشتغال زنان در سمت اوپراتورهای تلفن پلیس ۱۱۰ را از مصادیق احترام به حقوق زنان دانست .
حسابی داشت چرتم می برد که صدای آروم یه ملودی معروف،مثل یه لالایی معکوس عمل کرد،درست همون لذت خواب رفتن با یه موسیقی رو داشت.اما این بار آروم آروم،از تو چرت درم آورد.
توی چرت و حظ بردن از ملودی و وسوسه شنیدن حرف های بغل دستی قل قل می خوردم،و هم زمان به گوش کردن حرف های بغل دستیم مشغول شدم.کم کم حسابی چرت از سرم پرید و انگار جای خالی اون رو تصاویر زیادی پر کرد،که تو طول روز توی ذهنم ثبت شده بودن.مرد عنق پرده فروش و گلایه هاش از شب عیدی بی برکت!!پیاده روهایی که گرچه شلوغ بود،اما گمونم هیچ سالی نیمه ی دوم اسفندی به این خلوتی رو به خودش ندیده بود!از میدون هفتم تیر گذشتم و تا چهارراه استانبول هم رفتم.حتی صدای راننده تاکسی ای که از کم شدن مسافر دربستی گله می کرد ، رو هم شنیدم.
اما انگار میون این همه،چیزی که حواسم رو از همه جا پرت می کرد صحبت اون خانوم بود.
امروز هشتم مارس بود،روز جهانی زن.
دیگه صحبتهاش تموم شد.خداحافظی کرد و موبایل رو تو کیفی گذاشت که مثل دیوار حایلی می مونست،واسه محافظت از حریمی که گویی ، من قصد تجاوز بهش رو داشتم.به کیفش زل زدم!با یه جفت چشم خشمگین، نگاهم رو برید.کمی مکث کردم و پرسیدم:«امسال ، تجمع کجا بود؟»
کمی مِن مِن کرد و گفت:«تئاتر شهر.» دیگه منتظر نشد که ادامه ی سوالام رو بپرسم:
«فقط می زدن.این احمدی نژاد هم،کار تازه یادشون داده.»
همراهی اش کردم که:
«آره،مثل اینکه مد شده.این اواخر عکس ها ی استادیوم رو...»
حرفم رو قطع کرد و ادامه داد:
«ما از وزارت کشور، مجوز داشتیم.به ما می گن چرا شعر می خونین!همشون مال نیروی انتظامی بودن.از گارد ویژه.با باتوم های برقی می زدن،اولش خیلی درد نداشت،اما بعدش حسابی درد گرفت.»
به دست چپش نگاه کردم که با دست راستش محکم فشار می داد.و پای چپش هم انگار صاف،خشک شده بود.
حالا کمی راحت تر نشست.پرسیدم:«چند نفر بودن؟اصلا کیا بودن؟»
ادامه داد:«اصلا نذاشتن جمع شیم.چهار شروع گردهمایی بود.چهار و بیست دقیقه شروع کردن به زدن.دوبرابر اونایی که اومده بودن،نیروی انتظامی بود.هر زن رو،دو نفر مرد می زدن.»
با لبخند شیطنت آمیز مرموزی گفت:
«اما کلی خبرنگار خارجی هم بود.تا ساعت پنج و نیم کل قضیه بسته شد.»
دیگه رسیده بودم به جایی که باید پیاده می شدم.تشکر کردم.تا خونه هفت هشت دقیقه بیشتر راه نبود.قدم زدم و به لحن اون زن فکر کردم.گویشی متفاوت از گویش عام سال های پیش داشت.سال هایی که دیوارهای حایل،تنها بدن هامون رو نه،که همه ی فکرهامون رو، از هم پنهان می کرد...سال هایی که زخم هامون،جایی واسه عرضه نداشت، و انکار می کردیم ،نه تنها دور هم جمع شدنمون رو،که اصلا،اونچه واسش جمع شدیم رو...
و اونجا امروز نشسته بود،زخم ها هنوز بودن و دیوار ها هم...صداش اما شنیده می شد و لبخند می زد.
بود!!

در هشتم ماه مارس ۱۸۵۷ زنان كارگر بافنده در ايالات متحده و در شهر نيويورك طى تظاهرات و اجتماعاتى خواستار افزايش دستمزد و كاهش ساعات كار روزانه (كمتر از ده ساعت در روز) مى شوند. اعتراض زنان كارگر همچنان در جريان است كه ناگهان خواسته كارگران از سوى نظام سرمايه دارى موجود با گلوله پاسخ مى شنود! پليس به اجتماع زنان كارگر در نيويورك حمله برده، تعداد زيادى از زنان كشته و عده زيادى دستگير و زندانى مى شوند. تا اين مقطع زمانى، هشتم مارس تنها به عنوان روز مبارزه عليه بى عدالتى ها شناخته شده است. باز هم در هشتم ماه مارس ۱۹۰۶ زنان كارگر نيويورك و شيكاگو چون سال هاى گذشته به تظاهرات آرام دست مى زنند، كه اين تظاهرات نيز با مخالفت پليس مواجه مى شود. زنان مذكور كه عمدتاً از كارگران صنعت نساجى بوده اند، پس از پايان كار در سالنى اجتماع مى كنند، و باز هم پليس به كارگران حمله مى كند. در اين موج دوم نيز تعداد زيادى از زنان كشته، زخمى، دستگير و گروه پرشمارى نيز از كار خود اخراج مى شوند! اما داستان همچنان ادامه مى يابد. درست يك سال پس از سركوب تظاهرات زنان در ۱۹۰۶ در سالگرد حمله پليس نيويورك به كارگران زن تظاهراتى وسيع در نيويورك برپا مى شود. زنان كارگر در اين تظاهرات ضمن يادبود قربانيان سركوب سال گذشته به زيادى ساعات كار، بهره كشى از كودكان و نبودن حق راى زنان اعتراض مى كنند. جالب آنكه قصه سركوب باز هم تكرار شده است، اما جنبش را ديگر سر باز ايستادن نيست! بس زود و پرشتاب فركانس هاى قدرتمند اعتراض از مرزهاى جغرافيايى عبور كرده، ايالات متحده را پس پشت گذارده و تا قاره سبز ممتد مى شود. حالا موج عظيمى پهناى گيتى را دربر گرفته. در ۱۹۱۰ ميلادى است كه «كلارا زتكين» بانوى نامى آلمانى و دبير سازمان بين المللى زنان در كنگره بين المللى زنان و در كنفرانس كپنهاگ، روز هشتم ماه مارس را به عنوان روز جهانى زن پيشنهاد مى كند. او روزى را كه مقارن با سالگرد تظاهرات زنان در سال ۱۹۰۸ در ميدان راتگرز واقع در شرقى ترين قسمت منهتن بود، به عنوان بهترين روز براى گراميداشت اين جنبش پيشنهاد مى كند. يادبود تظاهرات بزرگى كه در آن زنان خواستار حق راى و ايجاد يك اتحاديه كارگرى بافندگى بودند. محققان تاريخ معاصر واگويه مان مى كنند كه دو مورد از جشن هاى ويژه كارگرى براساس وقايعى شكل گرفته كه در آمريكا رخ داده است. آنها روز نخست را روز جهانى زن در هشتم ماه مارس و روز ديگر را روز جهانى كارگر در اول ماه مه عنوان كرده اند. «اين روز گراميداشت ياد جان باختگانى است كه در تظاهراتى براى پافشارى بر تثبيت ۸ ساعت كار در شبانه روز كشته شدند. تا دهه ۱۹۵۰ هر دو مناسبت، هرساله به طور گسترده در آمريكا جشن گرفته مى شد.» نخستين بزرگداشت «روز جهانى زن» توسط زنان روسيه، آمريكا و اروپا در محيط هاى كار و سالن هاى عمومى و حتى در منازل شخصى با شورى وصف ناپذير برگزار شده است. در يك هزار و نهصد و سيزده ميلادى است و زنان آزاديخواه روس به رغم اختناق حكومت تزارى براى نخستين بار هشت مارس را به طور رسمى در سطحى گسترده برگزار مى كنند. حالا رهبران زنان كارگر نيز به ميدان مى شوند و نشريه «زن كارگر» را منتشر مى كنند. در همان اولين شماره هاى «زن كارگر» است كه تمامى اعضاى شوراى نويسندگان نشريه به جز يك نفر توسط پليس مخفى تزار دستگير و روانه زندان مى شوند. با اين همه تنها عضو آزاد نشريه با همراهى ديگر زنان تحول خواه درست در هشت مارس سال بعد، نشريه «زن كارگر» را دوباره منتشر مى كنند! تيتر يك اولين شماره نشريه پس از توقيف «حق راى براى زنان كارگر» بوده است. پاس دارندگان روز هشتم مارس تا امروز غالباً زنان و مردان تحول خواهى بوده اند وفادار به آرمان هاى آزاديخواهانه و عدالت طلبانه.

هشت مارس در گذر ساليان هر روز ابعاد ديگرى يافته است و به نمادى بدل شده است براى سخن گفتن اكثريتى خاموش كه از هرسو در ساز و كار حاكم بر نظام سرمايه؛ آسيب پذيرتر جلوه مى كنند. اين همه آن هنگام ژرفش مى يابد كه حديث پر و بال زدن زن ايرانى در قفس را در چند سطر وابكاويم. در نقل قول هاى تاريخى و اسناد مكتوب پيرامون آمده است كه «از بركات نهضت مشروطه خواهى، روزنه هايى هم به سوى زن باز شد. زنى كه تا آن زمان روى پنهان مى كرد و آن گاه كه قصد خروج از خانه داشت، «چاقچور»، آن شلوار بلند و سياه و گشاد بر پاى مى كشيد و چادر و روبنده و پيچه و نقاب، او را به تمامى در خود فرو مى برد، از تعليم و تربيت و سواد، اگر رغبتى و همتى داشت، نه در مدرسه و مكتب، كه در همان اندرون، آن هم اگر مردى از محارم يا زنى از آشنايان پيدا مى شد مى توانست بهره يابد، چون پا و آواز مشروطه خواهى به گوشش رسيد، به پر و بال زدن در قفس خود پرداخت...»
منبع : سهيل آصفى / روزنامه ی شرق / پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۴ .

در پژوهشی توسط دکتر زیگمان آمده است که محیط خانوادگی نا آرام ، به ویژه ، می تواند باعث "بلوغ زودرس" در دختران شود . تحقیقات وی نشان می دهد عموما این پدیده در میان دخترانی که با پدرخوانده بزرگ می شوند بیشتر به چشم می خورد .
به نظر دکتر زیگمان ، در چنین شرایطی بدن دخترها از طریق "بلوغ زودرس" به طور طبیعی نسبت به محیط نا آرام اطراف واکنش نشان می دهد .

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از پرينستون ، هيلاري كلينتون كه يك دموكرات اهل نيويورك است ، روز چهارشنبه در دانشگاه پرينستون آمريكا گفت اينكه آمريكا رهبري مذاكرات هستهاي با ايران را به انگليس ، فرانسه و آلمان در دو سال نيم گذشته سپرد ، اشتباه بوده است .
هيلاري كلينتون كه يكي از نامزدهاي مطرح براي انتخابات رياست جمهوري آينده آمريكا است ، تصريح كرد: « من معتقدم ما زمان مهمي را در برخورد با ايران از دست داديم زيرا كاخ سفيد تهديدات را جدي نگرفت . »
" منبع : خبرگزاري فارس "
يوسف طباطبايي همچنين گفته است : " متاسفانه شاهديم كه زنان معلم با آرايش هاي نامناسب در مدارس حاضر ميشوند كه بارها و بارها در طول سال هاي گذشته به مديران آموزش و پرورش اين موارد را گوشزد شده اما آنها پيگيري نكرده اند و وضعيت هر روز بدتر شده است . "
وي ادامه داده : " چنين معلماني صلاحيت ندارند كه كودكان و دانش آموزان را تربيت كنند و چنانچه در آموزش و پرورش كه يك سازمان فرهنگي است ، معلمانش سبب فساد باشند ، بهتر است در آن بسته شود .
"منبع : اختصاصي روز "
دقت كرده ايد كلمه ي فساد چه گستردگيه معنايي دارد در نزده اين قوم ؟
براساس اين برنامه ، که از سوی کنيکو اينوگوچی ، وزير وزارتخانه ي " برابری جنسيتی " در دولت ژاپن اعلام شده ، شامل طرح هايی برای :
۱ - بازآموزی زنان به منظور بازگشت به کار پس از مادر شدن
۲ - ساعات کاری انعطاف پذيرتر
۳ - ايجاد امکانات گسترده تر مراقبت از فرزندان زنان شاغل
۴ - حمايت مالی از زنانی است که در نظر دارند به عنوان خودفرما وارد کسب و کار شوند يا در صدد دستيابی به سمت های مديريتی هستند .
فرض كنيد در كشوري روزگار مي گذرانيد كه روزگار گذراندن در آن به مراتب از سرزمينه اهوراييمان مشكل تر است . گرفتاره جنگه داخلي هستيم . امكاناته رفاهي كه سهل است ٬ ساده ترين ملزوماته زندگيه بشري نيز وجود ندارد . اگر شما جوان باشيد هيچ كس از شما انتظاره رشد و بروز استعدادهايتان را نداشته و تنها انتظار مي رود كه شما تيراندازي بدانيد و در جنگ هايه تن به تن نيز موفق باشيد ! اگر هم فردي مسن باشيد ترجيح مي دهيد قبل از اينكه اسير شويد يا شاهده كشته شدنه عزيزانتان باشيد داره فاني را وداع گوييد .
همچنان كه فرض مي كنيد ٬ فرض كنيد كه در سنينه مهدكودكتان هستيد و با دختري به تازگي در يك پناهگاه دوست شديد . هنوز يك هفته از دوستيتان نگذشته ٬ حس مي كنيد كه چقدر به او وابسته شده ايد و دقيقن يك هفته كه از دوستيتان كه مي گذرد مي فهميد كه خانواده اش قصده مهاجرت دارند .
او قول مي دهد شما را فراموش نكند و چون شما فرض كرده ايد در سنه مهدكودكتان هستيد مطمئن هستيد كه او دروغ نگفته و شما را فراموش نخواهد كرد پس با لبخندي او را بدرقه مي كنيد .
شش ماه از لبخند شما كه مي گذرد شما فرض مي كنيد كه نيروهايه در حاله جنگ با نامه رسان ها كاري نداشته و نامه اي از انگلستان با مشخصاته دوسته دخترتان دريافت مي كنيد . او نوشته كه سالم است و پدرش پس از رسيدن به انگلستان ، يک رستوران کوچک باز کرده و مادرش هم به عنوان مترجم آغاز به کار کرده است .
او هر دو ماه يك نامه به شما مي فرستد .
شش سال كه مي گذرد در يكي از نامه هايش اين چنين مي نويسد : " بالاخره قلكم رو شيكستم . البته مامان كه مخالف بود و همش ميگف نبايد اين كارو ميكردي . بابا هم كه تا يه سكه ي رنگي رو ديد ياده خاطراته ماههايه اولي افتاد كه اومده بوديم اينجا . ميگف اين سكه رو نقاشه رستوران بهش داده بوده ... حالا ديگه ميتونم اون لباسه كه گفته بودم رو از اون فروشگاهه بگيرم . "
چون او دانش آموزه ممتازه مدرسه اش است شما او را الگويه زندگيتان قرار داده و سعي مي كنيد حداقل يكي از شش زباني كه او مي داند را بدانيد .
دو ماه مي گذرد و نامه اي از او به دسته شما نمي رسد . شما نگران مي شويد و اصل را بر اين مي گذاريد كه كوتاهي از اداره ي پست است .
ماهه بعد نامه اي از او به دستتان مي رسد كه خياله شما را آسوده مي كند . در جايي از نامه اين گونه آمده است كه : " رئيسه اون فروشگايي كه ازش لباس خريدم به من گفت كه ميتونم تويه فروشگاش كار كنم . يه ذره سرم شولوغ شد و خاهش ميكنم كه تاخيرمو ببخشي . "
شما به تبعيت از رونده هميشگي ٬ پس از خواندنه نامه چون شب است مي خوابيد و صبح كه برخاستيد پاسخه نامه را مي دهيد . در قسمتي از نامه مي پرسيد به چه كاري مشغول هستي ؟ او دو ماه بعد در نامه اي مي نويسد : " خدا خيلي داره كمكم ميكنه . باورت نميشه . رئيسه فروشگا ميگه من خوشكلم . منو اون روز برد يه جايي . اونا گفتن منو تو مسابقه ي دخترايه خوشكله جهان ميفرستن . تازه يه چيزه ديگه كه اصلن باورم نميشد ميدوني چي بود ؟ يه نفر اون روز به بابا زنگ زده بود ميگف از باليووده . به بابا گفته بوده رضايت بدين دخترتون بياد واسه بازيگريه سينما . "
شما به فكر فرو مي رويد ٬ به مروره گذشته پرداخته و همته دوسته دخترتان را ستايش مي كنيد .
سه ماه مي گذرد و از او نامه اي نمي رسد . شما به اداره ي پست مراجعه مي كنيد . آنها كوتاهي را انكار مي كنند .
خيلي كلافه هستيد . داخله سالنه انتظار مي نشينيد . دستهايتان را داخله موهايتان كرده و سرتان را كه بالا مي آوريد مجري تلويزيون خبري كه در اون لحظه به دستش رسيده است اين گونه بيان مي كند : " سرانجام تاج ملکه ي زيبايی جهان ( Miss World ) در سال 2005 را ، يک دختر ايسلندی به نام " اونور بيرنا ويليامزدوتير " بر سر گذاشت . وی در رقابت با ۱۰۲ دختر زيبارو از سراسر جهان توانست در مقام نخست بايستد . شايانه ذكر است رقيبه مسلمانه وي كه توسطه گروههاي بنياد گرايه اسلامي تهديد به مرگ شده بود ٬ سه روز مانده به برگزاري مراسم مورده سو ء قصد قرار گرفت و پس از ۴۰ ساعت جدال با مرگ جان سپرد . "
شما سرتان را نمي توانيد بالا نگه داريد . چند لحظه كه مي گذرد متوجه مي شويد كه فردي مي گويد : خانم الان ۵ ساعت ميشه كه شما اينجا نشستين ٬ اتفاقي افتاده ؟ كمكي از دسته كسي برمي آد ؟
در سرطان پستان ، اندازه تومور و گستردگی آن اصلی ترین عوامل در پیش بینی شانس درمان هستند . تشخیص زودهنگام سرطان سینه شانس موفقیت درمان را تا حد بسیار زیادی بالا می برد . شک نیست که آموزش های خودآزمایی سرطان پستان ، سالانه جان هزاران نفر را از مرگ نجات می دهد و مطمئنا با گسترده تر شدن این آموزش ها ، افراد بسیار بیشتری از شانس یک زندگی سالم برخوردار خواهند شد .
توصیه هایی تشخیص زودهنگام سرطان پستان
زنان با سن بیش از 40 سال باید سالانه یک بار با مراجعه به پزشک ماموگرافی انجام دهند .
بین سن 20 تا 39 سال ، زنان باید هر سه سال یکبار با مراجعه به مراکز درمانی آزمایش کلینیکی پستان ( CBE ) را توسط متخصصين انجام دهند .
پس از 20 سالگی ، زنان باید درباره خودآزمایی پستان ( BSE ) اطلاعات کسب کنند و نسبت به وضعیت طبیعی پستان هایشان آگاهی داشته باشند و هرگونه تغییر جدید را هرچه زودتر به متخصص اطلاع دهند .
در صورت مشاهده هرگونه تغییر ، از جمله پيدا شدن یک توده یا تورم ، خارش پوست یا لکه روی پستان ، درد یا تو رفتن نوک پستان ، قرمزی یا پوسته پوسته شدن پوست یا نوک پستان یا مشاهده ترشحاتی غیر از شیر از پستان باید برای تشخیص دقیق تر با سرعت به مشاور پزشکی خود مراجعه کنید . به هرحال در یاد داشته باشید که در اکثر مواقع تغییرات پستان حاصل سرطان نیستند ولی احتیاط همیشه لازم است .

آگاهی از وضعیت پستان و خودآزمایی آن
در 20 سالگی باید به زنان درباره ی آگاهی از وضعیت پستان هایشان و فواید خودآزمایی آن ها آموزش داده شود . زنان باید بدانند که پستان هایشان در حالت عادی چه وضعیتی دارند تا بتوانند هرچه سریعتر ، تغییرات آن را تشخیص دهند . در عین حال زنان باید بدانند که هر تغییر ، به معنی وجود سرطان نیست .
زنان می توانند با بررسی گاه به گاه پستان هایشان از وضعیت آن ها آگاه باشند و متوجه تغییرات آن بشوند اما روش پیشنهادی پزشکان پیگیری یک تکنيک قدم به قدم (خودآزمایی پستان یا BSE) بر اساس یک زمان بندی منظم برای بررسی دائمی تمامی بافت پستان است .
اگر شما هم احساس می کنید که خودآزمایی منظم پستان می تواند به شما در زندگی ای سالم تر کمک کند طبق یک برنامه منظم ( مثلا هر فصل یکبار ) آن را به کار ببرید . بهترین وقت برای بررسی پستان ها زمانی است که پستان ها حساس یا ورم کرده نباشند . بهتر است زنانی که خودآزمایی پستان را انجام می دهند ، گاه گاه روش کار خود را با یک متخصص در میان بگذارند تا از صحت عملکرد خود مطمئن شوند .
چگونگی خودآزمایی پستان
* به پشت بخوابید و دستتان را زیر سرتان بگذارید . این وضعیت باعث می شود تا بافت پستان تا حد ممکن روی قفسه سینه گسترده شود و در نتیجه به کمترین ارتفاع ممکن برسد . در این حالت لمس کردن کلیه بافت و تشخیص توده ها آسانتر و دقیق تر است .
* سه انگشت وسط دست دیگر را در کنار هم نگه دارید و با نوک آن ها در سینه به دنبال توده ها بگردید . سعی کنید با حرکات کوچک دیره ای به اندازه یک سکه که روی همدیگر می افتند ، بافت پستان را کاملا حس کنید .

* برای تشخیص دقیق ، از سه سطح فشار استفاده کنید . اول با فشار کم ، بافت نزدیک به پوست را بررسی کنید . بعد با فشار متوسط بافت درونی را حس کنید و در نهیت با فشار بیشتر ، به بررسی بافت نزدیک به قفسه سینه و استخوان های دنده بپردازید . در یاد داشته باشید که یک برآمدگی در انحنای پایینی هر پستان طبیعی است . اول هر نقطه از پستان را با هر سه فشار مورد آزمایش قرار دهید و سپس به سراغ نقطه بعدی بروید .
برای حرکت در طول پستان پیشنهاد می شود که جهت حرکت خود را از بالا به پایین انتخاب کنید . یعنی اول یک خط فرضی از زیربغل تا وسط جناغ در نظر بگیرید و بافت پستان را از بالا به پایین در مسیر آن بررسی کنید و بعد از رسیدن به حدنهایی پایین پستان ، خط فرضی را کمی به سمت داخل بدن حرکت دهید و دوباره از بالا شروع کنید . فراموش نکنید که در حین آزمایش ، باید همه ی پستان بررسي شود و حتی بهتر است کمی بالا و پایین آن را نیز مورد آزمایش قرار دهید . یعنی حد پایین و بالای پستان را دنده ها و استخوان ترقوه ( زیر گردن ) در نظر بگیرید . شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این شیوه بررسی ، باعث می شود بیشترین حجم بافت پستان مورد آزمایش قرار بگیرد و هیچ محلی از قلم نیفتد . همین مراحل را برای پستان دیگر نيز تکرار کنید .

پس از اتمام بررسی هر دو پستان ، روبروي آینه بایستید و کف دست هایتان را به آرامی روی باسن فشار دهید . این شیوه ایستادن باعث کشیده شدن عضلات سینه و در نتیجه در معرض دید قرار گرفتن بهتر سینه ها می شود . حالا با نگاه کردن به پستان ها هر تغییری در اندازه و شکل یا وجود لکه ها روی آن را تشخیص دهید .
توجه مهم : این شیوه خودآزمایی با شیوه های قدیمی تر کمی متفاوت است و این تفاوت حاصل آخرین مطالعات و بررسی های علمی است . به هرحال کلیت مساله ، بررسی بافت برای یافتن توده ها است .
توجه مهم تر : فراموش نکنید که احساس هر توده را سریعا با پزشک در میان بگذارید .
منبع : www.cancer.org
برگردان : www.jadi.net
شايانه ذكر است به علته عدمه علاقه به ٬ از دست دادنه دوستاني كه از جرگه ي نسوان مي باشند ٬ خواهشمندم به قوله مرحوم هدايت " الله بختكي " زيست نكرده و از توي قشري كه آداب و رسوم جامعه به دورتان بسته ٬ از توي افكاري كه از بچگي به شما تلقين شده بيرون آمده به مسائله اين چنيني نيز توجه كرده و از آن دسته ايرانياني كه آقايه " عباس ميلاني " در كتابه " ابولهول ايراني " گفته اند نباشيد كه : در ايران مردم از نگاه كردن به بعضي از اعضاي خودشان نيز شرم دارند .
اميد دارم حسابه رفاقتمان در بيست ساله آخره زندگي را نيز بكنيد .

اين نظرسنجی ، با عنوان " تحقيق در مورد تجاوز جنسی " ، بخشی از طرح " مبارزه با خشونت عليه زنان " سازمان عفو بين الملل است که نتايج آن همچنين نشان می دهد حيطه ی " فرهنگ شماتت " فقط به " لاس زدن " زنان محدود نمی شود : تا ۳۰ درصد از مردم بريتانيا زن را به خاطر پوشيدن لباس بدن نما ، مست شدن ، داشتن معشوقه های متعدد ، رعايت نکردن احتياط ... و اين که آيا در رد خواسته ی مرد قاطع بوده است يا نه او را در وقوع تجاوز شريک و قابل سرزنش می دانند .
به گزارش دفتر سازمان عفو بين الملل در بريتانيا ، طبق قانون اين کشور فرد تجاوزگر بايد ثابت کند که تمام تلاش خود را کرده که مطمئن شود زن به برقراری تماس جنسی راضی بوده است . اما نتيجه ی اين نظر سنجی حاکی از فاصله ی ميان قانون و طرز تفکر عمومی در اين کشور است .
به گفته سازمان عفو بين الملل به طور ميانگين حدود پنجاه هزار زن و دختر در بريتانيا مورد تجاوز جنسی قرار می گيرند .
" منبع : BBC "
این نظر سنجی ٬ پدر آگوستین و نظراتش را به یادم انداخت . تئولوگی لاتینی که تثلیث را برای کلیسایه غربی معنا کرد . مسیحیانه یونانی آگوستین را ارج می نهادند و او را یکی از آباء بزرگه کلیسا می شمردند ٬ ولی بماند که نوعه تثلیث باوری اش را نمی پسندیدند ٬ چون حس می کردند که او خدا را بیش از اندازه عقلانی و انسان گونه می سازد . آگوستین را می توان بنیادگذاره روحه غربی دانست . هیچ تئولوگه دیگری ٬ جز پولس رسول ٬ چون او بر غرب تاثیر ننهاده است . ماجرایه طی کردنه درجاته عالیه او مفصل است . آگوستین به کماله مطلوب رسیده بود اما خوش نداشت قدمه آخر را بردارد و غسله تعمید داده شود . می دید که مسیحیت پرهیز از آمیزشه جنسی را به همراه دارد و او اصلا این را نمی خواست و در عباداتش می گفت : (( خدایا به من پارسایی ببخشا ٬ ولی نه اکنون . )) .
ایمان آوریه آگوستین به یک وارهایشه روانی می ماند ٬ یعنی همان حالتی که هر آدمه " نو دین " ٬ در پی سوز و گدازها ٬ در آغوشه خدا از حال می رود . آگوستین بر زمین فتاده و گریان ٬ ناگاه آوازه کودکی از همسایگی می شنود که می گوید : (( Tolle , Lege )) یعنی (( برخیز و بخوان ! برخیز و بخوان ! )) آگوستین این آواز را الهامه غیبی دانسته ٬ برمی خیزد و حیران به سویه آلیپوس می دود و عهده جدید را از دست اش می رباید ...
آگاهی از اعتقاداته آگوستین و هم سنگرانش در کلیسا می تواند دیدی وسیع در تحلیله نتایجه این نظرسنجی به ما هدیه کند .
میراثه آگوستین برایه مسیحیان ٬ دینی است که به آدمی می آموزد انسانیته خود را تا به ابد معیوب بینگارد و او را از خویشتن اش بیگانه سازد . این بیگانه گی ٬ بیش از همه ٬ در نکوهشه آمیزشه جنسی در کل ٬ و خوارشماریه زنان به ویژه ٬ خود را نشان می دهد . با آنکه مسیحیت در آغازه کارش نظره بس خوبی نسبت به زنان داشت ٬ در زمانه آگوستین گرایشی زن گریزانه در غرب پا گرفت .
به عنوانه مثال ترتولیان می نویسد : (( آیا می دانید هرکدام از شما یک حواست ؟ محکومیته خدا این جنس را ٬ که شمایید ٬ تا به امروز پا برجاست . پس لازم می آید که گناه نیز همچنان باقی باشد . شما بابه اهریمن اید ٬ شما شکنندگانه مهره درخته ممنوعه اید ٬ شما نخستین سرپیچندگان از قانونه خدایی هستید ٬ شما همان زنی هستید که مرد را که شیطان جرات نداشت با او درافتد ٬ از راه به در بردید . شما آدم این صورته خدا ٬ را خوار کردید . از همین خیانتگریه شماست که حتی پسره خدا می بایست بمیرد . ))
آگوستین نیز با او همداستان است . او به دوستی می نویسد : (( چه فرقی می کند ٬ خواه همسر و خواه مادر ٬ او همان حوایه وسوسه گر است که در هر زنی هست و باید از او پرهیخت . ))
آگوستین در واقع گیج است که چرا خدا باید جنسه ماده را آفریده باشد . می گوید به هرحال : (( اگر آدم به همدم و همزبان نیاز داشت ٬ بسی بهتر بود که دو مرد دوستانه با هم می بودند تا یک مرد و یک زن ))
و بعد از این سالهایه متعدد و گذارهایه گوناگون در غرب ٬ هنوز در یکی از مهدهایه مدرنیته ٬ زنان باید داغه ننگه جنسیتی گناه آلود و پلشت ٬ که مایه ی نفرت و ترس است را برخود هموار سازند . وای به روزه ما قومه عقب مانده و بیچاره لباسه بدن نما پوشان و مست شده هایه غیره محتاطه این قوم .
براساس يافتههايه موجود ، نزديک به نيمي از زنان ايراني از کم خوني رنج ميبرند و حدود 20 درصد از آنها نيز ، به علت کم خوني ، بيش از سايرين در معرض مرگ و مير قرار ميگيرند .
نيمي از زنان بالايه 15 سال دچار کوتاهي قد و سوء تغذيه هستند و همين امر ميتواند احتمال مرگ و مير مادران ، بيماري هنگام زايمان و تولد نوزادان کم وزن را افزايش دهد .
همچنين ، نتايج تحقيقات حاکي از آن است که کم خوني و سوء تغذيه در زنان ميتواند عواملي همچون اضطراب ، فشارهاي روحي ، افسردگي ، ضعف در يادگيري و نداشتن قدرته تصميمگيري در زمينه ي مسائل اساسي زندگي مانند بارداري و مراقبت از کودک را افزايش دهد .
" منبع : ايسنا "

خانم بوردا حرفه خود را از سال ۱۹۴۹ با خريد يک انتشاراتی کوچک آغاز و يک سال بعد ، مجله خود با عنوان Burda Fashion را منتشر کرد . وی در سال ۱۳۵۲ شروع به گذاشتن الگوهای خياطی در داخل مجله خود کرد تا به زنان در اروپای جنگ زده کمک کند از راه دوختن لباسهای خود در هزينه شان صرفه جويی کنند .
اين مجله اکنون به ۱۶ زبان و در ۸۹ کشور منتشر می شود و حتی هنوز هم ميان زنان ايرانی محبوبيت دارد . هنگامی که خانم بوردا شرکت خود را تاسيس کرد ، ۴۸ کارمند داشت و فقط يک نشريه داشت ولی امپراتوری انتشاراتی وی اکنون ۲۴۱ عنوان نشريه خياطی و مد از جمله بوردای کودکان منتشر می کند . از اين مجموعه ، ۱۸۶ عنوان در بيرون از آلمان منتشر می شوند . " مجله ی بوردا "
با وجود محبوبيت پوشاک فروشگاه های زنجيره ای مانند Gap و Zara و البسه دوخت چين ، گردش مالی شرکت خانم بوردا يک ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار برآورد شده است .

وی اولين ناشر مجلات در غرب شد که به بازار اتحاد شوروی سابق در کشاکش جنگ سرد راه يافت و نسخه روسی مجله بوردا را دو سال پيش از فروپاشی ديوار آهنين منتشر کرد .

خانم بوردا که پدرش راننده لوکوموتيو بوده ، در شهر افنبورگ در جنوب غربی آلمان به دنيا آمد و پنجشنبه سوم نوامبر در همان شهر جان سپرد . وی تا سال ۱۹۹۴ شرکتش را اداره می کرد و بعد زمام امور را به يکی از سه پسرش واگذار کرد که اکنون مالک شرکت رسانه ای هبورت بورداست .
منبع : بی بی سی
شرکت " نيو لوک " که سومين فروشنده بزرگ پوشاک زنانه در بريتانياست ، فروش اين بيکينی تايمردار در سواحل برايتون ، در ساحل جنوبی انگلستان ، را آغاز کرده است .
حدود ۵۹ درصد بريتانيايی ها اذعان می کنند که هنگام حمام آفتاب به خواب می روند و در نتيجه آفتاب سوخته می شوند . طراحان اين بيکينی می گويند که تايمری آلارم دار هر يک ربع به زنان يادآوری می کند که بيدار شوند و به سايه بروند يا بغلتند تا طرف ديگر بدنشان برنزه شود .
هاش لادا ، مدير بازاريابی شرکت نيو لوک گفته است : " آفتاب سوختگی ، علاوه بر تبعاتش برای سلامتی سبب می شود که پوست بدن بسوزد يا پوسته پوسته شود که برای زنان منظره خوشايندی نيست . در حالی که ۵۶ درصد مردان معتقدند پوست آفتاب سوخته و پوسته پوسته شده زنان جذاب نيست ، ما اميدواريم بيکينی تايمردار به مشتريان ما کمک کند تا از آن اشتباه اجتناب کنند و هنگامی که لباس تابستانی شان را می پوشند ، احساس اعتماد به نفس کنند . "
قيمت اين بيکينی ۳۵ دلار اعلام شده است .
تاریخچه
اولين بيکينی را يک طراح فرانسوی به نام لويی ريرد در پنجم ژوييه ۱۹۴۶ در پاريس به نمايش گذاشت و از آن زمان تاکنون اين محصول در ميان زنان بسيار محبوبيت يافته است . چهار روز پيش از عرضه بيکينی ، آمريکا در جزايری به همين نام در جنوب اقيانوس آرام آزمايش اتمی انجام داد و چون بسيار خبر ساز شد ، آقای ريرد تصميم گرفت بر اين موج خبری سوار شود .
البته اين لباس بقدری " ناکافی " به نظر می رسيد که ابتدا هيچ مدلی در فرانسه حاضر نبود آن را بپوشد . از همين رو ، آقای ريرد ناگزير شد رقاصی به نام ميشلن برناردينی را از يکی از کازينوهای پاريس به خدمت بگيرد . خانم برناردينی با پوشيدن بيکينی به سرعت از گمنامی خارج شد و ۵۰ هزار نامه از هوادران جديدش دريافت کرد .
اما بسياری از کشورهای کاتوليک اين لباس را منع کردند زيرا کشيشان می گفتند که " آن همه چيز يک زن را به جز نامش عيان می سازد " . از هاليوود نيز خواسته شد که فيلمهايش را عاری از بيکينی نگه دارد . حتی استر ويليامز ، فوق ستاره شنا ، اعلام کرد : " پوشيدن بيکينی عملی ناعقلانه است . "
اما آقای ريرد دلسرد نشد و در پاسخ به انتقادات اين شعار بازاريابی را بر سر زبانها انداخت : " بيکينی اصل بايد آنقدر کوچک باشد که بتوان آن را از حلقه ازدواج عبور داد . "
در سال ۱۹۵۱ پوشيدن بيکينی در مسابقات انتخاب ملکه زيبايی منع شد ، ولی در سال ۱۹۵۷ بريژيت باردو ريسک کرد و بيکينی را برای فيلم "و خدا زن را آفريد" پوشيد .
در خلال دهه ۱۹۸۰ فروش بيکينی رو به کاهش نهاد و تنها ۳۳ درصد بازار لباس شنا به اين محصول تعلق داشت . حتی آقای ريرد ناگزير شد شرکت خود را تعطيل کند . اما در دهه ۱۹۹۰ سريال تلويزيونی Baywatch نقش به سزايی در احيای بيکينی ايفا کرد . حتی ستاره آن ، جين لی نالين ، در يک مستند با عنوان "تاريخچه بيکينی" نقش آفريد .
امروزه فناوری دست به دست بيکينی داده است . اينترنت نيز بر محبوبيت اين محصول افزوده و اين کلمه يکی از پر جوينده ترين واژگان جستجو در شاهراه اطلاعات است .
منبع : بی بی سی
شایان ذکر است به جهت احترام به مذهب رسمی کشور از درج عکس خبر صرف نظر شد .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|